
به گزارش خبرنگار صبا، حراجهای هنری را نمیتوان صرفاً با ارقام نهایی و رکوردهای معاملاتی ارزیابی کرد؛ هر فروش، در کنار ارزش اقتصادی اثر، میتواند بازتابی از جایگاه تاریخی هنرمند، سلیقه مجموعهداران و میزان توجه بازار به جریانهای مختلف هنر باشد. پنجمین حراج باران نیز با عرضه همزمان آثار هنرمندان معاصر و آثار تاریخی و تمدنی، تصویری از این پیوند میان ارزش فرهنگی و اقتصاد هنر ارائه کرد. در میان معاملات این دوره، فروش دو اثر از صادق تبریزی بیش از همه جلب توجه کرد؛ هنرمندی که با بهرهگیری از خوشنویسی، شمایلنگاری، نقوش سنتی و عناصر اسطورهای، به زبانی شخصی در نقاشی مدرن ایران دست یافت.
فروش دو اثر از زندهیاد صادق تبریزی، از چهرههای پیشگام مکتب سقاخانه و از هنرمندان تأثیرگذار در شکلگیری زبان نقاشی مدرن ایران، در پنجمین حراج تخصصی هنرهای ایرانی و اسلامی باران، با مجموع ۲۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان، بار دیگر توجه بازار هنر را به میراث تصویری این هنرمند جلب کرد؛ اتفاقی که در امتداد فروش آثار او در بیستوششمین حراج تهران، از تداوم تقاضا برای آثار تبریزی و اهمیت جایگاه او در اقتصاد هنر معاصر ایران حکایت دارد.
پنجمین دوره حراج تخصصی هنرهای ایرانی و اسلامی «باران» شامگاه هشتم آبانماه در مرکز همایشهای بینالمللی رایزن تهران برگزار شد. در این دوره، ۶۹ اثر از ۵۳ هنرمند در کنار مجموعهای از آثار تاریخی و تمدنی عرضه شد که در نهایت ۵۹ اثر با مجموع فروش ۳۶۹ میلیارد و ۶۰ میلیون تومان به خریداران رسیدند. فروش حدود ۸۶ درصد آثار ارائهشده، از جمله شاخصهای قابل توجه این دوره بود.
در میان معاملات این حراج، دو اثر از صادق تبریزی از نظر ارزش معاملاتی و اهمیت هنری مورد توجه قرار گرفتند. نخستین اثر، نقاشی رنگروغن روی بوم از مجموعه اسبهای این هنرمند، در ابعاد ۱۵۰ در ۷۰ سانتیمتر بود که با برآورد ۱۶ تا ۱۸ میلیارد تومان در کاتالوگ عرضه شد و در نهایت به قیمت ۱۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان به فروش رسید. تصویر این اثر پیشتر در یکی از فضاهای شهری تهران، در بزرگراه چمران، نیز به نمایش درآمده بود.
اثر دوم از مجموعه «سوارها یا عشاق» تبریزی بود که با قیمت ۱۲ میلیارد تومان چکش خورد. به این ترتیب، مجموع فروش آثار این هنرمند در پنجمین حراج باران به ۲۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان رسید.
مهرداد فلاح، رئیس بنیاد زندهیاد صادق تبریزی، درباره اهمیت این نتایج گفت: «به اعتقاد من، برای ارزیابی آثار صادق تبریزی نباید صرفاً به ارقام ثبتشده در حراجها نگاه کرد. این ارقام بخشی از واقعیتاند، اما بخش مهمتر، جایگاه تاریخی و ویژگیهای هنری آثاری است که امروز در بازار عرضه میشوند. تبریزی از هنرمندانی بود که توانست عناصر برخاسته از فرهنگ تصویری ایران، از خوشنویسی و نقوش سنتی تا شمایلها و نشانههای عامیانه و اسطورهای را وارد ساختار نقاشی مدرن کند و از دل این مواجهه، به زبان شخصی و قابل تشخیصی برسد.»
او با اشاره به ویژگیهای فنی و ساختاری دو اثر فروختهشده در حراج باران افزود: «در مجموعه اسبها، با یک موضوع صرفاً روایی یا بازنمایی طبیعت روبهرو نیستیم. اسب در جهان تصویری تبریزی، واجد بار فرهنگی، تاریخی و اسطورهای است. اهمیت نقاشی در چگونگی تبدیل این نشانه به یک عنصر ساختاری در ترکیببندی است. حرکت خطوط، سازماندهی پیکرهها، رابطه میان سطح و نقشمایههای تزئینی و نحوه توزیع عناصر در فضای بوم، همگی در شکلگیری یک ترکیببندی مستقل نقش دارند. در واقع، هنرمند از یک عنصر آشنا در حافظه تصویری ایرانی استفاده میکند، اما آن را با منطق و بیانی متعلق به نقاشی مدرن بازسازی میکند.»
فلاح درباره اثر دوم نیز اظهار کرد: «در مجموعه سوارها یا عشاق، رابطه میان پیکرهها و نشانههای تصویری اهمیت ویژهای دارد. تبریزی در این آثار به دنبال بازنمایی واقعگرایانه اشخاص نیست؛ او از پیکره و فیگور بهعنوان اجزای یک نظام نشانهشناختی استفاده میکند. به همین دلیل، آثار او را باید در پیوند میان نقاشی، روایت، اسطوره و حافظه فرهنگی مطالعه کرد. این ویژگیهاست که به آثارش هویتی فراتر از یک موضوع یا شیوه اجرایی مشخص میدهد.»
رئیس بنیاد صادق تبریزی درباره نسبت این فروشها با بازار هنر ایران نیز گفت: «وقتی یک هنرمند در چند رویداد معتبر و در فاصله زمانی نزدیک، نتایج معاملاتی قابل توجهی ثبت میکند، میتوان این اتفاق را از منظر استمرار توجه مجموعهداران به آثار او بررسی کرد. البته قیمت حراج بهتنهایی معیار سنجش کیفیت هنری نیست؛ اما تکرار تقاضا، توجه به آثار شاخص و حضور آنها در معاملات مهم، میتواند نشانهای از تثبیت جایگاه یک هنرمند در بازار باشد. به نظرم آنچه درباره تبریزی اهمیت دارد، همزمانی دو موضوع است: ارزش تاریخی و هنری آثار او و ظرفیت اقتصادی میراثی که از خود به جا گذاشته است.»
او با اشاره به نتایج بیستوششمین حراج تهران ادامه داد: «در آن رویداد نیز دو اثر از صادق تبریزی به ترتیب با قیمتهای ۱۴ میلیارد و ۳۰۰ میلیون تومان و ۷ میلیارد و ۱۵۰ میلیون تومان فروخته شدند. حالا با ثبت فروش ۱۶ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومانی و ۱۲ میلیارد تومانی در حراج باران، شاهد مجموعهای از معاملات قابل توجه هستیم که باید در کنار یکدیگر و با توجه به ویژگیهای هر اثر تحلیل شوند. این روند نشان میدهد که آثار تبریزی همچنان در کانون توجه بخشی از مجموعهداران و فعالان بازار هنر قرار دارند.»
فلاح در ادامه بر ضرورت نگاه تخصصیتر به میراث هنرمندانی چون تبریزی تأکید کرد و گفت: «یکی از مسائل مهم در اقتصاد هنر، تفکیک ارزش هنری از قیمت معاملاتی و در عین حال شناخت رابطه میان این دو است. برای هنرمندی مانند صادق تبریزی، بررسی ابعاد اثر، تکنیک، دوره خلق، منشأ اثر، وضعیت نگهداری، سابقه نمایش و حضور آن در مجموعههای معتبر، در کنار اهمیت تاریخی و زیباییشناختی، برای ارزیابی دقیق ضروری است. نمیتوان همه آثار یک هنرمند را صرفاً با نام او یا با استناد به یک رکورد قیمتی ارزشگذاری کرد. هر اثر باید در بستر تاریخی و فنی خودش بررسی شود.»

در کنار آثار تبریزی، پنجمین حراج باران شاهد معاملات قابل توجه دیگری نیز بود. اثر شاخص «پر سوم» با ادای احترام به استاد محمود فرشچیان، با قیمت ۱۹ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان فروخته شد. همچنین یک اثر از مجموعه خطنقاشیهای برجسته رضا مافی به قیمت ۱۱ میلیارد تومان و اثری از محمد احصایی با عنوان خطنقاشی به قیمت ۸ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان به فروش رسید.
در بخش آثار تاریخی و هنرهای سنتی نیز شاهکار سوخت چرم میرزا آقا امامی با قیمت ۷۹ میلیارد تومان، گرانترین اثر این دوره بود. تابلوی «دیدار شاهانه پادشاه صفوی با پادشاه هندی» اثر محمدعلی ابن آقانجف نقاشباشی با ۵۷ میلیارد تومان در جایگاه بعدی قرار گرفت و نسخه تاریخی قرآن سلجوقی نیز به قیمت ۴۵ میلیارد تومان فروخته شد. پرده گلابتوندوزی عثمانی با طغرای سلطان محمود دوم نیز به قیمت ۳۷ میلیارد تومان چکش خورد.
از دیگر فروشهای این دوره میتوان به نسخه نفیس «مثنوی معنوی» با قیمت ۱۳ میلیارد تومان، قطعه خط علیرضا عباسی با ۱۰ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان، فرش الکی تهران متعلق به کارخانه استاد اصغر با ۴ میلیارد و ۸۰۰ میلیون تومان، قطعه چلیپا از میرعماد با ۳ میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان و اثر خط شکسته نستعلیق درویش عبدالمجید طالقانی با ۳ میلیارد و ۱۰۰ میلیون تومان اشاره کرد.
در این میان، فروش ۸ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومانی خطنقاشی محمد احصایی، با تکنیک رنگ ماشین روی مقوا و در ابعاد ۹۳ در ۶۳ سانتیمتر، نیز از معاملات مورد توجه بود.
آنچه نتایج این دوره حراج را برای بررسی وضعیت هنر ایران قابل توجه میکند، حضور همزمان آثار هنرمندان معاصر و آثار تاریخی در یک بستر معاملاتی است؛ بستری که در آن، ارزش فرهنگی، کیفیت فنی، کمیابی، پیشینه اثر و جایگاه هنرمند در تاریخ هنر، هر یک میتوانند در شکلگیری قیمت نهایی نقش داشته باشند.
صادق تبریزی از نسلی بود که مسئله اصلیاش صرفاً مدرنکردن ظاهر نقاشی ایرانی نبود؛ او در پی بازخوانی ظرفیتهای تصویری و معنایی فرهنگ بومی در قالبی تازه بود. استفاده از خوشنویسی، شمایلنگاری، نقوش سنتی، عناصر اسطورهای و نشانههای هنرهای مردمی در آثار او، بهتدریج به شکلگیری زبانی انجامید که نه بازتولید سنت بود و نه تقلیدی از جریانهای هنر غرب.
از این منظر، فروش ۲۸ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومانی دو اثر او در حراج باران را میتوان فراتر از یک خبر اقتصادی، نشانهای از تداوم حضور یک جریان مهم در حافظه هنری و بازار هنر ایران دانست؛ جریانی که ارزش آن تنها در قیمت آثار خلاصه نمیشود، بلکه در نقشی است که در تعریف نسبت میان هویت تصویری ایرانی و تجربه نقاشی مدرن ایفا کرده است.