جیمز ناکتوری؛عکاسی که جنون جنگ دارد! | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۱۱:۰۶

جیمز ناکتوری؛عکاسی که جنون جنگ دارد!

هفتادوهشت‌ساله است و جنگ را نه از پشت خط بلکه از دل آن روایت می‌کند. با دوربین عکاسی‌ای که گواه تاریخ است، در لحظه‌هایی که جهان ترجیح می‌دهد چشم ببندد، از دل ویرانی‌ها چهره رنج‌کشیده انسان را آشکار می‌کند. او فقط عکس نمی‌گیرد؛ حقایقی را ثبت می‌کند که نباید از تاریخ جهان فراموش شوند. حالا پس از سال‌ها مستندسازی در میان آتش و هیاهو، «جیمز ناکتوی» به نماد زنده‌ عکاسی جنگ بدل شده است.

به گزارش صبا، «چرا باید از جنگ عکس گرفت؟ آیا ممکن است با استفاده از عکاسی، به شکلی از رفتار انسانی که در طول تاریخ وجود داشته است پایان داد؟ احتمال تحقق این ایده به طرز مضحکی خارج از تصور است. با این حال، همین ایده به من انگیزه داده است. از نظر من، قدرت عکاسی در توانایی آن برای برانگیختن حس انسانیت نهفته است. اگر جنگ تلاشی برای نفی انسانیت باشد، آنگاه می‌توان عکاسی را به‌عنوان نقطه‌ مقابل جنگ در نظر گرفت.» این‌ها جملاتی‌ است که «جیمز ناکتوی»(James Nachtwey)، عکاس آمریکایی جنگ در ابتدای گزارشی درباره حرفه کاری خود می‌گوید.

«جیمز ناکتوی»، عکاس خبری، از سوی بسیاری به‌عنوان بزرگ‌ترین عکاس جنگ در دهه‌های اخیر شناخته می‌شود. عکس‌های او این توانایی را دارند که ذهنیتی سرسخت را تغییر دهند و قلبی بسته را بگشایند.

«ناکتوی» طی چهار دهه گذشته تقریبا همه درگیری‌های مسلحانه جهان را پوشش داده است. قدرت شنوایی این عکاس هفتاد و چندساله آسیب دیده، در زانوها، شکم و صورتش ترکش نارنجک دارد و در تایلند از ناحیه پا مورد اصابت گلوله قرار گرفته است. او در «السالوادور» بر اثر انفجار بمب، در بیروت بر اثر خمپاره و در عراق بر اثر نارنجک زخمی شده است. دهه‌ها قرار گرفتن در معرض خطرها، رد خود را بر «ناکتوی» به جای گذاشته است، اما این عکاس در سال ۲۰۲۳ اعلام کرد که هیچ برنامه‌ای برای بازنشستگی ندارد.

با این حال، زمان آغاز جنگ روسیه و اوکراین، «ناکتوی» دوربین‌ها و جلیقه ضدگلوله‌اش را جمع کرد و به‌سوی خط مقدم شتافت. برای او، این خطرها ارزشش را دارد.

«ناکتوی» در مصاحبه‌ای در این‌ خصوص می‌گوید: «این برای یک عکس خاص نیست. برای خودِ کار است. مدت‌ها پیش تصمیم گرفتم اگر می‌خواهم این کار را انجام دهم، باید خودم را در معرض خطر قرار دهم و هر چیزی ممکن است اتفاق بیفتد.»

وقتی صحبت از خطر می‌شود، منظور فقط صدای اصابت بمب و موشک یا زد و خورد نیست؛ «ناکتوی» به حدی در دل وقایع حضور دارد که حتی در حوالی دهه ۱۹۹۰، هنگام پوشش پایان خشونت‌آمیز آپارتاید در آفریقای جنوبی، تقریبا از ناحیه سر هدف گلوله قرار گرفت. او در صحنه‌ای حضور داشت که یک عکاس خبری دیگر به نام «کن اوستربروک» کشته شد و دو همکار دیگر او زخمی شدند.

«ناکتوی» صحنه‌ را اینطور توصیف می‌کند: «ما روی زمین دراز کشیده بودیم و سعی می‌کردیم تیرها به ما اصابت نکنند و می‌توان دید که گلوله از میان موهایم عبور کرده است.»

مستندسازی آنچه «ناکتوی» آن را «جنون جنگ» می‌نامد، هسته اصلی حرفه او بوده است. با این حال «ناکتوی» در تاریک‌ترین زمان‌ها و خطرناک‌ترین مکان‌ها، هم زیبایی و هم بی‌رحمی را ثبت می‌کند. عکس‌های او لحظاتی از نفرت و قهرمانی، ویرانی بی‌معنا و  همدلی‌های بی سر و صدا را نشان می‌دهند.

عکس‌های او عمیق‌ترین و اغلب آزاردهنده‌ترین بخش‌ها در عمق وجود انسان و کارهایی را که انسان‌ها با یکدیگر می‌کنند آشکار می‌کنند.

«ناکتوی»  زندگی خود را وقف روایت داستان دیگران کرده و شاهد رنج‌ها و فداکاری‌های آن‌ها بوده است. یکی از سوژه‌های او مردی در رواندا بود که از یک حمله با قمه جان سالم به در برده بود. به گفته «ناکتوی» این مرد زخم‌خورده قادر به صحبت نبود. عکاس به‌آرامی نزدیک شد، تماس چشمی برقرار کرد و دوربینش را بالا گرفت و منتظر اجازه برای گرفتن عکس ماند.

این عکاس می‌گوید: «نمی‌خواهم احساس کنم دارم چیزی را از مردم می‌گیرم. می‌خواهم آن‌ها احساس کنند بخشی از کاری هستند که انجام می‌دهم و فکر می‌کنم او فهمید که زخم‌هایش چه چیزی را برای بقیه جهان بازگو خواهند کرد.»

این بخشی از قدرت عکس است. برخی عکاسان می‌گویند دوربین عکاسی برای آن‌ها حکم سلاح را دارد. «ناکتوی» موافق است که این یکی از راه‌هایی است که می‌توان به این ابزار نگاه کرد.

عکس‌های «ناکتوی» حتی به اقداماتی منجر شده‌اند. تصاویر او در سال ۱۹۹۰ میلادی به افشای شرایط تکان‌دهنده و بی‌توجهی در یتیم‌خانه‌های دولتی رومانی کمک کرد. این عکس‌ها در مجله «نیویورک تایمز» منتشر شد و در پی آن تلاش بین‌المللی برای نجات کودکان شکل گرفت.

دیدن برخی از بدترین جنبه‌های انسانیت، برای «ناکتوی» فقط از نظر جسمی هزینه نداشته است. او در اوایل حرفه‌اش از ایده تشکیل خانواده صرف‌نظر کرد.

«ناکتوی» می‌گوید: «متوجه شدم اگر بخواهم کاری را که انجام می‌دهم ادامه دهم که اتفاقا انگیزه زیادی برای ادامه آن داشتم، پدر خوبی نخواهم بود. همسر خوبی نخواهم بود و همه چیز از هم می‌پاشید. نمی‌خواستم این اتفاق بیفتد. بنابراین مجبور شدم از آن صرف‌نظر کنم.»

«ناکتوی» می‌گوید که با افسردگی نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند و اغلب اوقات خشمگین می‌شود. با وجود این خشم، او همچنان در لنز دوربینش دلیلی برای امید پیدا می‌کند. یکی از این تصاویری که در سال ۱۹۹۲ در آفریقای جنوبی گرفته شده، تعدادی کودک را نشان می‌دهد که روی یک ترامپولین می‌پرند.

عکس‌های جنگ ویتنام و جنبش حقوق مدنی آمریکا الهام‌بخش او شدند تا عکاس شود. در حالی که عکاسی را به‌صورت خودآموز یاد می‌گرفت، به‌عنوان راننده کامیون و همچنین به‌عنوان کارآموز تدوینگر فیلم‌های خبری کار می‌کرد.

در سال ۱۹۸۰، پس از چند سال کار به‌عنوان عکاس روزنامه در نیومکزیکو، به نیویورک نقل مکان کرد تا به‌عنوان عکاس آزاد مجلات فعالیت کند. از آن زمان، خود را وقف مستندسازی جنگ‌ها، درگیری‌ها و مسائل مهم اجتماعی کرده و از مردم عادی در مسیر تاریخ عکاسی کرده است. کارنامه او به یک منطقه خاص جغرافیایی محدود نمی‌شود. «ناکتوی» گزارش‌های تصویری گسترده‌ای در السالوادور، نیکاراگوئه، گواتمالا، لبنان، کرانه باختری و غزه و فلسطین اشغالی، اندونزی، تایلند، هند، سریلانکا، افغانستان، فیلیپین، کره جنوبی، سومالی، سودان، رواندا، آفریقای جنوبی، روسیه، بوسنی، چچن، کوزوو، رومانی، برزیل و ایالات متحده تهیه کرده است.

سال‌ها حضور در صحنه‌های پرخطر و تکان‌دهنده جوایز و افتخارات بسیاری را برای «ناکتوی» به ارمغان آورده است؛ از جمله سه بار جایزه اینفینیتی مرکز بین‌المللی عکاسی، دو بار جایزه ورلد پرس فوتو و یک بار جایزه مارتین لوترکینگ را دریافت کرده است.

شاید بتوان جوهره سال‌های فعالیت او به عنوان عکاس جنگ را در جمله‌ای از خود «ناکتوی» خلاصه کرد: «من یک شاهد بوده‌ام و این تصاویر گواه من هستند. رویدادهایی که ثبت کرده‌ام نباید فراموش و نباید تکرار شوند.»

نشراول: ایسنا

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها