
مهدیه مالکی/صبا، محمدتقی فهیم با اشاره به تفاوتهای قهرمان فیلم «نیمشب» با الگوهای کلاسیک، بر اهمیت تصویرگری «سپهر اجتماعی تهران» در این اثر تأکید کرد و این فیلم را در میان آثار بیخاصیت و بودجهسوز حوزه جنگ، یک استثنای تاریخنگارانه دانست.
محمدتقی فهیم، منتقد سینما درباره ساختار روایی فیلم «نیمشب» به صبا توضیح داد: این فیلم مبتنی بر خردهپیرنگها و داستانکهای درهمتنیده است و با داستانهای شاپیرنگ متفاوت است گرچه برخی شاید انتظار یک روایت خطی و تکپیرنگ داشته باشند، اما اساس این نوع فیلمها بر کنار هم قرار گرفتن قصههای کوتاه است که در نهایت به یک وحدت کلی میرسند، بنابراین ساختار فیلم آگاهانه انتخاب شده و باید در همین چارچوب ارزیابی شود.
وی افزود: خیلی از فیلمها یا مربوط به گذشتهاند یا سالها بعد درباره یک حادثه ساخته میشوند، اما «نیمهشب» در فاصلهای نزدیک به رخداد واقعی ساخته شده است و داستان فیلم مبتنی بر واقعهای واقعی است؛ سقوط موشک در منطقه یوسفآباد و نزدیکی بیمارستانها، البته صرفِ واقعی بودن یک اتفاق، به خودی خود ارزش هنری ایجاد نمیکند، اما وقتی فیلم از نظر من اثر موفقی است، این واقعی بودن میتواند به امتیاز آن اضافه کند.
بازنمایی همگرایی مردم در بحران
این منتقد سینما یکی از مهمترین نقاط قوت «نیمشب» را پرداختن به مفهوم وحدت در شرایط بحرانی دانست و گفت: فونداسیون فیلم بر مفهوم همگرایی و وحدت بنا شده است؛ همان ویژگی تاریخی که همیشه درباره مردم ایران گفته شده که در شرایط بحران به هم نزدیک میشوند یعنی ممکن است در روزهای آرامش هرکس مشغول زندگی خودش باشد، اما در بحرانها ــ از سیل و زلزله گرفته تا جنگ ــ مردم دست به دست هم میدهند.
وی ادامه داد: در این فیلم نیز شاهد همین همدلی و یاریرسانی هستیم و به نظر من این مسئله در فیلم به درستی بازنمایی، تدوین و تشریح شده است و اجرای کار هم توانسته از پس این مضمون برآید.
حضور آدمهای واقعی، نه قهرمانهای دستنیافتنی
فهیم با اشاره به شخصیتپردازی فیلم گفت: در سینمای ما معمولاً کمتر با آدم ایرانیِ ملموس روبهرو هستیم یا شخصیتها بیش از حد آرمانی و آسمانیاند، یا قهرمانهایی هستند که یکتنه به دل خطر میزنند اما در «نیمشب» با آدمهایی مواجهیم که شبیه خود ما هستند؛ آدمهایی که در همین اطرافمان زندگی میکنند و شاید فقط در شرایط بحرانی دیده میشوند.
او افزود: مهدویان چند شخصیت میسازد که غرور و تعصب ما را برمیانگیزد،چون از جنس مردماند؛ نه اسطورههای دور از دسترس.

شخصیتها از تیپ عبور میکنند و به آدمهای باورپذیر تبدیل میشوند
فهیم در ادامه صحبتهایش با اشاره به شخصیتپردازیهای فیلم «نیمشب» گفت:دستکم پنج شخصیت در این فیلم وجود دارند که صرفاً تیپ باقی نمیمانند و به شخصیت تبدیل میشوند؛ شخصیتهایی که مخاطب میتواند با آنها همذاتپنداری کند.
وی افزود:یکی از مهمترین آنها از نظر من مدیر پارک شفق است؛ همان خانمی که مسئول پذیرش مردم پناهگرفته در پارک میشود یا دکتری که در بیمارستان درگیر زایمان یک بیمار است، اینها آدمهایی هستند که به تعبیر من “جون دارند” و زندهاند.
مسیر دراماتیک مدیر پارک، دقیق و تأثیرگذار طراحی شده است
این منتقد سینما درباره یکی از سکانسهای مورد علاقهاش توضیح داد: مهدویان در شخصیت مدیر پارک بهخوبی مسیر دراماتیک را طراحی کرده است، ابتدا با فضایی مواجهیم که نسبت به ورود مردم مقاومت وجود دارد و وظیفهگرایی اداری مانع پذیرش آنها میشود، اما در ادامه یک تعلیق کوتاه و مؤثر شکل میگیرد؛ تعلیقی که حتی میتوان آن را “هیچکاکی” دانست.
وی ادامه داد:تماشاگر انتظار دارد مدیر با همان نگاه رسمی و خشک برخورد کند، اما ناگهان با چهرهای از زن ایرانی روبهرو میشویم که میگوید درها را باز کنید، همه بیایند داخل و هرچه داریم برای پذیرایی بیاورید، این شخصیت اگرچه در یک خردهداستان کوتاه حضور دارد، اما کاملاً ساخته و پرداخته شده و برای منِ منتقد باورپذیر از کار درآمده است.
راننده وانت؛ یک قهرمان ساده اما دوستداشتنی
فهیم همچنین به شخصیت راننده وانت اشاره کرد و گفت: یکی از بهترین نمونهها آن راننده وانتی است که آمده موشک را جابهجا کند با همان لاستیکهایی که روی وانت گذاشته، با وضعیت مالی نهچندان مناسب و زندگی سخت، اما جانش را وسط گذاشته تا کمک کند. این آدم بهشدت دوستداشتنی از کار درآمده است.
او افزود: ما کمتر در سینمای ایران با چنین قصههای کوتاهی مواجه میشویم که بتوانند آدمهای معمولی جامعه را اینقدر ملموس و قابل باور به شخصیت تبدیل کنند.
لحظات شعاری فیلم، ریشه در واقعیت امروز جامعه دارد
وی درباره برخی سکانسهای نمادین فیلم نیز اظهار کرد:ممکن است صحنهای که آدمها دست در دست هم میدهند تا مانع جابهجایی موشک شوند، برای برخی شعاری به نظر برسد، اما حتی اگر اینگونه باشد، باز هم از دل واقعیت امروز جامعه میآید و الان فضای شهرها، بهویژه تهران، پر از شور، همدلی و شعارهای جمعی است و به نظرم امروزه این سکانسهای نمادین در سطح شهر دیده میشوند و این نمادها تبدیل به شور و شعار شده اند و از نظر نمادین و سمبولیک نیز کارکرد خودشان را دارند و در فضای چنین فیلمی قابل پذیرشاند.

حتی ضعف برخی کاراکترها، کلیت فیلم را خراب نمیکند
این منتقد سینما در ادامه با اشاره به یکی از شخصیتهای فرعی فیلم گفت: البته همه شخصیتها به یک اندازه موفق نیستند مثلاً من شخصیت دختر معتاد را چندان دوست ندارم و فکر میکنم پرداختش کمی گلدرشت شده است، اما با این حال در دل کلیت فیلم قابل پذیرش باقی میماند البته میتوانست با ویژگیهای دیگری پرداخت شود.
وی خاطرنشان کرد: در مجموع با چندین شخصیت از طبقات و لایههای مختلف اجتماعی روبهرو هستیم؛ آدمهایی عمدتاً از طبقه متوسط و پایین جامعه که در کنار هم قرار میگیرند و در اتمسفر کلی فیلم به یک وحدت میرسند. انگار همه در یک مسیر مشترک حرکت میکنند تا به یک نتیجه جمعی برسند.»
نباید «نیمشب» را با درامهای تکپیرنگ مقایسه کرد
فهیم در پاسخ به انتقاد برخی منتقدان مبنی بر اینکه فیلم «نیمشب» فاقد درام است، گفت: «بعضیها میگویند فیلم درام ندارد، اما اساساً ساختار خردهپیرنگ همین است. در چنین ساختاری، مجموعهای از داستانهای کوتاه در کنار هم قرار میگیرند و مخاطب در نهایت یک تصویر کلی از موقعیت میبیند.»
وی افزود:«انگار شما از فاصلهای دور ایستادهاید و کل یک سرزمین را تماشا میکنید؛ گویی از بالا ایران را میبینید. این کاملاً متفاوت است با اینکه با یک قهرمان واحد همراه شوید و یک داستان خطی را قدمبهقدم دنبال کنید. بنابراین این فیلم را نباید با آثار تکپیرنگ مقایسه کرد و گفت درام ندارد؛ چون از ابتدا تا انتها پر از کشمکش و موقعیت دراماتیک است.»
قهرمان فیلم کاریزمای مرسوم سینمایی را ندارد
این منتقد سینما درباره شخصیت اصلی فیلم نیز اظهار کرد: «شخصیت اصلی، یعنی مأمور خنثیکننده بمب، شاید آن کاریزمای مرسوم قهرمانان سینمایی را نداشته باشد. خیلی سرد است و ویژگیهای قهرمانان کلاسیک، بهویژه در سینمای آمریکا که معمولاً شخصیتهای کاملاً قهرمانانه دارند، در او دیده نمیشود.»
او ادامه داد: «در سینما چهره بسیار اهمیت دارد؛ برخلاف تئاتر که بدن و حرکت کلی بازیگر بیشتر دیده میشود، در سینما نماهای نزدیک تعیینکنندهاند. حرکت چشمها، نگاه، حالت لب و میمیک صورت نقش مهمی در شکلگیری جذابیت شخصیت دارند و شاید این شخصیت از نظر این ویژگیها چندان پررنگ نباشد.»
شخصیت اصلی در دل جمع حل میشود
فهیم با این حال تأکید کرد:«با وجود این، شخصیت اصلی در دل همان آدمهای دوستداشتنی شهر قرار میگیرد و از روایت بیرون نمیزند. شاید خیلی هم دوستداشتنی نباشد، اما دستکم مخاطب از او بدش نمیآید و همین نکته در سینما اهمیت زیادی دارد. ما در بسیاری از فیلمها با شخصیتهایی مواجه میشویم که تماشاگر اساساً آنها را دوست ندارد، اما در اینجا چنین اتفاقی نمیافتد.»
فیلم تصویری از سپهر اجتماعی تهران ارائه میدهد
وی درباره فضای کلی فیلم گفت: «در «نیمشب» ما با یک سپهر اجتماعی روبهرو هستیم؛ تصویری از شهر تهران و آدمهایی که در آن زندگی میکنند. فیلم در واقع مجموعهای از همین آدمها و موقعیتها را در یک شب بحرانی کنار هم قرار میدهد.»

فیلم بیش از هر چیز مدیون اجرای مهدویان است
این منتقد در بخش دیگری از صحبتهایش به نقش کارگردانی در موفقیت فیلم اشاره کرد و گفت:به نظر من فیلم بهشدت مدیون اجرای محمدحسین مهدویان است. دوربین، دکوپاژ و میزانسنها عناصری هستند که فیلم را سرپا نگه میدارند و اینها محصول نگاه کارگردان است.
او در ادامه تصریح کرد:فیلمنامه از نظر من چندان سینمایی نیست و بیشتر وامدار ادبیات است. ساختار آن گسیخته است و انتخابهای غیرمنطقی هم در آن دیده میشود. به همین دلیل اگر کارگردانی که تجربه و مهارت مهدویان را نداشت سراغ این متن میرفت، احتمالاً نتیجه به این شکل درنمیآمد.
نیمهشب بازگشت مهدویان به دوره موفقش است
فهیم در پایان گفت: «با این حال نیمشب را میتوان نوعی بازگشت برای مهدویان دانست؛ بازگشت به دورهای که در آثار اولیهاش فیلمهای قابلتوجهی میساخت و مورد اعتماد بسیاری از منتقدان بود. در حالی که چند فیلم اخیر او چندان مورد پذیرش قرار نگرفتند.»
تلفیق عنصر ملی و مذهبی در میزانسنهای فیلم
فهیم در ادامه با اشاره به لایههای معنایی فیلم «نیمشب» گفت: «پیوند میان عناصر ملی و مذهبی از نکاتی است که مهدویان توانسته در میزانسنها بهخوبی دربیاورد. شاید در فیلمنامه این مضامین تا حدی شعاری به نظر برسند و حتی ردّ آن در خود فیلم هم دیده شود، اما در اجرا و میزانسنها این ترکیب به شکلی قابلقبول شکل گرفته است.»
وی افزود: در واقع فیلم تلاش میکند طیفهای مختلف جامعه را در کنار هم نشان دهد؛ از نیروهای ایدئولوژیک و مذهبی گرفته تا کسانی که شاید نگاه ملیگرایانهتری داشته باشند. همه اینها زیر پرچم یک کشور قرار گرفتهاند و فیلم تلاش میکند این همنشینی و همپوشانی را در موقعیت بحران نشان دهد.

فیلم از کشمکشهای سطوح بالای سیاسی هم غافل نیست
این منتقد سینما با اشاره به یکی دیگر از لایههای روایی فیلم اظهار کرد:«مهدویان تنها به روایت اتفاقات کف خیابان بسنده نکرده و از کشمکشهای سطوح بالاتر هم غافل نبوده است. واقعیت این است که در چنین بحرانهایی همیشه بحثهایی درباره نفوذ، جاسوسی، کمکاری یا حتی خرابکاری در سطوح مختلف مطرح میشود.»
او ادامه داد: در فیلم هم اشاراتی به این مسئله دیده میشود؛ از نیروهای امنیتی گرفته تا دستگاههای مختلفی که درگیر ماجرا هستند. این بخشها به عنوان یک خط داستانی در کنار روایت اصلی که از شب تا صبح جریان دارد، وارد درام شدهاند.
فهیم در عین حال به یکی از نکات قابل نقد فیلم اشاره کرد و گفت: شاید یکی از جاهایی که میتوانست بیشتر روی آن کار شود، هویت نیروهایی است که در سطوح بالاتر وارد ماجرا میشوند؛ همان افرادی که در برابر شخصیت اصلی قرار میگیرند و چند دیالوگ میانشان رد و بدل میشود.
وی توضیح داد: در فیلم مشخص نیست این افراد دقیقاً متعلق به کدام دستگاه یا نهاد هستند. این ابهام ممکن است برای مخاطب سؤال ایجاد کند که این افراد از کجا آمدهاند و نماینده چه ساختاری هستند. به نظرم اگر این بخش شفافتر میشد، درک مخاطب از تقابل میان نیروهای حاضر در داستان کاملتر میبود.»
فیلم میتواند به عنوان برشی از تاریخ باقی بماند
این منتقد سینما در پایان گفت: با همه اینها، «نیمشب» میتواند به عنوان یک روایت سینمایی از یک مقطع تاریخی باقی بماند. حتی به نظر من ممکن است چند سال بعد اهمیت این فیلم بیشتر هم مشخص شود.
او افزود: شاید در آینده وقتی به این فیلم رجوع کنیم، بهتر بفهمیم که در آن مقطع چه اتفاقی برای کشور افتاد و مردم چه واکنشی نشان دادند. در میان آثاری که درباره آن دوره ساخته شدهاند ــ از جمله فیلمهایی که در همان جشنواره هم حضور داشتند ــ برخی آثار چندان کارکردی نداشتند و حتی به نوعی هدر دادن بودجه بودند. اما «نیمهشب» دستکم میتواند به عنوان برشی از تاریخ ثبت شود و نشان دهد مردم تهران در آن روزگار در برابر یک موقعیت خطرناک چگونه رفتار کردند.