
مهدیه مالکی/صبا: خیام وقار کاشانی درباره دلیل پذیرش بازی در اپیزود «چادر مسافرتی» سریال «سرو سپید سرخ» گفت : وقتی فیلمنامه را خواندم، جذابیتهای دراماتیک زیادی در آن وجود داشت. قصه با شرایط روز جامعه ما گره خورده بود و همین موضوع برایم اهمیت داشت. احساس کردم حضور در چنین کاری میتواند معنا و ارزش خودش را داشته باشد.
او درباره چالشهای بازی در فضای بحرانی و جنگی توضیح داد: این پروژه در شرایطی ساخته شد که واقعاً عادی نبود، موشکباران و بمباران جریان داشت و گرچه بخشهایی که در جادههای شمال کار میکردیم اما امن نبود و کل فضا یک وضعیت عجیب و تجربهنشده بود؛ تجربهای که فکر نمیکنم هیچکدام از اعضای گروه قبلاً داشته باشند ضمن اینکه بخش زیادی از داستان در فضای باز، جاده و داخل ماشین میگذشت و اگر مدیریت درستی صورت نمیگرفت، میتوانست بسیار چالشبرانگیز شود و خدا را شکر همهچیز بهخیر گذشت و نتیجه کار هم، به نظرم، قابل قبول از آب درآمد.
وقار کاشانی درباره تجربه کار در ساختار اپیزودیک و فشرده این مجموعه نیز گفت: شرایط تولید این اپیزودها خیلی متفاوت بود و همه عوامل و بازیگران در شرایطی کار کردند که میتوانستند مثل خیلیهای دیگر در جاهای امن کنار خانوادهشان باشند، اما ترجیح دادند وظیفهشان را در قبال هموطنان و کشورشان انجام بدهند و این حرکت برای من کاملاً محترم و جهادی بود.
وی درباره مضمون اصلی «چادر مسافرتی» افزود: اگر بخواهم در یک جمله بگویم، پیام اصلی اپیزود این است که اگر عشق و علاقه میان دو نفر وجود داشته باشد، با وجود تفاوتهای فرهنگی و دیدگاهی، باز هم میتوان کنار هم ماند و از این همراهی لذت برد.
خیام وقار کاشانی درباره نقشی که در اپیزود «چادر مسافرتی» ایفا کرده است گفت: شخصیتی که بازی کردم در تقابل با همسرش قرار داشت. در واقع با دو جهان متفاوت روبهرو هستیم؛ اختلافنظرهای جدی، تفاوتهای فرهنگی و نوع نگاه متفاوت به زندگی، جامعه و مسائل اجتماعی میان این دو شخصیت وجود دارد و امیدوارم توانسته باشم از پس این نقش بربیایم و شخصیت برای مخاطب باورپذیر و قابل لمس شده باشد.
او درباره شرایط فیلمبرداری در فضای ناامن آن روزها نیز توضیح داد: از همان روزهای ابتدایی که برای گفتوگو درباره این اپیزود به دفتر رفتیم، شرایط عادی نبود. در تهران برای تست گریم، تست لباس، دورخوانی و جلسات مختلف رفتوآمد داشتیم و همزمان شهر بهشدت تحت موشکباران بود و حتی یک روز که برای دورخوانی در دفتر حضور داشتیم، موشکی در همان حوالی اصابت کرد و ساختمان به لرزه درآمد.

وی ادامه داد: بخشی از کار در شمال کشور انجام شد که آنجا هم کاملاً امن نبود البته شاید شرایط نسبت به تهران کمی بهتر بود، اما همچنان حملات و ناامنی وجود داشت. از سوی دیگر، شمال کشور در آن مقطع بسیار شلوغ بود و بخش زیادی از فیلمبرداری ما در خیابان و داخل خودرو انجام میشد که خودِ این موضوع سختیهای فنی و اجرایی زیادی داشت.
وقار کاشانی با اشاره به همراهی گروه تولید گفت: با وجود تمام این سختیها، همه عوامل با عشق و علاقه کار کردند تا اثری برای مردم و کشورشان تولید شود؛ کاری که بتواند ساعتی مخاطبان را سرگرم کند. همه ما این شرایط را به جان خریدیم تا نتیجه مطلوبی حاصل شود.
این بازیگر درباره اهمیت تولید سریال در دل جنگ نیز گفت: بهنظر من ساخت چنین آثاری در این شرایط اهمیت زیادی دارد. ذهن مردم پر از اخبار ناراحتکننده و تنشزاست و همین که بتوان برای یک یا دو ساعت مخاطب را از آن فضا فاصله داد، اتفاق مهمی است؛ حتی اگر موضوع اثر هم مرتبط با همان فضا باشد؛ هنرهای نمایشی و بخش نمایشی تلویزیون در چنین روزگاری میتوانند بسیار کمککننده باشند تا مردم برای ساعتی از اخبار ناخوشایند فاصله بگیرند و یک روایت نمایشی را دنبال کنند.
وقار کاشانی در پایان با تأکید بر مسئولیت هنرمندان گفت: بهنظر من وظیفه هر فردی است که در چنین شرایطی از تخصص خود استفاده کند. اینکه در دل جنگ سریالی تولید شود و همزمان روی آنتن برود، این پیام را به مخاطب میدهد که تنها نیست. شاید همه ما تحت حمله و نگرانی باشیم، اما گروهی هم در همین شرایط برای مردم کار میکنند و محتوا تولید میکنند وبهنظر من این تلاش کماهمیتتر از حضور میدانی در شهر یا فعالیت نیروهای مدافع کشور نیست. این هم نوعی انجام وظیفه است.