
ناصر ارباب/صبا، موسیقی در فیلمهای تاریخی و مذهبی تنها عنصری برای همراهی تصویر نیست و میتواند در فضاسازی، پیشبرد روایت، شکلدهی به احساس مخاطب و حتی انتقال لایههای معنایی اثر نقش داشته باشد. «محمد رسولالله» ساخته مصطفی عقاد با موسیقی موریس ژار یکی از نمونههایی است که موسیقی آن، حتی جدا از فیلم، در حافظه مخاطبان باقی مانده است؛ در مقابل، «محمد رسولالله(ص)» ساخته مجید مجیدی با موسیقی ای.آر. رحمان، تجربهای متفاوت را رقم زده است. به همین بهانه با هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی نواحی و آیینی، درباره تفاوت این دو تجربه، کارکرد موسیقی در فیلم مذهبی و دلایل ماندگاری موسیقی اثر عقاد گفتوگو کردیم.
موسیقی؛ عنصری فراتر از تصویر
جاوید در ابتدای این گفتوگو درباره جایگاه موسیقی در آثار تصویری گفت: «موسیقی دراماتیک عنصری فضاساز است و میتواند موقعیت مناسب برای یک رویداد را نشان دهد. هنگامی که موسیقی وارد اثر تصویری یا صحنهای میشود، میتواند نشاندهنده یک شخصیت هم باشد. موسیقی، فیلمنامه و فیلم حاصل، همگی در مقام محصول ذهن بشر قرار میگیرند و موسیقی در فیلم در طول زمانهای مختلف همراه اثر پیش میرود و ساختارهای غیرقابل لمس را پدید میآورد؛ چیزی که در ماهیت حسی سازنده و شنونده وجود دارد.»
او ادامه داد: «موسیقی در حقیقت یک ماهیت دوگانه دارد و میتواند با حالت درونی آهنگساز مرتبط باشد. همینجا است که وقتی به چیزی به نام فیلم مذهبی میرسیم، کار آهنگساز بسیار سخت میشود؛ چون او باید هنر نغمههای تولیدی خودش را با متن، احساس و برداشت درونیاش بیامیزد تا از مرز شعار عبور کند.»
این پژوهشگر موسیقی درباره دشواری ساخت موسیقی برای سینما نیز اظهار کرد: «در فیلم، برش یا کات کار آهنگساز را سختتر میکند، چراکه کاتها بسیار پرشتاب روی میدهند و موسیقی باید ادامه پیدا کند و توجیه ماجرا را بر عهده بگیرد. بنابراین موسیقی وظیفه سنگینتری در دگرگونیهای لحن، معنا و رنگ درونی اثر پیدا میکند.»

موسیقی چگونه به روایت کمک میکند؟
جاوید درباره کارکردهای موسیقی متن گفت: «موسیقی متن دارای ویژگیهای متعددی است که جامعه کمتر با آنها آشناست. یکی از این ویژگیها این است که میتواند ارزشها و جنبههای ذهنی و هدف فیلم یا نمایش را آشکارتر کند یا گسترش بدهد. گاهی موسیقی باید شرح و بسط متن را بر عهده بگیرد و به جای کلام به کار رود. ایجادکننده حس پیوند دراماتیک باشد و همواره در پسزمینه دراماتیک قرار گیرد، اما در عین حال کارکرد ویژه خودش را نیز داشته باشد.»
او با اشاره به فیلم عقاد افزود: «از این منظر فیلم عقاد بسیار موفقتر است. هنگامی که موسیقی در متن قرار میگیرد، با پر کردن جاهایی که گسترش دراماتیک لازم است، ضمن تأیید هدف متن، به روند طیشده شکل قابل پذیرشی میبخشد. از آنجا که موسیقی یک اثر ذهنی است، هنگامی که با تصویر در فیلم یا صحنه در نمایش ترکیب میشود، میتواند در سطح ناخودآگاه ارتباط با منظر و هدف را ایجاد کند.»
موریس ژار و موسیقیای که از دل جغرافیا بیرون آمد
جاوید درباره موریس ژار، آهنگساز «محمد رسولالله» عقاد، گفت: «در اثر عقاد، آهنگساز کوشش فراوان کرده تا به این مهم که معنا و معنویت را بهتر نشان دهد برسد و تلاش او به درستی نتیجهبخش بوده است.»
او با اشاره به مستندی درباره روند ساخت موسیقی این فیلم توضیح داد: «یک مستند کامل درباره آهنگسازی این فیلم ساخته شده که حدود یک ساعت و نیم است و خود موریس ژار در آن درباره روند ساخت موسیقی صحبت میکند.
این پژوهشگر موسیقی ادامه داد: موریس ژار در آن مستند توضیح میدهد که میخواسته بفهمد سرزمینی که فقط باد، شن و آفتاب دارد و در آن بهسختی میتوان حتی جنبش یک جانور را دید، چه موسیقیای میتواند داشته باشد.
او میگوید در بیابان با صدای اذانی مواجه شد که از دوردست به گوش میرسید و همان صدا تبدیل به بنیان اصلی موسیقی فیلم شد. این نکته بسیار مهم است؛ چون آهنگساز فقط ننشسته که یک موسیقی مذهبی بسازد، بلکه از خود محیط و فضای داستان به موسیقی رسیده است.»
جاوید تأکید کرد: «موسیقی محمد رسولالله را کسی یک بار این فیلم را دیده باشد، چنان مو بر تنش راست میکند که تا آخر آن را فراموش نمیکند. حتی ممکن است سالها بعد هم موسیقی در ذهنش باقی بماند. این اتفاق به این دلیل افتاده که موسیقی صرفاً روی تصویر قرار نگرفته، بلکه آهنگساز برداشت خودش را از متن و فضای فیلم وارد اثر کرده است.»

وقتی موسیقی از فیلم جدا میشود
او درباره ماندگاری موسیقی فیلم محمد رسول الله عقاد گفت: «موسیقی فیلم زمانی ماندگار میشود که بتواند از خود فیلم جدا شود و به تنهایی هم کارکرد داشته باشد. ما در مورد محمد رسولالله این اتفاق را میبینیم. موسیقی آن در جاهای مختلف استفاده میشود و حتی کسی که تصویر را ندیده باشد، میتواند با موسیقی ارتباط برقرار کند.»
جاوید درباره فرم موسیقایی اثر نیز توضیح داد: «هنگامی که عناصر موسیقی به صورت آهنگ تنظیم میشود و ارائه میگردد، به طرح کلی کار فرم میگویند. فرم در موسیقی بر اثر تکرار و تباین شکل میگیرد. در فیلم عقاد، این فرم براساس شنیدن صدای اذان از راه دور توسط آهنگساز ایجاد شده و مدام تکرار میشود؛ همان فرم صوتی که میتوان آن را به شکل «دام، دام دادام، دادادام…» شنید. همین فرم صوتی انگیزه مخاطب را برای دنبال کردن ماجراها چند برابر میکند.»
او افزود: «موریس ژار فقط یک ملودی زیبا نساخته است؛ او یک فرم صوتی ایجاد کرده که در طول اثر بازمیگردد و در ذهن مخاطب تثبیت میشود. همین تکرار و بازگشت است که باعث میشود موسیقی از یک صدای گذرا فراتر برود و به بخشی از حافظه شنیداری مخاطب تبدیل شود.»
موسیقی؛ زبان دوم فیلمنامه
جاوید درباره رابطه موسیقی و روایت اظهار کرد: «هنگامی که موسیقی در متن قرار میگیرد، با پر کردن جاهایی که گسترش دراماتیک لازم است، ضمن تأیید هدف متن، به روند طیشده شکل قابل پذیرشی میبخشد.»
او برای توضیح این موضوع به یکی از صحنههای فیلم عقاد اشاره کرد و گفت: «به صحنه گفتوگوی پیامبر با حمزه، عموی خویش، در مسجد مدینه نگاه کنید. آهنگساز اینجا از صوت و موسیقی بهره گرفته تا زیبایی تصویر را رویایی جلوه دهد.»

چرا موسیقی «محمد رسولالله(ص)» مجیدی ماندگار نشد؟
این پژوهشگر موسیقی در ادامه درباره موسیقی فیلم مجید مجیدی گفت: «آهنگساز فیلم مجیدی، به جای بهره از فرم، به سوی نوعی احساسگرایی لطیف براساس برداشتهای خودش رفته است.
از طرفی فیلم نقاط عطف پررنگی ندارد به عنوان مثال تقابل مسلمانان و یهودیان از همان ابتدا وجود داشته است. حتی پیش از بعثت پیامبر(ص). زمانی که عموی پیامبر ایشان را به دیر راهب میبرد، آن راهب نشانههایی را در ایشان میبیند. وقتی مهر نبوت را مشاهده میکند، هشدار میدهد که این کودک را پنهان کنید. از همان زمان یهودیان در پی آن بودند که او را از میان بردارند یا به نوعی تحت اختیار خود بگیرند.
اما آقای مجیدی به دلیل نگرانی از واکنشها و حساسیتهای مربوط به صهیونیسم و موضوعات مشابه، این بخش را حذف یا بسیار کمرنگ کرد. من فکر میکنم وقتی فیلمنامه دستکاری میشود، طبیعتاً بار دراماتیک و عاطفی آن هم کاهش پیدا میکند. در نتیجه برداشت عاطفی آهنگساز نیز ضعیفتر میشود. به نظرم آهنگساز هم عمق مسئله را بهخوبی درک نکرده بود که بتواند آن را در موسیقی برجسته کند. من فقط در دو سه بخش از فیلم، موسیقی را موفق دیدم که اصلا با فیلم مصطفی عقاد قابل مقایسه نیست.
اما موسیقی فیلم مصطفی عقاد به گونهای است که اگر کسی فقط یک بار فیلم را دیده باشد، آن موسیقی را تا پایان عمر فراموش نمیکند. اوجهای ارکسترال بسیار قدرتمندی دارد. همه چیز از همان برداشت عمیق از متن و فضای اثر آمده است.
اما در فیلم مجیدی، آهنگساز بیشتر احساسات شخصی و برداشتهای خود را وارد اثر کرده بود و در نهایت نتوانست موسیقی ماندگاری ارائه دهد.
هوشنگ جاوید در پاسخ به این سوال که در فیلم «روز واقعه» موسیقی کاملاً متناسب با فضا و اقلیم منطقه انتخاب شده بود. اما گاهی در برخی آثار تاریخی این موضوع رعایت نمیشود؛ در حالی که قرار است مخاطب را به هزاران سال قبل ببرد، گفت: وقتی کار از پایه ضعیف طراحی شود، نتیجه نهایی هم ضعیف خواهد بود. البته در موسیقی فیلم محدودیت خاصی درباره نوع ساز وجود ندارد و تقریباً میتوان از هر سازی استفاده کرد. مسئله اصلی این است که آهنگساز بر اساس برداشت خود از متن، بتواند جهان اثر را کامل کند. در این فیلم چنین اتفاقی رخ نداده بود. ترکیب سازها ضعیف بود و نتوانسته بود آن جامعیت لازم را ایجاد کند.
او ادامه داد: «انگار میخواهیم به آن اتفاقات، لطافت درک شخصی و نوعی مظلومنمایی درکی ببخشیم. اینجاست که آهنگساز پاکستانی نتوانسته هدف تصویر را به درستی بپروراند. مسئله این نیست که موسیقی زیبا نیست؛ بحث این است که آیا موسیقی توانسته کارکرد دراماتیکی را که آن صحنه از آن انتظار دارد، انجام دهد یا نه؟»
جاوید با اشاره به نقش فیلمنامه در این مسئله گفت: «در فیلم مجیدی یک بحث خود فیلمنامه است و یک بحث اینکه موسیقی چه برداشتی از فیلمنامه کرده است. وقتی فیلمنامه از ابتدا نتواند نقطه عطف قوی ایجاد کند، برداشت عاطفی آهنگساز هم پایین میآید. وقتی کار از بیخ و بن ضعیف پرداخته میشود، در نهایت هرچقدر هم بخواهید آن را تقویت کنید، باز نمیتواند به آن چیزی که باید برسد.»
او اضافه کرد: «من دو سه جا در فیلم مجیدی دیدم که موسیقی توانسته بود کار خودش را خوب انجام بدهد، اما در مجموع آن جامعیتی که باید به اثر میبخشید ایجاد نشده بود.»
وقتی عناصر تاریخی کمرنگ میشوند
جاوید درباره تأثیر پرداخت فیلمنامه بر موسیقی نیز گفت: «فیلمنامه یک بحث است و موسیقی هم یک بحث دیگر، اما این دو از هم جدا نیستند. آهنگساز وقتی میخواهد کاری انجام بدهد، باید بر اساس برداشتی که از متن کرده، اثر را تکمیل کند.»
او درباره برخی تفاوتهای روایی دو فیلم اظهار کرد: «در فیلم مجیدی بعضی از عناصر تاریخی و ماجراهایی که در روایت وجود داشته، کمرنگ شدهاند. برای مثال، بحث مربوط به یهودیان و نشانههایی که از ابتدا در روایت وجود دارد، در فیلم به شکل بسیار کمرنگتری دیده میشود. وقتی فیلمنامه چنین عناصری را دستکاری یا کمرنگ میکند، طبیعتاً برداشت عاطفی آهنگساز هم تحت تأثیر قرار میگیرد.»
او تأکید کرد: «این مسئله را نمیشود فقط به انتخاب آهنگساز نسبت داد. وقتی متن آن بخش را کمرنگ میکند، آهنگساز هم دیگر نمیتواند همان قدرت دراماتیکی را که باید از آن بخش بگیرد، در موسیقی ایجاد کند.»

سازها و جغرافیای تاریخی
این پژوهشگر موسیقی درباره انتخاب سازها در آثار تاریخی گفت: «وقتی اثر تاریخی است، نوع سازهایی که استفاده میکنند باید با فضای اثر تفاوت داشته باشد. البته موسیقی فیلم قاعده خاصی ندارد که بگوید برای یک فیلم تاریخی حتماً باید از ساز خاصی استفاده شود یا نشود. مسئله این است که آهنگساز بر اساس برداشتی که از متن کرده، ترکیب سازی مناسبی انتخاب کند.»
جاوید ادامه داد: «وقتی قرار است یک اثر به هزار سال قبل برگردد، باید بتوانیم حس و حال همان منطقه و همان دوره را در موسیقی پیدا کنیم. گاهی احساس میکنم در بعضی فیلمسازیها دوستان این مسئله را رعایت نمیکنند. آهنگساز باید بتواند جغرافیا، فرهنگ و فضای تاریخی اثر را درک کند و بعد آن را به زبان موسیقی بیان کند.»
یک صحنه و یک ظرفیت موسیقایی
او با اشاره به یکی از صحنههای «محمد رسولالله(ص)» مجیدی گفت: تنها یک صحنه برای من جالب بود؛ همان صحنه مربوط به «پیمان آب»؛ در آن رسم، افراد دست خود را در آب فرو میبردند و پیمان میبستند که از آن پس با یکدیگر دوست و همپیمان باشند و به هم خیانت نکنند. اگر کسی این پیمان را میشکست، مجازات سختی در انتظارش بود. خود این ایده در فیلم جذاب بود، بحث پیمان و ماجرای جالب آن؛، اما کارگردان نتوانسته بود تمام ظرفیت آن را دربیاورد.»
او تأکید کرد: «چنین موقعیتهایی در یک فیلم تاریخی میتوانند به موسیقی اجازه دهند وارد لایههای عمیقتر روایت شود. اگر این ظرفیت در فیلمنامه و کارگردانی به خوبی ساخته شود، آهنگساز هم میتواند آن را در موسیقی پررنگ کند.»

سکوتی که میتواند از موسیقی مؤثرتر باشد
جاوید در بخش دیگری از صحبتهای خود بر اهمیت سکوت و افکتهای صوتی تأکید کرد و گفت: «ای کاش فیلمسازان ما به مهم بودن سکوت و بهره از افکتهای صوتی بهتر توجه کنند. گاهی سکوت یا یک صدای محیطی میتواند بسیار بیشتر از یک موسیقی پرحجم، هدف واقعی صحنه را نمایان کند.»
او ادامه داد: «اگر در فیلمهای تاریخی از سکوت و افکتهای صوتی درست استفاده شود، جلوه واقعی هدف اثر بهتر خودش را نشان میدهد. لازم نیست هر لحظه که اتفاق مهمی میافتد، موسیقی وارد شود. گاهی نبود موسیقی و شنیدن یک صدای واقعی میتواند تأثیر بسیار بیشتری داشته باشد.»
ارکستر، اوج و معنویت
این پژوهشگر موسیقی درباره اوجهای موسیقی فیلم عقاد نیز گفت: «در موسیقی محمد رسولالله اوج موسیقی با ارکستر بسیار بالاست، اما این اوجها فقط نمایش قدرت ارکستر نیست. آهنگساز احساس خودش و برداشتهایی را که از متن فیلمنامه کرده، در اثر گنجانده است.»
او افزود: «حتی در بعضی از این بخشها میتوان رگههایی از احساسات و دریافتهای مذهبی آهنگساز را دید؛ موسیقی از نظر حسی به عناصری مثل اللهاکبر و فضای معنوی اثر نزدیک میشود. به همین دلیل موسیقی همزمان هم باشکوه است و هم با جهان معنوی فیلم ارتباط برقرار میکند.»
جاوید در پایان گفت: «موسیقی فیلم تاریخی و مذهبی زمانی میتواند ماندگار شود که از مرز شعار عبور کند و به زبان دراماتیک برسد. آهنگساز باید متن، تصویر، فضای تاریخی، احساس و برداشت شخصی خودش را در کنار هم قرار دهد. اگر این عناصر درست کنار هم بنشینند، موسیقی نهتنها فیلم را همراهی میکند، بلکه میتواند معنا و معنویت اثر را گسترش دهد و حتی سالها بعد از پایان فیلم در ذهن مخاطب باقی بماند.»