
ناصر ارباب/صبا، نمایش «چند سال پیش» به کارگردانی مهرداد ضیایی و نویسندگی کهبد تاراج، این روزها روی صحنه رفته است. اثری پنجاپیزودی که هر اپیزود آن به یکی از وقایع ماندگار و تأثیرگذار در ذهن جمعی تهران و ایران در چهلسال گذشته میپردازد: از سیل تجریش و درگذشت امام خمینی (ره) در سال ۶۸، تا سقوط پلاسکو در سال ۹۵. ضیایی که پیشتر بهعنوان بازیگر و مشاور کارگردان با تاراج همکاری داشته، این بار در مقام کارگردان، نمایشی بیدکور اما مجهز به ویدیومپینگ طراحی کرده تا نوستالژی و «حسرت گذشته» را پیش چشم تماشاگر بیاورد و این پرسش را مطرح کند: «آیا ما واقعاً دوست داریم به چند سال پیش برگردیم؟»
همکاری دوباره با کهبد تاراج؛ از «خالی» تا «چند سال پیش»
مهرداد ضیایی در ابتدای گفتوگو اشاره کرد که این دومین تجربه همکاری او در قامت کارگردان با نویسندگی کهبد تاراج است. پیشازاین، آنها دو کار دیگر نیز با یکدیگر داشتهاند: یکی نمایش «خالی» به کارگردانی مجید رحمتی و دیگری نمایش غلامرضا لبخندی که ضیایی در آن بازیگری و مشاور کارگردان و دراماتورژ را بر عهده داشته است.

سرنوشت توقیفشده در سال ۹۸
نمایشنامه «چند سال پیش» ابتدا در سال ۱۳۹۸ نوشته شد و حتی در آستانه اجرا قرار گرفت، اما به دلیل «شرایط حساس آن موقع» از اجرای آن جلوگیری شد. ضیایی دراین باره گفت: در سالهای بعد نیز هر بار که تاراج قصد اجرای دوباره آن را داشت، اتفاقی نمیافتاد تا اینکه سال گذشته جشنواره شهر با دبیری امین اشرفی آغاز به کار کرد. اشرفی از مادعوت کرد تا با توجه به فضای تهرانمحور اثر، در جشنواره حضور پیدا کنیم و با بازنویسی چند اپیزود مرتبط با تهران، بالاخره فرصت اجرا را پیدا کردیم.
نوستالژی یا حسرت؟ نگاه کارگردان به گذشته
ضیایی با اشاره به گفتوگوهای روزمره مردم که مدام میگویند «کاش به چندسالپیش برگردیم»، تأکید کرد که نمایشش بهدنبال مرور این حسرت است. به باور او، چند سال پیش حکایت از دست دادن است و چند سال بعد حکایت به دست آوردن است. از نظر او، نمایش قرار نیست صرفاً نوستالژیبافی کند، بلکه پرسشی اساسی درباره رابطه ما با زمان و خاطرات پیش میآورد.
از سیل تجریش تا پلاسکو – روایت پنج واقعه
و ادامه داد: این نمایش در پنج اپیزود، به ترتیب به وقایع زیر میپردازد: سیل تجریش، فوت حضرت امام خمینی (۱۳۶۸)، برخورد هواپیمای مشهد (۱۳۷۱)، بازی ایران و استرالیا (۱۳۷۶)، فروریختن ساختمان پلاسکو (۱۳۹۵) و اپیزود پایانی… که تماشاگر را به «چند روز پیش» وصل میکند.

ویدیومپینگ نفسگیر
یکی از تصمیمات جسورانه ضیایی در این کار، حذف کامل دکور فیزیکی و جایگزینی آن با ویدیومپینگ است. او گفت هزینه ویدیومپینگ از یک دکور معمولی هم بیشتر بوده، اما نتیجه فضاسازیاش بسیار رضایتبخش است. تنها عناصر صحنه چهار چهارپایه بسیار ساده هستند.
۶۰ جلسه تمرین برای رسیدن به پختگی
ضیایی درباره چالشهای کارگردانی گفت: تمرینات ما از سختترین کارها بود، چون هر اپیزود را باید مستقل میدیدم. انگار پنج نمایش کار کردم. رسیدن به سطح مطلوب بازی و کارگردانی، شصت جلسه تمرین (دو ماه کامل)طول کشید.
توقف اجرا به دلیل جنگ و ازسرگیری پس از آتشبس
این کارگردان درباره تمرینات نمایش اضافه کرد: تمرینها از اول اسفند شروع شده بودند که جنگ همهچیز را متوقف کرد قرار بود اجرا از ۱۶ فروردین آغاز شود. پس از آتشبس، سالن پیشنهاد اجرا داد.با وجود ریسک بالا، پس از مشورت با بازیگران، تصمیم به اجرا گرفتیم بیشتر به این خاطر که دل همگی ما برای تئاتر تنگ شده بود.

بحران تبلیغات، هزینههای سرسامآور و مشورت با ۵۰ نفر
ضیایی توضیح داد: بیش از ۸۵ تا ۹۰ درصد از دوستان و آشنایانش به او گفتند «دیوانهای» و «حیف این نمایش است» که در شرایط فعلی روی صحنه برود. نه بودجه تبلیغاتی داشتیم، نه پشتوانه مالی. برای نمونه، هزینه چاپ هزار تراکت A۵ از ۴-۵ میلیون تومان در کار قبلی، به ۱۵ میلیون تومان رسیده بود.با این حال، به خاطر التیام روحی و روان گروه، ریسک اجرا را پذیرفتیم.
اعتراض به «اینترنت طبقاتی» و قطعی اینستاگرام
یکی از تلخترین چالشهای حالِ حاضر تئاتر از نگاه ضیایی، قطعی اینترنت بینالملل و نبود اینستاگرام بهعنوان ویترین هنرمندان بود. کارگردان نمایش «چندسال پیش» بهشدت از طبقاتی کردن اینترنت انتقاد کرد و گفت:«من تا وقتی مخاطبم نداشته باشم، هزار گیگ اینترنت چه فایدهای دارد؟ من میخواهم با کوچکترین تماشاگرم تا بزرگترینشان ارتباط داشته باشم هرجا مسئولی دیدم، این ناراحتی را بازگو کردم، اما متاسفانه هیچ نتیجهای نگرفتم
ضیایی در پایان از تماشاگرانی که وقت خود را در اختیار تئاتر میگذارند، صمیمانه تشکر کرد و ابراز امیدواری کرد که مخاطبان با دیدن «چند سال پیش» حال خوبی را تجربه کنند.
عکس مطلب:رضا جاویدی