یک جشنواره و بیست‌هزار آرزو | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۲۱:۲۵:۱۱
نگاهی اجمالی به برگزاری سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر؛

یک جشنواره و بیست‌هزار آرزو

روز گذشته سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر با تمام فراز و فرودها بالاخره به ایستگاه پایانی خود رسید.

روز گذشته سی‌وسومین جشنواره بین‌المللی موسیقی فجر با تمام
فراز و فرودها بالاخره به ایستگاه پایانی خود رسید و در مراسم اختتامیه، تکلیف
جوایز پرحاشیه باربد هم روشن شد تا پرونده موسیقی فجر برای یک سال دیگر بسته شود. در
ادامه قرار است مروری اجمالی داشته باشیم بر برخی اجراهای مهم جشنواره موسیقی فجر سی‌وسوم.

به گزارش «صبا»، امسال اگرچه شاهد حضور موزیسین‌های برجسته
ایرانی همچون حسین علیزاده، کیهان کلهر، محمدرضا درویشی و یا حتی همایون شجریان و
برادران پورناظری که از اقبال عام برخوردار هستند نبودیم، اما حضور چند موزیسین
برجسته غیرایرانی و همچنین گنجاندن چند اجرای متفاوت از موزیسین‌های جوان ایرانی
توانست تا حدودی خلاء بزرگان را پر کند.

جالبوت و رنگین‌کمان شگفت‌انگیز ریتم‌ها

یکی از به‌یادماندنی‌ترین اجراهای ایرانی در جشنواره امسال،
کنسرت گروه جالبوت در برج آزادی بود که بسیاری از علاقه‌مندان موسیقی که شاید
چندان با این گروه بندرعباسی آشنایی نداشتند را شگفت‌زده کرد. گروه موسیقى جالبوت از
سال۱۳۹۳ در بندرعباس شروع به کار کرده است. «جالبوت» در اصطلاح محلی نوعى لنج(کشتى
چوبى) بادبانى را می‌گویند که در گذشته مورد استفاده ساحل‌نشینان خلیج‌فارس قرار می‌گرفته
است. اجرای ريتم‌های متنوع؛ تكنوازی‌های تحسين‌برانگيز و استفاده از اشعار مناسب و
همچنين انتقال حس قوی از طرف خواننده، اجراهای اين گروه را نسبت به دیگر اجراهای
تلفیقی جشنواره متمایز می‌کرد. شايد بتوان جالبوت را به‌طور خالص به‌عنوان يك گروه
در ژانر رگه دسته‌بندی كرد كه به‌خوبی از تركيب ريتم‌هاي جنوبی و ضدضرب‌های رگه بهره
می‌برد. آلبوم اين گروه به‌زودي منتشر می‌شود و مطمئنا از این گروه موسیقی پس از
این بیشتر خواهیم شنید.

ابراهیم علوی و ساز به‌مثابه یکی از اعضای بدن

شاید بشود گفت تندیس ملایم‌ترین اجرای جشنواره را بدون هیچ
رقیبی باید برای اجرای ابراهیم علوی و دو نوازنده همراهش ساخت. تماشاگران در برج آزادی
شاهد بودند که ساز مثل یکی از اعضای بدن ابراهیم علوی در این اجرا بود. اجرایی
مینی‌مال و در عین حال دلنشین که بعضا با صدای بسیار خالص، شفاف و کال ابراهیم
علوی همراهی می‌شد. به‌نظر می‌رسید نوازندگان این اجرا به هیچ عنوان قرار نبوده با
کسی مسابقه نوازندگی بدهند بنابراین انتقال احساس به‌درستی در همه طول کنسرت، از
نوازندگان به تماشاگران انجام می‌شد. نوازنده کاخن، به سازش ضربه نمی‌زد، آن را
لمس و حتی نوازش می‌کرد و صداهایی که از کاخن تولید می‌شد نظیر صداهایی نبود که از
دیگر کاخن‌ها می‌شنویم. همه این مولفه‌ها دست‌به‌دست یکدیگر ‌دادند تا در شب کنسرت
ابراهیم علوی، اجرای منحصربه‌فردی شکل بگیرد و در خاطر بماند.

کوارتت کلنکه و نظم ‌مثال‌زدنی موسیقی کلاسیک

یکی از برجسته‌ترین اجراهای کلاسیک امسال، کنسرت کوارتت
کلنکه از کشور آلمان بود که در سالن اصلی فرهنگسرای نیاوران برگزار شد و توانست
نظر علاقه‌مندان و کارشناسان موسیقی کلاسیک را به خود جلب کند. تا آن‌جا که آروین
صداقت‌کیش؛ منتقد تاثیرگذار بر موسیقی ایران، درباره این اجرا در سایت نویز در
مطلبی با عنوان «نشستن در نقطه‌ی تعادل» می‌نویسد: «از همان هنگام که لا-ر، دو نت کشیده‌
سوژه‌ی اصلی مجموعه‌ی «هنر فوگ» باخ را ویلن نواخت مشخص بود که قرار است «کوارتت کلنکه»
چه ردای متفاوتی (نسبت به اجرای مشهورتر کوارتت‌های اِمِرسون، جولیارد و کِلِر) بر
تن این فوگ‌های به‌غایت هنرمندانه‌ در معما رهاشده بپوشاند، و از آن بیشتر تا چه اندازه
قرار است موسیقی با همان سوژه‌ گشاینده همچون نوشدارو به یک کرشمه دیگر اجراهای جشنواره
را (چهار اجرا که پیش از آن دیده بودم) از خاطر بزداید و به رویدادی در دل فرهنگسرای
نیاوران تبدیل شود.

اعضای کوارتت برای رپرتوار کونتراپونکتوس‌های I، II و IX را برگزیده بودند. جمله‌بندی
روشن و درعین‌حال به‌خوبی با دیگران تنیده که همزمان استقلال و پیوند خطوط را برقرار
نگه می‌داشت، جریان شدت‌وری منحصربه‌فرد، حساسیت وسواس‌گونه‌ نوازندگان نسبت به یکدیگر
در ظرایف که خصلت غیرگفت‌وگویی را به ویژگی گفت‌وگومانند کوارتت نزدیک می‌کرد، انرژی
حیاتی بسیاری را همچون یک حل به کاراکتر معمایی فوگ‌ها بخشیده بود و بی‌وقفه و یک‌نفس
شنوندگان را جذب خود می‌کرد….»

سالن‌های خالی اجراهای فوق‌العاده

یکی از نکاتی که در جشنواره امسال موسیقی فجر نمود زیادی
داشت تعداد کم تماشاگران در اجراهایی بود که از نظر کیفیت نوازندگان و به‌طور کلی
کیفیت اجرا هیچ کم نداشتند و در صورت مخاطب‌شناسی مناسب و تبلیغات و اطلاع‌رسانی
درست، متولیان جشنواره می‌توانستند کاری کنند مخاطبان بیشتری از آن‌ها بهره ببرند.
سیامک قلی‌زاده؛ روزنامه‌نگار و منتقد موسیقی در موسیقی ما در همین باره می‌نویسد:
«آنچه در جدول جشنواره جذاب به نظر می‌آمد بخش بین‌الملل بود. حضور چند موزیسین بزرگ(ارکان
اگور، همایون سخی، پرویز شهیدخان) از کشور‌های همسایه و البته از همه مهم‌تر حضور مانوکچه
درامر جزِ فرانسوی که شاید بی‌راه نباشد اگر بگوییم شناخته‌شده و گران‌ترین موزیسین
حاضر در جشنواره بود. اما برای این چند موزیسین جهانی چه اتفاقی افتاد؟ آیا از تمام
پتانسیلی که این نام‌ها داشتند استفاده شد؟ به غیر از مائو کچه هیچ کدام حتی نیمی از
بلیت‌هایشان هم فروش نرفت. امروز در مراسم رونمایی آلبوم‌های ایرانی، برای چند جوان
که اول راه هستند حداقل صد نفر حاضر می‌شوند. اما جشنواره‌ بین‌المللی فجر نتوانست
برای موزیسینی بین‌المللی مانند ارکان اگور صد بلیت بفروشد. حتی همان افرادی هم که
با بلیت‌های مهمان آمدند انتظار داشتند ارکان را با گیتار فرتلسش ببینند چرا که اطلاع‌رسانی
درستی در زمینه نشده بود و در سایت بلیت فروشی هم نمونه کارها و حتی عکسی از بیشتر
گروه‌های خارجی وجود نداشت. شاید فکر کنیم موزیسین ترک که هرچقدر هم بزرگ باشد در ایران
طرفداری ندارد. اما اگر همین ارکان اگور را رامین صدیقی با نام نشر هرمس به ایران آورده
بود بدون شک تمام بلیت‌هایش به فروش می‌رفت. کمااین‌که در این سال‌ها بسیاری از هنرمندان
غیرایرانی را دعوت کرده و به‌راحتی حداقل یک شب تمام بلیت‌های سالن نیاوران فروخته
است. هنرمندانی که بعضاً به بزرگی ارکان اگور هم نبودند. چرا که او در ۱۸سال تجربه
بسیار آموخته و یک‌شبه به چنین جایگاهی نرسیده است. او حالا یاد گرفته برای دعوت
10هنرمند و برنامه‌ریزی چند تک‌کنسرت باید یک سال زودتر برنامه‌ریزی کند تا همه چیز
طبق روال پیش برود. دقیقاً اتفاقی که در فستیوال تابستانه‌اش افتاد. جشنواره‌ از زمان
حال عقب است. نمونه‌ واضح چنین چیزی در تبلیغات جشنواره دیده می‌شود. امروز شاید بیلبوردهای
تبلیغاتی در خیابان و اتوبان هنوز گزینه مهمی برای تبلیغات باشد اما آیا جشنواره فجر
نسبت به هزینه‌هایی که برای این بیلبوردها کرده نتیجه‌ هم گرفته است؟ این‌که عکس هنرمند
افغان، همایون سخی در تقاطع خیابان زرتشت و ولیعصر نصب شود آیا تاثیر در شناخته شدن
و جذب مخاطب دارد؟ بهتر نبود یک ویدئوی جذاب برای این هنرمندان تهیه می‌شد و با هزینه‌
بسیار کمتر در شبکه‌های مجازی پخش می‌شد؟ به‌جز ویدئوهای یک‌دقیقه‌ای که برای برخی
از موزیسین‌ها در کانال و اینستاگرام سایت موسیقی ما تبلیغ شد هیچ کار مثبت دیگری در
زمینه تبلیغات مجازی و پی‌آر انجام نشد. امروز هر کسی می‌داند تبلیغات در اینستاگرام
و تلگرام مهم‌ترین تاثیر را دارد و جشنواره موسیقی فجر نمی‌تواند کانال، گروه یا صفحه
اینستاگرامی را در مدت سه سال به‌شکل منظم مدیریت کند. اگر از سال اول تا امروز تیمِ
جشنواره چنین اقدامی انجام می‌داد امروز خیلی راحت‌تر تبلیغات را انجام می‌داد. اگر
یک کلیپِ جذاب از اجرای همایون سخی ساخته شده بود و حداقل بین افغان‌های ساکن تهران
دست به دست می‌شد بدون شک خیلی زود تمام بلیت‌های کنسرتش فروش می‌رفت.»

اجراهای پاپ در سالن وزنه‌برداری

مهم‌ترین نقطه ضعف جشنواره اما همان‌طور که بارها هم در
رسانه‌های مختلف اشاره شد اجراهای پاپ در سالنی موسوم به ایرانیان واقع در سالن
وزنه‌برداری مجموعه ورزشی آزادی بود که علاوه بر دوری مسیر که زحمات زیادی برای
تماشاگران و گروه‌ها ایجاد می‌کرد، تحت هیچ عنوان از شرایط و امکاناتی که یک سالن
برای برگزاری یک کنسرت موسیقی باید می‌داشت، برخوردار نبود. حتی در جایی به
مسمومیت صوتی تماشاگران کنسرت‌های پاپ اشاره شد که تنها به‌دلیل استاندارد نبودن
سالن‌ اتفاق افتاده بود. این‌طور به‌نظر می‌رسد که مسئولان و متولیان جشنواره
شایسته بود احترام بیشتری برای علاقه‌مندان موسیقی پاپ قائل می‌شدند و شرایط مناسب‌تری
برای این کنسرت‌ها در نظر می‌گرفتند. هرچند همچنان تعداد زیادی از منتقدان اعتقاد
دارند حضور اجراهای پاپ در جشنواره لزومی ندارد و حتی بلیت‌فروشی امسال نشان داد
این اجراها از نظر مالی هم کمک چندانی به جشنواره نمی‌کنند.

کماکان، کماکان می‌درخشد

مهدی ساکی در روز پایانی جشنواره موسیقی در برج آزادی روی
صحنه رفت و اجرایی گرم و متفاوت را از آثار گذشته‌اش رقم زد تا هچنان احساس کنیم
کماکان در اجراهای زنده‌اش می‌درخشد. در این اجرا که ابراهیم علوی هم به‌عنوان
نوازنده گیتار و عود همراهیش می‌کرد، ساکی قطعات آشنای همیشگی‌اش را برای
تماشاگران اجرا کرد و حاضران در سالن سرشار از وجد حاصل از اجرای صمیمی و پرشور
کماکان، در تک‌تک قطعات با گروه همراهی می‌کردند. شاید اگر حواشی و انصراف‌های
متوالی جوایز باربد نبود این اجرا می‌توانست حسن ختامی برای جشنواره به حساب
بیاید.

به هر ترتیب جشنواره سی‌وسوم با همه قوت‌ها و ضعف‌هایش به
پایان رسید و اهالی موسیقی باز هم ماندند با بیست‌هزار آرزویی که برای ظرفیت‌های
عظیم موسیقی در این مملکت دارند. ما ماندیم با حسرت ندیدن اجرای خالوقنبر راستگو،
چرا که اصلا اطلاع‌رسانی نشده بود و کسی علم غیب نداشت کنسرتی تحت عنوان «موسیقی
جنوب ایران» می‌تواند در برگیرنده اجراگر بزرگی همچون خالوقنبر باشد. ما ماندیم و تاسفمان
بابت همه آنچه موسیقیمان می‌توانست داشته باشد و اکنون ندارد و یک سال دیگر صبر می‌کنیم
تا همچنان شاهد باشیم چه فرصت‌سوزی‌ها یا احیانا فرصت‌سازی‌هایی سال آینده رخ
خواهد داد.

سهند آدم‌عارف

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها