تماشاگرانِ «درخت گردو» با درد مردم سردشت اشک می‌ریزند | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۵:۱۱:۰۸
نقد آثار سی و هشتمین جشنواره ملی فیلم فجر؛

تماشاگرانِ «درخت گردو» با درد مردم سردشت اشک می‌ریزند

«درخت گردو» ساخته محمدحسین مهدویان نظر مثبت جعفر گودرزی منتقد سینما را برانگیخته و آن را اثری تاثیرگذار در زمینه مردم رنج دیده سردشت می داند.

به گزارش خبرنگار سینمایی خبرگزاری صبا، جعفر گودرزی نویسنده و منتقد، از اعضای هیات مدیره انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران و دبیر سه دوره جشن منتقدان در یادداشتی به فیلم «درخت گردو» ساخته محمدحسين مهدويان که نمایش آن در سی و هشتمین جشنواره ملی فیلم فجر با واکنش های مثبتی نیز روبه رو شده پرداخته است.

وی در این یادداشت آورده است: «درخت گردو قصه به تصوير كشيدن بمباران شيميايي سردشت و دردها و آلام مردم نجيب و بزرگ آن خطه است.

مهدويان ديگر استاد ساختن فضاهاي مستند و به تصوير كشيدن عين و خود زندگي در فيلم هايش است. فيلم شروع خوب و درستي دارد و مخاطب را با فضا و موقعيت و جغرافياي قصه آشنا مي كند. در همان ابتدا مدام با نشان دادن تصوير روي جايگاه شخصيت اصلي فيلم كه همان درخت گردو است تاكيد دارد. درختي مغرور و سركش كه به هنگام بداقبالي و اتفاقات ناخوشايند و سخت مظهر پايداري است.

مهدويان ديگر با ساخت چند فيلم، روانشناسي ارتباط با مخاطب را خوب بلد است، مولفه هاي چگونگي جذب و مسحور کردن مخاطب و همراه كردنش با قصه و فيلمش را خيلي خوب مي شناسد. قصه و تصاوير فيلمش نفس گير، پر از حس و تعليق و سرشار از انسانيت و شعور است. داستان فيلم خوب تعريف مي شود، ماجراها خوب در هم تنيده مي شوند و مهدويان به درست ترين شكل ممكن روايت قصه اش را انجام مي دهد.

تصاوير بمباران شيميايي سردست آن قدر دردناك و سينمايي به تصوير كشيده مي شود كه روح و جان مخاطب را با اثر درگير و همراه مي كند. فيلم پر است از صحنه هاي تكان دهنده و تاثيرگذار؛ از صحنه مواجهه قادر با بچه هايش در سردخانه و نماز خواندن و دفن آنها پاي درخت گردو آن هم تك و تنها تا سكانسي كه جنازه كفن پيچ شده دو فرزندش را روي دوشش انداخته و به دل جاده مي زند.

«درخت گردو» سينماست به معناي مطلقش. مهدويان چقدر خوب بلد است با زبان سينما حرف بزند و چقدر با تدبير و هوشمندانه دريافته اين فيلم، فيلم ديالوگ و گفتگو نيست بلکه فيلم تصوير است، فيلم جزييات است و اي كاش حتي در جاهايي همام تصاوير قدرتمند با مخاطب حرف مي زدند نه نريشني كه گاه ارتباط مخاطب با فيلم را دچار خدشه مي كند.

«درخت گردو» با روايت درستش، همدردي مخاطب با مردم سردشت را رقم مي زند. مخاطب براي تك تك شخصيت هاي فيلم غم و روزگار سختي كه بر مردمان آن خطه گذشته چون شمع مي سوزد و اشك مي ريزد و همذات پنداري مي كند.

«درخت گردو» يك پيمان معادي بي نظير دارد، با گريمي درخشان و متناسب با شخصيتش و چقدر آن دندان شكسته اش درست طراحي شده و و درچهره اش نشسته است و قطعا بخت اصلي دريافت سيمرغ بهترين بازيگر مرد جشنواره ٣٨ است. معادي در اين فيلم قدرت بازيگري اش را به رخ كشيده و در بسياري از صحنه ها بار اصلي و مفهومي فيلم را با هنرنمايي اش جلوه اي دوچندان مي دهد.

اما در كنار آن انتخاب مهران مديري براي نقش دكتر بدترين انتخاب است و حتي مخاطب را از حس و حال و تاثيرگذاري فيلم دور و چون وصله اي نچسب بر پيكره فيلم سنگيني مي كند.

درخت گردو در پايان زيربارش برف، انگار همچون قادر تكيده تر و غمگين تر است و ديگر آن درخت گردوي قديمي نيست، افتاده و تنهاتر شده است.»

انتهای پیام/

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها