
به گزارش صبا، به مناسبت چهلمین روز شهادت دکتر علی لاریجانی، راحه امینیان، مجری و برنامهساز، در یادداشت به صبا از خاطرات خود از ارتباطات کاری و نشستهای رسانهای با او پرداخته و تصویری از نحوه تعامل، گفتوگو و سبک ارتباطی او با اهالی رسانه ارائه کرده است، متن یادداشت راحله امینیان بدین شرح است:
شناخت دقیقم از شما به سالهای اول حضورم در سازمان و سالهای پایان حضور شما در سازمان برمیگردد.
جوانی ۱۸ ساله بودم که خیلی اتفاقی و بدون برنامهریزی قبلی،قدم به سازمان گذاشتم و خیلی برایم مهم نبود،مدیران ارشد رسانه ملی چه کسانی هستند و غرق در کشفیاتم از فضای برنامهسازی بودم،اما از همکارانم نام شما را بارها شنیدم…
شما بعد از ۱۰ سال حضور در سازمان صدا و سیما راهی دنیای سیاست به معنای واقعیش شدین و دیگر چهره و نطقهای شما در مجلس با آن لحن و صدای خاص و پوشش متفاوت و تکههایی که با استخدام واژگانی که خاص شما بود خطاب به دشمنان برایم جالب بود …
روزگار به سرعت برق و باد با فراز و فرودهای عجیبش گذشت ،و شما در عرصهی سیاست افت و خیزهای متعددی را تجربه کردین…
خاطرم هست سال ۱۴۰۲ در نشستی صمیمانه با اهالی رسانه و هنر،ادبیات شما در مواجهه با هنرمندان قدیمی و جوان و اهالی رسانه کاملا حسابشده و متفاوت بود
گویی ساختار کلمات شما با من اهل رسانه،رسانهای میشد و با هنرمند،هنرمندانه…
خاطرم هست نکتهای که در آن جلسه پرچالش از شما گوشهی ذهنم ماند این بود که عجب تعهدی دارند به رهبری!
هرچند در آن روزها برخی و حتی در مواقعی خودم هم تصور میکردم که شما بواسطهی بیمهریهایی که دیدید،دلخورید از نظام.
اما شما با احترام از رهبر مقتدرمان در همان جلسه،حرف میزدید.
گذشت تا بعد از جنگ ۱۲ روزه در نشستی با فعالان رسانه و مجازی شما آمدین و بیتکلف و پر مهرتر از قبل به گفتوگو نشستید…
در نگاه اول،فرم متفاوت پوشش شما نظرم را جلب کرد.
آقای دکتر لاریجانی همیشه کت و شلوار پوشیده و کاملا در قامت یک سیاستمدار اینبار بعد از جنگ ۱۲ روزه با پوششی به قول امروزیها اسپورت اما به زعم من در خور مرد میدان و جنگ ظاهر شدند که دلگرم میکرد من شهروند را به حضورتان در میدان و نه صرفا پشت میز…
مختصری از ناگفتههای میدان در جنگ ۱۲ روزه برایمان گفتید و وقتی اصرار حاضران را دیدین که میخواستند بدانند شما به تماس گماشتههای رژیم صهیونی وقتی به شما گفته شده قرار هست به ایران حمله شود و مسیرتان را از جمهوری اسلامی جدا کنید،چه پاسخی دادید ،بسیار ماهرانه فضا را به سمت شوخی و مزاح بردید و از دادن پاسخ طفره رفتید و به ذکر خاطرهای اکتفا کردین.
خاطرهی شما این بود:
قبل از تماس رژیم با شما،ابتدا به همسرتان زنگ زدند و ایشان بسیار مودبانه پاسخ دادند که پیام شما را به آقای دکتر منتقل میکنم و وقتی با شما تماس گرفتند شما پاسخی کوبنده و درخورشان دادید و یادم هست با چه احترامی از همسرتان یاد کردین و ذکر نامشان را محترمانه گفتید و به شوخی اشاره کردید که در رژیم صهیونیستی الان میگویند این بانوی محترم چگونه کنار مردی اینچنین دوام آورده؟!
همان لحظه با خودم گفتم چقدر آقای لاریجانی عاشق همسرشانند که با دکر نامشان،لبخندی زدند که عشق از دل لبخند ظاهر شد…
بگذریم…
من یکی از سوال کنندگان آن نشست از شما بودم.
یادم هست که کلامم را اینگونه آغاز کردم:
آقای دکتر لاریجانی!اجازه بدین قبل از طرح سوالم به شما تبریک بگویم.
بسیار کنجکاوانه منتظر دلیل تبریکم بودین که گفتم
تولد دوباره سیاسی شما رو تبریک میگم و شما گفتید ممنوم اما دعاکنید عاقبتبخیر بشوم…
و چه عاقبتبخیری باشکوهی نصیبتان شد مرد سیاست و ایرانی غیور…
حسرت این عاقبتبخیری شما را ما تا زندهایم خواهیم برد.
حلاوتش گوارای وجودتان
از بهشت دعاگوی ما باشید
راستی آقای لاریجانی در پایان میخواهم درخواستی کنم:
خیلیها شما را قضاوت کردند لطفا حلالشان کنید.