به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری صبا، جعفر گودرزی منتقد سینما در یادداشتی به نقد و بررسی فیلم «پوست» اولین فیلم بلند برادران ارک پرداخته است.
گودرزی نوشته است: «پوست اولين فيلم بلند سينمايي برادران ارك است كه در گام اول فعاليت شان در حد و اندازه های درست و قابل قبول ظاهر شده اند. فيلم روايتگر يكي از افسانه های محلي آذربايجان است و به جن و طلسم و جادو مي پردازد و به زبان تركي است و زير نويس فارسي.
سينماي ايران در زمينه پرداختن به چنين موضوىعاتي هميشه فقير بوده و نتوانسته در اين مسير عرض اندام كند و حال كه برادران ارك چنين جسارتي به خرج داده اند و سراغ موضوعي رفته اند كه هزار اما و اگر و شايد و…درباره اش وجود دارد ، بايد برايشان احترام قائل شد و دست مريزاد گفت.
فيلم قصه مردي به نام آراز است كه عاشق دختري مسيحي به نام مارال است،اما براي وصال اين عشق موانعي سخت بر سر راه است. دليل اصلي به ثمر نرسيدن اين عشق جادو و طلسمي است كه انجام گرفته و آراز بايد دل شير داشته باشد تا آهوي خود را صيد كند. قصه فيلم را عاشيقلار پيرمرد نوازنده محلي، در قهوه خانه روايت مي كند.با شعر و قصه اي كه از آراز و مارال مي گويد ما به متن ماجراها وارد مي شويم. اما وقتي با فيلمنامه همراه مي شويم حفره ها سر باز مي كند. شخصيت ها به جز آراز، بقيه معلق،گنگ و نامفهومند. سيد كيست؟ جايگاهش در اين مثلث عشقي كجاست؟ او كه قرباني يك عشق مي شود كنش و واكنشش چيست و چرا اين قدر زود از معركه و سير قصه حذف مي شود؟ گويا فيلمنامه نويس حرفي درباره او نداشته و زود خودش را از شر اين كاراكتر خلاص مي كند.
مارال هم كه حضور فيزيكي دارد ، دردي از قصه دوا نمي كند و كشش و تعليق و جذابيتي را با خود به همراه نمي آورد. به راستي چرا مارال به اندازه آراز حس و حال و انگيزه عشق در وجودش متبلور نشده است؟ علل و دليل مخالفت هاي مادر آراز براي وصال اين عشق چيست؟ چه اتفاقي افتاده و يا خواهد افتاد كه اين قدر محكم و قاطعانه سد راه اين عشق مي شود؟ انگيزه اش چيست؟
ابراهيم اما به آراز نشان مي دهد جايي كه يك مرد واقعی وجود داشته باشد، عشق به يك نامرد واگذار نمي شود و بايد از خود مايه گذاشت تا به عشق رسيد. عشق واقعي از سحر و جادو و طلسم قوي تر است.
فيلمساز از نماد شير به عنوان ياور و ياري رسان استفاده و بهره دراماتيك نمي برد و اين عامل مهم و ارزنده كاركردي در قصه پيدا نمي كند و در نهايت فقط يك پوستين است بدون هيچ پرداخت زيبايي شناسانه اي. براي فيلم زحمت زيادي كشيده شده اما داستان واقعي و امروزي فيلم با شيوه بيان و لحن افسانه اي آن در تقابل و منافات است و براي مخاطب هم قابل هضم نيست.
بازي بازيگران بومي و محلي در فيلم قابل تقدير است. همه شان جلوي دوربين زندگي مي كنند. البته از تاثير انتخاب درست لوكيشن ها و موسيقي و تدوين هم نبايد غافل شد.»
انتهای پیام/