حسن انوری: ایران مرز نیست، معناست | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۲۳ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۱۵:۵۷

حسن انوری: ایران مرز نیست، معناست

حسن انوری، از چهره‌های ماندگار در ادبیات ایران معتقد است که ایران، در قلب میلیون‌ها آدمی است که به این فرهنگ، به این روح، به این معنا، وابسته و دلبسته هستند. تا‌ وقتی که این دلبستگی، این روحیۀ علاقه به ایران زنده است؛ ایران و مرزهای آن باقی است.

به گزارش صبا، حسن انوری،سرپرست تألیف مجموعه فرهنگ‌های سخن ، مصحّح گلستان سعدی و عضو پیوستهٔ فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. او به‌عنوان چهرهٔ ماندگار در رشتهٔ «ادبیات» معرفی شده است. در آستانه هفته پاسداشت زبان فارسی، فرهنگستان زبان و ادب فارسی با این چهره ادبیاتی گفت‌و‌گویی داشته است که در ادامه میخوانید.

از شاهنامۀ فردوسی، قرن‌هاست که فاصله گرفته‌ایم. اما کلمۀ «ایران»، همواره باقی مانده. در عصر حاضر چطور می‌توان «ایران» را زنده نگه‌ داشت و مرزهای فرهنگی را بازتعریف کرد؟

کلمۀ «ایران»، خاک نیست. کوه نیست. ایران، آن چیزی است که فردوسی گفته است. وقتی که رستم در سن جوانی تصمیم می‌گیرد برای خودش اسبی انتخاب کند، به سراغ گله‌های مختلف اسب می‌رود. به گُردۀ هر اسب جوانی که دست می‌گذارد، اسب، خم می‌شود تا به کره اسبی می‌رسد که وقتی دست روی گرده او می‌گذارد، اسب استوار می‌ایستند. رستم آن کُره اسب را انتخاب می‌کند و نام او را «رخش» می‌گذارد. از چوپان، قیمت کره اسب را می‌پرسد. چوپان پاسخ می‌دهد: «مَر این را بَر و بومِ ایران بهاست». بنابراین، قیمت ایران، ایران است.

یعنی قیمتی بر ارزش این خاک نمی‌توان گذاشت؟

بله؛ ایران، پول، حکومت، سرزمین یا حتی خاک نیست. «ایران»، ازنظر فردوسی و ازنظر ما که امروز بعد از سده‌ها این داستان‌های کهن را می‌خوانیم، مجموعه‌ای از «معنا» است.

و این «معنا»، ایران را معنا بخشید؟

وقتی سرزمین ما ایران، بنا شد؛ کشورهای دیگری هم وجود داشتند. اما همۀ آنها از بین رفتند. «کلده» و «آشور» از جملۀ این کشورها بودند. حالا آنها کجا هستند؟ کشورهایی هم مانند مصر، گرچه از بین نرفتند، اما تغییر شکل دادند. مصر یکی از کشورهای بسیار قدرتمند و باقدمت جهان بود اما چنان تغییر شکل داد که امروز به کشوری عربی تبدیل شده است. اما ایران، همان ایرانی است که داریوش و کوروش هخامنشی در آن زندگی کردند و به زبان فارسی در ایران، صحبت می‌کردند.

از این منظر، زبان فارسی، یکی از همان معناهاست که به ماندگاری ایران و ایرانی کمک کرد.

بله؛ زبان فارسی‌ای که ما با آن صحبت می‌کنیم، دنبالۀ همان زبانی است که داریوش و کوروش با آن حرف می‌زدند. بنابراین در این ملت، در این خاک، ویژگی‌ها و خصوصیت‌هایی است که کمی متفاوت از دیگر کشورها و ملت‌هاست و همین، راز ماندگاری ایران است. دلیل این بقا در روح این ملت است. روحی که توانسته آثار بزرگ ادبی به‌وجود آورد.

و آثار ادبی ایران، معنای دیگری برای ماندگاری است؟

بله؛ حماسه‌شناس غربی به نام «جوئل ویزلل» در جایی می‌گوید:‌ در تاریخ بشر، چهار فرد- اثر، ماندگارند؛ ایلیاد هومر؛ شاهنامۀ فردوسی، کمدی الهی، دانته و مجموعه آثار شکسپیر. اینها بزرگترین آثار ادبی و روحی بشر هستند. تا وقتی که این آثار وجود دارند، این کشورها ماندگار خواهند بود. اما اگر به دلیلی این آثار از بین بروند، آن کشورها هم ازبین خواهند رفت. بنابراین ایران، ماندگار است، چون شاهنامۀ فردوسی از بین رفتنی نیست. تا زمانی که زبان فارسی، شاهنامۀ فردوسی، دیوان حافظ، آثار سعدی و شعر شاعران وجود دارد، ایران ماندنی است. این معنا در روح ایران، در شعر ایران و در مردم ایران است. در همین بزنگاهی از تاریخ که قرار داریم، مردم از ایران می‌گویند و می‌خواهند ایران باقی بماند. این کشور، این خاک و مرز زنده بماند.

مرز را چگونه تعریف می‌کنید؟ در حال حاضر، ایران، مفهوم «ایران» و «ایرانی»، فراتر از مرزهای جغرافیایی رفته است؟ امروز «ایران» کجاست؟

 ایران، در قلب میلیون‌ها آدمی است که به این فرهنگ، به این روح، به این معنا، وابسته و دلبسته هستند. تا‌ وقتی که این دلبستگی، این روحیۀ علاقه به ایران زنده است؛ ایران و مرزهای آن باقی است. وقتی مردمی که ادعای شاعری ندارند اما می‌سرایند: «هر آن مادر که فرزندش سفر بود/ همیشه آن درختش، درنظر بود» روح ایرانی ماندگار است. هزاران بیت شعر بدون اینکه شاعر آن مشخص باشد، توسط مردم ایران سروده و ماندگار شده است که این همان روح ایرانی است.

 بنابراین «ایران» فقط یک مرز جغرافیایی نیست.

 ایران فقط با پایتخت یا مرزهای جغرافیاییِ مشخص‌شدۀ آن، شناخته نمی‌شود. ایران، روح است و متفاوت با دیگر کشورهاست.

شما از مؤلفان کتاب‌های درسی بودید. در آن زمان، برای آنکه جایگاه ایران، هویت ملی و زبان فارسی را به دانش‌آموزان آموزش دهید، چه نکته‌هایی را برای تألیف کتاب‌ها درنظر می‌گرفتید؟

زمانی که نظام آموزشی در سال‌های پیش از انقلاب تغییر کرد، برای تألیف کتاب‌های درسی از من هم دعوت کردند. هدف ما در آن زمان بیشتر روی دو نکته متمرکز بود. نخست اینکه زبان فارسی درست را به دانش‌آموزان این سرزمین، آموزش دهیم. دوم اینکه، «ایران» را به‌درستی به آنها معرفی کنیم. اما نمی‌دانم درحال حاضر وضعیت کتاب‌های درسی، وافی به این مقصودها هست یا نه؟ یعنی اینکه زبان فارسی و مفهوم ایران را به درستی به بچه‌ها آموزش می‌دهند یا نه؟

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها