زندگی در میانه موتور و موبایل/ داستانی از طبقه کارگر تا بلاگرها | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۳۹:۲۶
ابوالفضل صفاری در گفت‌وگو با صبا،

زندگی در میانه موتور و موبایل/ داستانی از طبقه کارگر تا بلاگرها

ابوالفضل صفاری کارگردان فیلم سینمایی «گوزن‌های اتوبان» که به صورت اینترنتی اکران آنلاین شده است درباره این اثر گفت: ایده اصلی این فیلم از پیک موتوری‌ها شکل گرفت؛ قشری که در تهران به‌نوعی همچون رگ‌های حیاتی شهر، جریان حرکت، توسعه و زندگی روزمره را به پیش می‌برند.

به گزارش خبرنگار صبا، ابوالفضل صفاری کارگردان فیلم سینمایی «گوزن‌های اتوبان» که به صورت اینترنتی اکران آنلاین شده است درباره این اثر گفت: ایده اصلی این فیلم از پیک موتوری‌ها شکل گرفت؛ قشری که در تهران به‌نوعی همچون رگ‌های حیاتی شهر، جریان حرکت، توسعه و زندگی روزمره را به پیش می‌برند. این پویایی و نقش کلیدی آن‌ها در زیست شهری برای من بسیار قابل توجه و الهام‌بخش بود و موجب شد به موضوعی تازه در بستر جامعه ایران بپردازم.

بازتابی از حال‌وهوای این روزهای جامعه ایران

از سوی دیگر در دنیای امروز جامعه ایران به‌شدت درگیر فضای مجازی است به‌گونه‌ای که می‌توان گفت یکی از بالاترین سطوح درگیری با شبکه‌های اجتماعی به‌ویژه اینستاگرام در میان مخاطبان ایرانی مشاهده می‌شود. این تأثیرپذیری روزانه و گسترده انگیزه‌ای شد تا به این فضا نیز در کار خود توجه داشته باشم. البته این فیلم لزوماً به‌طور مستقیم درباره این پدیده نیست بلکه می‌توان آن را بازتابی از حال‌وهوای این روزهای جامعه ایران دانست.
وی در پاسخ به این پرسش که پیشینه فعالیتش در حوزه مستندسازی تا چه اندازه در ساخت این فیلم موثر بوده است، مطرح کرد: حدود ۱۵ سال است که دیگر به‌صورت جدی در این حوزه فعالیت نمی‌کنم. نخستین تجربه‌های من به فیلم‌هایی بازمی‌گردد که در آن زمان مورد توجه قرار گرفتند و حتی موفق به کسب جوایزی شدند. این فیلم نیز برای من تجربه‌ای جذاب به شمار می‌رود چراکه از فضایی متفاوت برخوردار است و توانسته مخاطبان قابل توجهی را به‌ویژه در بستر آنلاین جذب کند و حتی به نوعی رکوردشکنی نیز دست یافته است.

فیلمنامه بیش از ۳۰ بار بازنویسی شد

این کارگردان درباره «گوزن‌های اتوبان» که در فیلیمو اکران آنلاین شده است، گفت: نگارش فیلمنامه را به‌صورت مشترک با آقای باقر سروش انجام دادیم و پس از تکمیل آن تصمیم به تولید گرفتیم. با این حال فاصله‌ای نزدیک به یک سال میان اتمام فیلمنامه و آغاز تولید ایجاد شد. در این مدت فیلمنامه بیش از ۳۰ بار بازنویسی شد تا به شکل نهایی برسد. هم‌زمان من در تهران تلاش کردم به‌صورت عملی به این فضا نزدیک شوم به‌طوری‌که برای رفت‌وآمدهای روزمره صرفاً از پیک‌های موتوری استفاده می‌کردم. این موضوع باعث شد تا از نزدیک با شرایط زندگی، دغدغه‌ها و فضای کاری آن‌ها آشنا شوم و به‌نوعی این زیست را تجربه کنم.
پس از انتخاب آقای پورفرج برای ایفای نقش ایشان نیز وارد این فرآیند شد و علاوه بر تمرین‌های بازیگری مدتی را در کنار پیک‌های موتوری گذراند تا بتواند به درک دقیق‌تری از این نقش برسد. نکته قابل توجه دیگر این است که بسیاری از بازیگران این فیلم به‌جز چند نفر از بازیگران حرفه‌ای خود از میان پیک‌های موتوری انتخاب شدند افرادی که این شغل را در زندگی واقعی نیز دارند. این انتخاب به ایجاد فضایی واقعی‌تر و باورپذیرتر در فیلم کمک شایانی کرد. بیش از هر چیز این همراهی و هم‌زیستی با این قشر بود که به شکل‌گیری لحن و فضای فیلم کمک کرد.

زندگی بلاگرها در فیلم

صفاری درباره‌ نمایش زندگی بلاگرها در فیلم عنوان کرد: رویکرد ما قضاوت‌گرانه نبوده است. اگر دقت کنید فیلم تلاش نمی‌کند مشخص کند چه چیزی درست است و چه چیزی نادرست بلکه صرفاً به بازنمایی یک واقعیت اجتماعی می‌پردازد. ما با پدیده‌ای مواجه هستیم که در آن برخی افراد به‌صورت ناگهانی و لحظه‌ای به شهرت می‌رسند و فیلم تلاش دارد این وضعیت را بدون داوری مستقیم به تصویر بکشد. ما با جامعه‌ای در بستر فضای مجازی مواجه هستیم که در آن افراد می‌توانند تنها با یک دیالوگ، یک حرکت خنده‌دار یا حتی رفتاری جنجالی به‌سرعت به جایگاه قهرمانانه دست یابند و در مدت کوتاهی به شهرت و موفقیت مالی قابل توجهی برسند. در مقابل همین فضا می‌تواند به همان سرعت آن‌ها را از اوج به حضیض برساند به‌گونه‌ای که یک فرد ممکن است در عرض ۲۴ ساعت از جایگاه یک قهرمان به یک چهره منفور تبدیل شود. این ویژگی نشان‌دهنده ماهیت دوگانه و به‌شدت متغیر رسانه‌های اجتماعی است؛ فضایی که می‌توان آن را «صفر و صدی» توصیف کرد.

این کارگردان اضافه کرد: در چنین بستری مرز میان محبوبیت و طردشدگی بسیار باریک و ناپایدار است. به‌ویژه در پلتفرم‌هایی مانند اینستاگرام این تحولات با سرعت و شدت بیشتری رخ می‌دهند و تأثیرات عمیقی بر زندگی فردی و اجتماعی کاربران می‌گذارند. از یک سو این فضا می‌تواند کارکردهای مثبت و سازنده‌ای همچون آموزش، اطلاع‌رسانی و ایجاد فرصت‌های جدید را فراهم کند‌ اما از سوی دیگر بستر مناسبی برای سوءاستفاده، انحراف و حتی آسیب‌های جدی فردی و اجتماعی نیز به شمار می‌رود. به همین دلیل می‌توان گفت که فضای مجازی با تمام ظرفیت‌هایش نیازمند مدیریت و نظارت دقیق‌تری است چرا که در وضعیت کنونی به نظر می‌رسد کنترل مؤثر و کافی بر آن وجود ندارد.

 در ارتباط مستقیم  با برخی از بلاگرها بودم

صفاری مطرح کرد: به نظر می‌رسد آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد آموزش صحیح نحوه استفاده از فضای مجازی است. حتی اگر نگاهی به جوامع غربی یا کشورهای اروپایی داشته باشیم، مشاهده می‌کنیم که میزان و نوع استفاده از پلتفرم‌ها متفاوت است برای مثال در برخی از این کشورها اینستاگرام به اندازه ایران مخاطب گسترده‌ای ندارد و در مقابل پلتفرم‌هایی مانند فیسبوک همچنان نقش پررنگ‌تری ایفا می‌کنند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که رفتار کاربران در بستر فضای مجازی تا حد زیادی تابع ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی هر جامعه است. در ایران به‌نظر می‌رسد اینستاگرام جایگاه محوری‌تری در زندگی روزمره کاربران پیدا کرده است.

امکان بازاندیشی در شیوه مواجهه با فضای مجازی

وی توضیح داد: در فرآیند ساخت فیلم ارتباط مستقیمی نیز با برخی بلاگرها برقرار شد. این ارتباط البته محدود بود و در حد چند جلسه و چند شب هم‌زیستی با آن‌ها شکل گرفت اما بخش عمده تحقیقات به‌صورت میدانی انجام شد. در عین حال خود من نیز در دوره نگارش و تولید فیلم به‌شدت درگیر فضای مجازی شدم به‌گونه‌ای که پس از پایان کار احساس کردم نیاز دارم برای مدتی از این فضا فاصله بگیرم. به همین دلیل حدود چهار ماه استفاده از اینستاگرام را برای خودم متوقف کردم تا بتوانم تمرکز و تعادل بیشتری پیدا کنم. با این حال در زمان اکران فیلم ناگزیر دوباره به این فضا بازگشتم تا بتوانم با مخاطبان ارتباط برقرار کرده و اثر را معرفی کنم. این تجربه شخصی نشان داد که میزان درگیری با فضای مجازی می‌تواند تا حدی پیش برود که فرد احساس نیاز به بازنگری در شیوه استفاده خود داشته باشد.
صفاری در پاسخ به این پرسش که آیا مضمون فیلم با شرایط فعلی جامعه که دسترسی به اینترنت و شبکه‌های اجتماعی قطع شده در تضاد است یا خیر، عنوان کرد: به نظر من این وضعیت نه‌تنها تضاد ایجاد نمی‌کند بلکه می‌تواند به درک بهتر فیلم کمک کند. حتی می‌توان گفت که در چنین شرایطی فیلم ظرفیت آن را دارد که به‌عنوان یک تجربه تأمل‌برانگیز و تا حدی آموزشی عمل کند به این معنا که مخاطبان پس از بازگشت به فضای مجازی با آگاهی و نگاه دقیق‌تری از آن استفاده کنند. به نظر می‌رسد اگر این فیلم به‌خوبی دیده شود، می‌تواند بازتاب مثبتی در میان مخاطبان داشته باشد چراکه هم به یک مسئله روز می‌پردازد و هم امکان بازاندیشی در شیوه مواجهه با فضای مجازی را فراهم می‌کند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها