پل استر در کتاب «مون پالاس» مینویسد: ما همیشه با در جای درست بودهایم در زمان غلط، یا در جای غلط بودهایم در زمان درست. همیشه به همین شکل همدیگر را از دست دادهایم. این نقل قول شرح حالی کوتاه از فیلم «صبحانه زرافهها» اثر سروش صحت است.
فیلم «دست ناپیدا» با ریتم کند، بازیهای معمولی و داستانی فاقد کشمکشهای دراماتیک نمیتواند ارتباط خوبی با مخاطب برقرار کند و علاوه بر بعد ندادن به شخصیتها و فقدان نمایش انگیزه برای آنها، در تبدیل این موقعيت نمایشی به یک درام قوی موفق عمل نمیکند.
نقدی بر آثار چهل و دومین جشنواره فیلم فجر؛ «صبحانه با زرافهها»
پرسش اینجاست که یک کارگردان وطنی تا چه اندازه مجاز است دست به چنین اقتباس و بازتولید حوادث روی داده در یک فیلم دیگر بزند؟ آیا در این صورت نباید به مخاطب توضیح دهد که این فیلم اقتباسی آزاد یا نعل به نعل از فیلم دیگری است؟
نقدی بر آثار چهل و دومین جشنواره فیلم فجر؛ «قلب رقه»
حسین نمازی باری دیگر با مصائب یک خانواده به جشنواره فجر بازگشته است. او پس از «شادروان» و فضای جالب توجه آن «شهسوار» را ساخته است. بستری که در ایده اولیه دو فیلم دیده میشود، دارای تشابهاتی است. به همین سبب از حسین نمازی ساخت یک تریلوژی انتظار میرود.
نقدی بر فیلمهای چهل و دومین جشنواره فیلم فجر؛ «دو روز دیرتر»
چیزی که باعث شده «دو روز دیرتر» در مقایسه با کمدی رمانتیکهای مشابه، همدلی و همراهیِ کمتری را در مخاطب برانگیزد، علاوه بر داستان کلیشهای و بارها تکرار شدهاش به مستقیمگویی شعارگونۀ شخصیتهایش نیز برمیگردد که گویی منویات و خواستههای سرمایهگذاران فیلم را قرار است به شکل یک بیانیۀ سینمایی به مخاطب القا کنند.
نقدی بر آثار چهل و دومین جشنواره فیلم فجر؛ «صبح اعدام»
وقتی از وقایع تاریخی بحثی به میان میآید، معجونی از ژانرهای مختلف در ذهن مخاطب خوشرقصی میکند. از جنایی و رازآلود گرفته و تا وحشت و درامِ دادگاهی. فیلم «صبح اعدام» از سینمای ملودرام برای روایت اعدام شدنِ طیب حاجرضایی و حاج اسماعیل رضایی بهره برده است.
مشکل فیلمنامه کمبود خوراک واقعی برای ساختن یک داستان دراماتیک است. آن چیزی که فیلم به عنوان مواد اولیه برگرفته از واقعیت روی آن انگشت گذاشته است، به اندازه یک فیلم سینمایی نیست و به همین جهت، فیلمنامه به صورت کشدار، به تکرار دیالوگها میپردازد.
بازیهای متوسط و به طور کلی بزرگسالان فیلم و فیلمنامه ضعیف در میان تصاویری با فیلتر قدیمی و بازسازی حال و هوای گذشته به تصویر کشیده میشود، «تابستان همان سال» را با ریتمی کشدار و داستانی کند روبهرو میکند که در اواخر آن تماشاگر با دیدن چندین بار فیدآوت، میتواند فیلم را پایان یافته تلقی کند.
نقدی بر آثار چهل و دومین جشنواره فیلم فجر؛ «تمساح خونی»
هر چند فیلم از نظر ریتم و کشش، گاهی دچار افت شده و فقدان خوراک دراماتیک کافی، باعث میشود که مخاطب از جایی به بعد، مدام به ساعتش نگاه کند، اما در مجموع میتوان گفت جواد عزتی توانسته در قامت یک کارگردان سینما، حتی بهتر از یک بازیگر آشنا که در طول سالها میرود که بازیاش برای مخاطب تکراری شود عمل کرده و نوید ظهور جریان جدیدی را به سینمای ایران بدهد. *سحر ناسوتی
نقدی بر آثار چهل و دومین جشنواره فیلم فجر؛ «تمساح خونی»
کارگردان/بازیگر، با تکیه بر تجارب و شناختش از کمدی موقعیت، تلاش دارد تا در اولین فیلمش، استانداردهای موجود در سینمای کمدی را رعایت و حتی در یکی دو سکانس ویژه، توانایی خودش را در جمع و جور کردن خوب کار به نمایش بگذارد و به نوعی به کمال مطلوبِ خوش بودن با فیلم برسد.