کیمیاگریِ درام؛ وقتی تحول شخصیت قصه را زنده می‌کند | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۳۲:۳۷

کیمیاگریِ درام؛ وقتی تحول شخصیت قصه را زنده می‌کند

درام، هنر تبدیل موقعیت به معناست؛ جایی که شخصیت‌ها در مواجهه با نقص‌ها و تعارض‌ها، دگرگون می‌شوند و روایت را از یک گزارش ساده به تجربه‌ای اثرگذار بدل می‌کنند. «تحول شخصیت» نه‌تنها ستون فقرات فیلمنامه‌نویسی، بلکه همان کیمیاگری پنهانی است که از دل تاریکی ابهام ، به روشنایی معنا می‌رسد.

یادداشت مهمان/مهسا بهادری- روزنامه نگار، در تئوری‌های فیلمنامه‌نویسی، از کلاسیک گرفته تا مدرن، از ارسطو گرفته تا سید فیلد و جوزف کمبل، «تحول شخصیت»  نه یک انتخاب، بلکه موتور محرک درام است. بدون تغییر، داستان تنها گزارشی از وقایع است، اما با تغییر، تبدیل به «تجربه» می‌شود. سریال «بدنام» به نویسندگی و تهیه‌کنندگی حامد عنقا، دقیقاً بر روی همین لبه‌ باریک حرکت می‌کند؛ جایی که مناقشه بر سر «مناسب بودن یا نبودن روابط» جای خود را به یک پرسش بنیادین سینمایی می‌دهد: آیا مسیر حرکت کاراکترها، توجیه‌کننده وضعیت اولیه آن‌هاست؟

قوس شخصیت؛ از وضعیت ایستا تا پویایی معنایی

در سینما، مفهومی به نام «آرک یا قوس شخصیت»  وجود دارد.  شخصیت اصلی در ابتدای داستان باید دارای نقص یا کمبودی باشد تا در تقابل با «آنتاگونیست» یا شرایط محیطی، به یک خودآگاهی جدید برسد. در این اثر روابطی که در ابتدا عجیب یا خارج از عرف به نظر می‌رسند، در واقع نقطه صفر این قوس هستند. حامد عنقا با آگاهی از این ساختار، بر این باور است که قضاوت درباره اخلاقیات یک اثر، بدون دیدن فرجام آن، از نظر دراماتیک ناقص است.

در واقع، اگر شخصیت دختر داستان از همان ابتدا در اوج کمال معنوی بود، یا شخصیت پسر با هیچ چالش اخلاقی روبه‌رو نمی‌شد، اساساً درامی شکل نمی‌گرفت. تحول شخصیت دختر در یک سیر معنوی و تغییرات بنیادین پسر، نشان‌دهنده عبور از مرحله بی‌نامی یا بدنامی به سمت هویت‌مندی است.

کاتارسیس و کارکرد اجتماعیِ بدون فیلتر بودن

ارسطو در بوطیقا معتقد است هدف تراژدی و درام، ایجاد کاتارسیس (تزکیه یا پالایش) در مخاطب است. این پالایش زمانی اتفاق می‌افتد که مخاطب پا‌به‌پای کاراکتر در لجن‌زار پیش برود تا در نهایت طعم رهایی را بچشد. این سریال  با نمایش روابط پیچیده، در حقیقت مخاطب جوان را در معرض یک «آزمایشگاه اجتماعی» قرار می‌دهد.

در اینجا، بدنامی اولیه شخصیت‌ها، بهای گزافی است که درام برای رسیدن به یک شکوه معنوی در پایان‌بندی می‌پردازد.

باید پذیرفت که سینما صرفا برش نیست، بلکه یک جریان است. تئوری‌های نوین تحلیل فیلم بر این نکته تأکید دارند که معنای نهایی یک اثر در برآیند تمامی سکانس‌ها نهفته است، نه در تک‌جمله یا تک‌رابطه‌ در قسمت‌های ابتدایی.

روایت واقع‌گرایانه توبه و تغییر

در همین باره حامد عنقا درباره سریال معتقد است: «روابط میان افراد این سریال نه تنها پیچیده نیست بلکه اگر یک خانواده از قسمت اول تا آخر سریال را ببیند، حتماً از مسیر معنوی که شخصیت دختر طی می‌کند و تحولاتی که برای پسر رخ می‌دهد، خوشحال خواهد شد. این قصه باعث می‌شود یک نوجوان یا جوان به مسائلی فکر کند که شاید در فضای رسمی جامعه کمتر و بدون فیلتر درباره آن صحبت می‌شود.» اگر سریال  به همین شکل پیش برود و بتواند مخاطب را متقاعد کند که این مسیر معنوی و تحول درونی، محصولِ منطقیِ آن کشمکش‌های اولیه بوده، آنگاه می‌توان گفت سازندگان موفق شده‌اند از یک سوژه حساس، یک اثر هدایتگر بسازند. در واقع، تاثیرگذاری تحول در «بدنام» نه در نمایش خوبی محض، بلکه در روایت واقع‌گرایانه توبه و تغییر است؛ مسیری که از تاریکی آغاز می‌شود تا نور نهایی، درخشش بیشتری داشته باشد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها