امروز یکشنبه, ۱۰ آبان , ۱۴۰۵ ساعت ۱۰:۰۱:۴۲

تبریزی: سینمای مقاومت زمانی اثرگذار است که فیلمساز «جهان خودش» را بسازد

کارگردان «لیلی با من است» از ضرورت عبور از کلیشه، شناخت مخاطب، تحقیق میدانی و اعتماد به فیلمساز گفت

به گزارش  صبا، در نخستین روز برگزاری نوزدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم مقاومت، کارگاه انتقال تجربه کمال تبریزی، کارگردان سینما، با موضوع کارگردانی و بازنمایی جنگ و مقاومت در پردیس سینمایی ملت برگزار شد. این نشست با حضور علاقه‌مندان، هنرجویان و فعالان سینما همراه بود و بخش قابل توجهی از آن به پرسش و پاسخ درباره تجربه‌های فیلمسازی و چالش‌های روایت جنگ و مقاومت اختصاص داشت.

تبریزی در این کارگاه، با مرور تجربه‌های خود از ورود به سینما در سال‌های جنگ تا ساخت آثار سینمایی و تلویزیونی، بر ضرورت شکل‌گیری جهان شخصی فیلمساز تأکید کرد و گفت سینمای مقاومت زمانی می‌تواند به اثری ماندگار و تأثیرگذار تبدیل شود که فیلمساز به جای تکرار الگوهای تثبیت‌شده، نگاه و زبان مستقل خود را در اثر شکل دهد.او با اشاره به تغییر عنوان‌هایی چون سینمای جنگ، سینمای دفاع مقدس و سینمای مقاومت، معتقد بود مسئله اصلی در همه این دوره‌ها، پرسش از چرایی جنگ و تلاش انسان‌ها برای تحمیل خواسته‌های خود از طریق خشونت بوده است.

«روایت فتح»؛ فراتر از ثبت وقایع جنگ

کارگردان «لیلی با من است» در بخشی از این نشست، مجموعه مستند «روایت فتح» را نمونه‌ای از شکل‌گیری یک جهان مستقل در مستندسازی جنگ دانست و با اشاره به نقش و نگاه شهید مرتضی آوینی گفت: تفاوت این مجموعه با بسیاری از مستندهای جنگی آن دوره، عبور از ثبت شتاب‌زده وقایع و رسیدن به نوعی تحلیل و تأمل درباره آدم‌ها، انگیزه‌ها و ویژگی‌های انسانی آنان بود.تبریزی در ادامه، با اشاره به تجربه ساخت مستند «شهادت‌طلبان» در روزهای ابتدایی جنگ، توضیح داد که برخی آثار آن دوره بیش از هر چیز تحت تأثیر التهاب و هیجان واقعه ساخته می‌شدند، در حالی که «روایت فتح» توانست از دل این تجربه، به نگاه و زبان مشخصی برسد.

فیلمساز باید جهان خودش را بسازد

تبریزی مهم‌ترین ویژگی یک فیلمساز را داشتن جهان شخصی و زبان مستقل دانست و تأکید کرد تقلید از آثار موفق دیگران، حتی اگر با علاقه و تلاش همراه باشد، چیزی به سینما اضافه نمی‌کند.او با اشاره به سینمای مؤلف و تجربه فیلمسازانی چون تارکوفسکی گفت: جهان یک فیلمساز باید به اندازه‌ای هویت داشته باشد که حتی بدون دیدن تیتراژ نیز بتوان صاحب اثر را تشخیص داد.به باور او، این مسئله در سینمای مقاومت اهمیت بیشتری دارد؛ چراکه تکرار شعارها، تصویرهای آشنا و قالب‌های تثبیت‌شده می‌تواند ویژگی‌های فردی فیلمساز را از بین ببرد.

«لیلی با من است»؛ نتیجه انتخاب یک زاویه متفاوت

تبریزی در توضیح تجربه ساخت فیلم «لیلی با من است» گفت ایده این اثر از معکوس کردن تصویر رایج رزمنده در سینمای جنگ شکل گرفت. در شرایطی که تصویر غالب از رزمنده، فردی مشتاق حضور در جبهه بود، او این پرسش را مطرح کرد که اگر شخصیت اصلی اساساً نخواهد به جنگ برود و ترس مانع حرکت او باشد، چه اتفاقی در روایت رخ خواهد داد؟به گفته او، شخصیت صادق مشکینی از دل همین تضاد شکل گرفت؛ شخصیتی که جهان و انگیزه‌هایش با فضای غالب پیرامون خود تفاوت داشت.

تحقیق میدانی؛ شرط شناخت جهان اثر

این کارگردان در بخش دیگری از سخنانش، تحقیق عمیق و میدانی را از ضرورت‌های اصلی فیلمسازی دانست و تأکید کرد تجربه مستقیم یک موقعیت، اگرچه می‌تواند مفید باشد، اما جای تحقیق و شناخت دقیق را نمی‌گیرد.او با اشاره به تجربه ساخت نخستین فیلم سینمایی خود، «عبور»، گفت حدود شش ماه با نیروهای تیپ الغدیر یزد رفت‌وآمد و زندگی کرده و با شناخت افراد، خانواده‌ها، انگیزه‌ها و جزئیات زندگی آنان توانسته است به پشتوانه‌ای واقعی برای نوشتن و ساخت فیلم دست پیدا کند.تبریزی همچنین به تجربه ساخت سریال «دوران سرکشی» اشاره کرد و توضیح داد برای پرداختن به موضوع دختران فراری، مدت زیادی با مراکز بهزیستی و افراد مرتبط با این موضوع در ارتباط بوده است.

فیلم کوتاه؛ فرصتی برای نشان دادن جهان شخصی

تبریزی در پاسخ به پرسش هنرجویان درباره مسیر ورود به سینما، فیلم کوتاه را یکی از بهترین فرصت‌ها برای معرفی توانایی و جهان شخصی فیلمسازان جوان دانست.او معتقد بود حتی یک فیلم پنج یا ۱۰ دقیقه‌ای می‌تواند نشان دهد که سازنده آن چگونه جهان را می‌بیند و چه توانایی‌هایی در روایت، تصویر و کارگردانی دارد. به گفته او، امکانات دیجیتال امروز فرصت تجربه و تولید آثار مستقل را برای نسل جوان فراهم کرده است و نباید برای آغاز فیلمسازی صرفاً در انتظار پروژه‌های بزرگ ماند.

هنر با آموزش به‌تنهایی شکل نمی‌گیرد

کارگردان «یک تکه نان» در ادامه درباره نقش آموزش در پرورش هنرمندان گفت کلاس‌ها و دانشگاه‌ها می‌توانند اطلاعات، تکنیک و ابزارهای لازم را در اختیار هنرجویان قرار دهند، اما هنرمند شدن صرفاً با گذراندن دوره‌های آموزشی تضمین نمی‌شود.او با مقایسه هنر با خوانندگی توضیح داد که آموزش زمانی مؤثر است که استعداد و ظرفیت اولیه وجود داشته باشد. از نگاه تبریزی، دانستن برای فیلمساز ضروری است، اما دانش به‌تنهایی نمی‌تواند جایگزین تخیل، خلاقیت و جهان شخصی او شود.

فرم باید از دل محتوای فیلم بیرون بیاید

تبریزی در بخش آموزشی این کارگاه، به نسبت فرم و محتوا در سینما پرداخت و دو رویکرد کلی مبتنی بر مونتاژ و میزانسن و زمان واقعی را تشریح کرد.او با اشاره به نمونه‌هایی از سینمای هیچکاک، عباس کیارستمی و سهراب شهیدثالث توضیح داد که انتخاب اندازه نما، حرکت دوربین، نورپردازی و ریتم باید متناسب با جهان فیلم باشد و هیچ‌یک از شیوه‌های سینمایی به‌خودی‌خود بر دیگری برتری ندارند.به گفته او، کارگردان باید بداند چرا یک نما را بسته یا باز می‌گیرد، چرا دوربین حرکت می‌کند یا ثابت می‌ماند و چگونه انتخاب‌های بصری می‌توانند بر تجربه مخاطب تأثیر بگذارند.

اعتماد به فیلمساز به جای تحمیل دستورالعمل

تبریزی در ادامه با اشاره به امکان استفاده از کمدی در سینمای دفاع مقدس، شکل‌گیری یک اثر موفق را وابسته به باور و جهان شخصی فیلمساز دانست.او تأکید کرد کارگردان نباید در فرایند خلق اثر دائماً نگران مجاز یا غیرمجاز بودن هر موقعیت و احتمال نارضایتی دیگران باشد. به باور او، وقتی فیلمسازی به موضوع اثر خود باور داشته باشد، این باور در ساختار و اجزای فیلم نمود پیدا می‌کند.این کارگردان همچنین تصریح کرد که مداخله‌های پی‌درپی و تحمیل دستورالعمل‌های بیرونی می‌تواند جای جهان شخصی فیلمساز را با کلیشه عوض کند. از نگاه او، راه رسیدن به فیلم موفق، انتخاب کارگردانی است که به موضوع باور دارد و سپس اعتماد به توانایی او برای ساخت اثر است.

هر فیلم را مثل فیلم اول بسازید

تبریزی در پایان این کارگاه، با تأکید بر ضرورت حفظ حساسیت و اضطراب خلاق در مسیر فیلمسازی گفت هیچ کارگردانی نباید به نقطه‌ای برسد که تصور کند ساخت فیلم برایش به کاری کاملاً قابل پیش‌بینی تبدیل شده است.او میان نگرانی خلاق و از دست دادن اعتمادبه‌نفس تفاوت قائل شد و توضیح داد نگرانی درباره اینکه آیا فیلم به آن چیزی که کارگردان در ذهن دارد تبدیل خواهد شد یا نه، می‌تواند انرژی و انگیزه لازم برای خلق اثر را حفظ کند.به اعتقاد او، هر فیلم مختصات خاص خود را دارد و فیلمساز باید برای آخرین اثرش نیز همان هیجان و دلهره‌ای را تجربه کند که در زمان ساخت نخستین فیلم داشته است؛ چراکه تصور رسیدن به یک فرمول قطعی، می‌تواند زمینه‌ساز تکرار و افت خلاقیت شود.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها