امروز شنبه, ۹ آبان , ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۵۰:۱۷
علی اعتمادی در گفت‌وگو با صبا:

یک ساعت مانده به اجرا، بازیگر نقش اصلی شد‌م/ کارگردان در سوگ مادرش هم گروه را تنها نگذاشت!

علی اعتمادی، طراح صحنه، مجری طرح و بازیگر نمایش «رویای بسته‌شده به اسبی که از پا نمی‌افتد حتی اگر مرده باشد»، از تجربه حضور ناگهانی روی صحنه، طراحی فضایی چندوجهی برای نمایشنامه محمد چرمشیر و همراهی با مریم برفروشان در یکی از دشوارترین روزهای اجرای این اثر گفت.


به گزارش خبرنگار صبا، نمایش «رویای بسته‌شده به اسبی که از پا نمی‌افتد حتی اگر مرده باشد» به نویسندگی محمد چرمشیر و کارگردانی مریم برفروشان، علاوه بر ویژگی‌های اجرایی و طراحی صحنه، با اتفاقاتی پیش‌بینی‌نشده در جریان اجرا مواجه شد. تصادف محمد محمدی، بازیگر نقش کلمپو، تنها یک ساعت پیش از آغاز یکی از اجراها، علی اعتمادی را که مسئولیت طراحی صحنه و مجری طرح را بر عهده داشت، به جایگاه بازیگر نقش اصلی رساند. هم‌زمان، مریم برفروشان نیز در سوگ درگذشت مادرش قرار گرفت؛ با این حال، گروه تصمیم گرفت اجرای نمایش را ادامه دهد.اعتمادی در گفت‌وگو با صبا، از جزئیات این تجربه، ویژگی‌های طراحی صحنه، همکاری با گروهی از هنرمندان کم‌بینا و دشواری‌های تولید تئاتر سخن گفته است.
از طراحی یک فضای واحد برای چهار موقعیت نمایشی تا همکاری با کارگردان
 نمایشنامه محمد چرمشیر در فضاهای متفاوتی اتفاق می‌افتد. طراحی صحنه شما چگونه شکل گرفت تا این تغییر مکان‌ها بدون ایجاد وقفه در اجرا امکان‌پذیر باشد؟
در نمایشنامه با چهار فضای متفاوت مواجه هستیم؛ بارگاه، کشتی، خانه دوران کودکی کلمپو و فضایی شبیه اتاق بازجویی. به همین دلیل، طراحی دکورهای مجزا که برای هر صحنه نیاز به جابه‌جایی داشته باشند، راهکار مناسبی نبود. تلاش کردم عناصری را پیدا کنم که بتوانند در موقعیت‌های مختلف حضور داشته باشند و با تغییر میزانسن و نحوه استفاده از آن‌ها، فضای تازه‌ای شکل بگیرد.صندوقچه یکی از این عناصر است که در دوره‌های گذشته در خانه‌ها، کاخ‌ها و کشتی‌ها وجود داشته است. این شیء علاوه بر کاربرد نمایشی، می‌تواند یادآور خاطره، گذشته و تاریخ باشد. پرده‌های سفید متقال نیز در بخش‌هایی یادآور بادبان کشتی هستند و در موقعیت‌های دیگر می‌توانند به پرده‌های خانه یا بارگاه شباهت پیدا کنند.برای من مهم بود که طراحی صحنه به‌جای وابستگی به دکورهای متعدد، بر ظرفیت معنایی عناصر مشترک تکیه داشته باشد. این رویکرد هم به تغییر فضای نمایش کمک می‌کرد و هم امکان اجرای روان‌تر را فراهم می‌ساخت.
چقدر محدودیت‌های سالن استاد جمیله شیخی در شکل‌گیری این طراحی تأثیر داشت؟
فضای پشت صحنه تالار محراب محدود است و امکان نگهداری و جابه‌جایی دکورهای بزرگ را به‌سادگی در اختیار گروه قرار نمی‌دهد. اگر فضای بیشتری داشتیم، می‌شد از سازه‌های متحرک یا دکورهایی با ابعاد بزرگ‌تر استفاده کرد؛ اما باید طراحی را با امکانات واقعی سالن هماهنگ می‌کردیم.در چنین شرایطی، طراح باید میان ایده‌آل‌های ذهنی و امکانات اجرایی ارتباط برقرار کند. گاهی محدودیت باعث می‌شود راه‌حل ساده‌تر و در عین حال خلاقانه‌تری پیدا کنید. ما هم تلاش کردیم به‌جای آنکه درگیر جابه‌جایی‌های متعدد شویم، از ظرفیت همان عناصر محدود استفاده کنیم.
در این نمایش، طراحی صحنه تا چه اندازه با کارگردانی و میزانسن‌ها ارتباط داشت؟
به اعتقاد من، طراحی صحنه را نباید صرفاً به ساخت دکور تقلیل داد. دکور بخشی از جهان نمایش است و باید با حرکت بازیگران، میزانسن‌ها و شیوه روایت هماهنگ باشد. طراح صحنه باید بداند بازیگر در چه موقعیتی قرار می‌گیرد، چگونه از فضا استفاده می‌کند و عناصر صحنه چه نقشی در انتقال مفهوم دارند.در این پروژه نیز طراحی صحنه در ارتباط با موقعیت‌های متن و نیازهای اجرایی شکل گرفت. هماهنگی با نگاه کارگردان اهمیت زیادی داشت؛ زیرا طراحی زمانی مؤثر است که در خدمت کلیت اجرا قرار بگیرد، نه اینکه به عنصری مستقل و جدا از بازی و روایت تبدیل شود.
 همکاری با مریم برفروشان در این پروژه چه ویژگی‌هایی داشت؟
همکاری با خانم برفروشان و گروه بازیگران تجربه متفاوتی برای من بود. آنچه در این مسیر توجه مرا جلب کرد، جدیت و انگیزه اعضای گروه برای به نتیجه رساندن کار بود. برخی از هنرمندان این نمایش با محدودیت بینایی مواجه‌اند، اما این موضوع مانع تلاش و حضور حرفه‌ای آن‌ها در پروژه نشده است.برای من، دیدن این میزان از پشتکار ارزشمند بود. در یک گروه تئاتری، آنچه اهمیت دارد، شناخت توانایی‌های افراد، هماهنگی و حرکت در مسیر یک هدف مشترک است. این تجربه کمک کرد نگاه دقیق‌تری به ظرفیت‌های همکاری گروهی داشته باشم.
شما علاوه بر طراحی صحنه، مجری طرح نمایش نیز هستید. این مسئولیت در روند تولید چه ابعادی داشت؟
مجری طرح باید شرایط لازم برای رسیدن پروژه به مرحله اجرا را فراهم کند. این مسئولیت می‌تواند شامل هماهنگی با عوامل، پیگیری امور سالن و مجوزها، برنامه‌ریزی برای بازبینی و رسیدگی به مسائل اجرایی پیش از آغاز اجرا باشد.در این نمایش نیز در کنار طراحی صحنه، بخشی از امور اجرایی و هماهنگی‌های پشت صحنه را دنبال می‌کردم. به نظرم، مجری طرح باید درک روشنی از ظرفیت‌های پروژه و نیازهای گروه داشته باشد تا بتواند میان برنامه‌ریزی، امکانات و کیفیت اجرا ارتباط برقرار کند.
 معماری که حرفه اصلی شماست، چه تأثیری بر نگاهتان به تئاتر گذاشته است؟
من در رشته معماری تحصیل کرده‌ام و حرفه اصلی‌ام نیز معماری است. این رشته در طراحی صحنه و مدیریت روند تولید به من کمک زیادی کرده است. در معماری، ابتدا فضایی را تصور می‌کنید و سپس با طی مراحلی آن را به واقعیت تبدیل می‌کنید. در تئاتر نیز ایده باید به‌تدریج شکل بگیرد و اجزای مختلف آن در کنار هم قرار بگیرند تا به اجرای نهایی برسد.این شباهت باعث شده است در مواجهه با پروژه‌های تئاتری، به ارتباط میان اجزا و مراحل مختلف کار توجه کنم. از شکل‌گیری ایده تا اجرا، هر تصمیم باید با نیازهای کلی پروژه هماهنگ باشد.
از پشت صحنه تا نقش اصلی؛ تصمیمی در یک ساعت
 چه اتفاقی افتاد که مسئولیت بازی در نقش کلمپو را بر عهده گرفتید؟
حدود ساعت پنج عصر، یعنی یک ساعت پیش از اجرا، محمد محمدی با من تماس گرفت و گفت تصادف کرده و در بیمارستان بستری است. این خبر شرایط دشواری برای گروه ایجاد کرد؛ چون کلمپو شخصیت اصلی نمایش بود و بخش‌های زیادی از روایت و ارتباط با سایر بازیگران به حضور او وابسته بود.با خانم برفروشان مشورت کردیم. حذف بخش‌های مربوط به این شخصیت امکان‌پذیر نبود و در آن فرصت کوتاه نیز نمی‌شد بازیگر جایگزینی پیدا کرد که با متن و شرایط اجرا آشنا باشد. در نهایت تصمیم گرفتم خودم روی صحنه بروم.
من متن و موقعیت‌های نمایش را می‌شناختم، اما برای بازی در این نقش آماده نشده بودم و دیالوگ‌ها را نیز حفظ نکرده بودم. پیش‌تر به اعضای پشت صحنه گفته بودم که بهتر است دیالوگ‌ها را بخوانند تا در صورت بروز اتفاقی غیرمنتظره، امکان جایگزینی وجود داشته باشد. با این حال، آن شب کسی فرصت و آمادگی لازم برای پذیرفتن نقش را نداشت.به همین دلیل، با اتکا به شناختی که از متن داشتم، اجرا را آغاز کردم. در بخش‌هایی ناچار شدم از بداهه‌پردازی کمک بگیرم. در شب‌های بعد، با تمرین‌های فشرده، دیالوگ‌ها را حفظ کردم و اجرای نقش را ادامه دادم. این تصمیم برای من یک انتخاب از پیش برنامه‌ریزی‌شده نبود؛ شرایطی بود که باید در همان لحظه برای آن راه‌حل پیدا می‌کردیم.
این تغییر ناگهانی چه تأثیری بر مسئولیت‌های دیگر شما داشت؟
طبیعتاً با چالش زیادی مواجه شدم. من پیش از آن در کنار مسئولیت طراحی صحنه و مجری طرح، بخشی از امور پشت صحنه و اتاق فرمان را نیز پیگیری می‌کردم. در اتاق فرمان همراه پوریا بودم و کارها را مشترکاً پیش می‌بردیم؛ اما وقتی روی صحنه رفتم، او ناچار شد مسئولیت‌های بیشتری را بر عهده بگیرد و هم‌زمان موسیقی، نور و افکت‌های نوری را مدیریت کند.در واقع، با تغییر جایگاه من از پشت صحنه به روی صحنه، تقسیم کار گروه نیز تغییر کرد. این تجربه نشان داد که در تئاتر، حتی با وجود برنامه‌ریزی، گاهی اتفاقاتی رخ می‌دهد که همه اعضای گروه باید برای مواجهه با آن‌ها انعطاف داشته باشند.
 در همان روز، مریم برفروشان نیز مادرش را از دست داد. مواجهه با این اتفاق در کنار بحران مربوط به بازیگر اصلی چگونه بود؟
وقتی خانم برفروشان خبر درگذشت مادرشان را به من دادند، واقعاً نمی‌دانستم چه تصمیمی باید بگیریم. از ایشان پرسیدم که آیا بهتر نیست اجرا را لغو کنیم؛ چون شرایط بسیار دشوار شده بود.با این حال، ایشان تصمیم گرفتند در اجرا حاضر شوند. با وجود اندوه سنگینی که تجربه می‌کردند، خودشان را به گروه رساندند و اجرای نمایش را دنبال کردند. روز بعد نیز پس از مراسم تشییع مادرشان به اجرا بازگشتند.
برای من، حضور و مسئولیت‌پذیری ایشان در آن شرایط قابل توجه بود. کارگردانی در چنین موقعیتی فقط مدیریت فنی اجرا نیست؛ هماهنگی گروه، تصمیم‌گیری در شرایط پیش‌بینی‌نشده و تلاش برای حفظ مسیر کار نیز اهمیت دارد. البته این موضوع به معنای نادیده گرفتن سوگ و شرایط شخصی افراد نیست. آن روز همه ما با اتفاقات دشواری مواجه بودیم و تلاش کردیم در کنار یکدیگر کار را پیش ببریم.
این تجربه چه چیزی به شما آموخت؟
این پروژه به من نشان داد که اجرای تئاتر ممکن است با شرایطی روبه‌رو شود که هیچ‌کس از پیش تصورش را نمی‌کند. در آن روز، من از جایگاه طراح صحنه و مجری طرح وارد نقش بازیگر شدم و دیگر اعضای گروه نیز مسئولیت‌های بیشتری را پذیرفتند.
این تجربه برای فعالیت‌های آینده‌ام ارزشمند خواهد بود؛ زیرا علاوه بر اهمیت آمادگی فنی، ضرورت پیش‌بینی شرایط اضطراری، تقسیم مسئولیت‌ها و اعتماد میان اعضای گروه را به من یادآوری کرد. در تئاتر، اجرا حاصل تلاش جمعی است و گاهی همین همراهی است که امکان ادامه مسیر را فراهم می‌کند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها