چالش مالکیت فکری در اقتباس هنری؛ بررسی حقوقی آثار سینمای کوتاه ایران | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۲:۵۸:۰۶
گفت‌وگوی صبا با پژوهشگر برگزیده هفتمین همایش مطالعات فیلم کوتاه تهران؛

چالش مالکیت فکری در اقتباس هنری؛ بررسی حقوقی آثار سینمای کوتاه ایران

مهدی کشتکار، در مقاله «حقوق مالکیت فکری در اقتباس هنری: چالش‌ها و راهکارها» این پرسش را محور تحقیقات خود قرار داده و راهکارهایی عملی برای سینماگران ارائه می‌کند.

مهدیه مالکی/صبا: مهدی کشتکار، یکی از پژوهشگران برگزیده هفتمین همایش مطالعات فیلم کوتاه تهران، در مقاله خود با عنوان «حقوق مالکیت فکری در اقتباس هنری» به یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های فیلم‌سازان ایران پرداخته است:او دانشجو دکتری فلسفه هنر و کارشناسی ارشد حقوق و جزا و طلبه سطوح عالی حوزه علمیه قم است و چگونگی رعایت حقوق مالکیت فکری در اقتباس آثار ادبی و هنری و ارائه راهکارهایی برای جلوگیری از مشکلات قانونی و اخلاقی در تولید فیلم‌های کوتاه را در مقاله پیش رو بررسی کرده است. در ادامه گفت وگوی صبا را با این پژوهشگر میخوانید.

موضوع اصلی مقاله شما چیست و به طور خلاصه چه مسأله‌ای را بررسی کرده‌اید؟

موضوع اصلی مقاله من بررسی حقوق مالکیت فکری در اقتباس‌ هنری چالشها و راهکارها است؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند سینما و هنرهای نمایشی که اقتباس از آثار ادبی، تاریخی یا هنری پیشین نقش محوری دارد. در این پژوهش تلاش کرده‌ام نشان دهم اقتباس هنری نه صرفاً یک فرایند خلاقانه، بلکه کنشی حقوقی–فرهنگی است که در آن مرز میان «الهام»، «بازآفرینی» و «نقض حق مؤلف» اغلب مبهم می‌شود. مقاله با تکیه بر مبانی نظری حقوق مالکیت فکری و تحلیل مفهومی اقتباس، به این پرسش می‌پردازد که چگونه می‌توان هم از حقوق پدیدآورندگان اصلی صیانت کرد و هم فضای خلاقیت هنرمندِ اقتباس‌گر را محدود نکرد. مسئله‌ای که به طور خلاصه بررسی شده، چالش تعادل میان حمایت حقوقی و آزادی خلاقه در اقتباس‌های هنری است؛ چالشی که در عمل به اختلافات حقوقی، خودسانسوری هنرمندان یا تضییع حقوق صاحبان اثر منجر می‌شود. مقاله با واکاوی این تعارض، کاستی‌های قوانین موجود و رویه‌های اجرایی را برجسته کرده و در نهایت، راهکارهایی مفهومی و سیاست‌محور برای تنظیم هوشمندانه‌تر رابطه میان حقوق مالکیت فکری و فرایند اقتباس هنری پیشنهاد می‌دهد؛ راهکارهایی که می‌توانند به کاهش تنش‌ها و تقویت هم‌زمان خلاقیت و عدالت حقوقی در سینما و هنر کمک کنند.

چه کمبود یا آسیبی در حوزه سینما یا فیلم کوتاه مشاهده کردید که شما را به نوشتن این مقاله وا داشت؟

آنچه مرا به نوشتن این مقاله واداشت، مشاهده یک خلأ جدی حقوقی و مفهومی در سینما و به‌ویژه فیلم کوتاه بود؛ جایی که اقتباس از داستان‌ها، آثار ادبی، روایات بومی یا حتی ایده‌های معاصر، اغلب بدون چارچوب روشن حقوق مالکیت فکری انجام می‌شود. در عمل، بسیاری از فیلم‌سازان یا از ترس اتهام نقض حق مؤلف دچار خودسانسوری می‌شوند و از اقتباس خلاقانه فاصله می‌گیرند، یا برعکس، به دلیل ضعف آگاهی و نبود سازوکار شفاف، حقوق پدیدآورندگان اصلی نادیده گرفته می‌شود. این وضعیت نه‌تنها به منازعات حقوقی و بی‌اعتمادی میان هنرمندان دامن زده، بلکه کیفیت و جسارت اقتباس‌های سینمایی را نیز تحت‌تأثیر قرار داده است؛ آسیبی که نشان می‌دهد سینمای ما بیش از هر چیز به بازاندیشی حقوقی و نظری در مفهوم اقتباس هنری نیاز دارد،انگیزه اصلی من برای پرداختن تحلیلی به این موضوع و جست‌وجوی راهکارهای حقوقی و مفهومی در قالب این مقاله بود.

مقاله شما به چه پرسش یا چالش مشخصی در سینما پاسخ می‌دهد؟

این مقاله در اصل به این پرسش محوری در سینما پاسخ می‌دهد که مرز حقوقی و مفهومی اقتباس هنری کجاست و چگونه می‌توان میان حق مؤلف اثر اولیه و آزادی خلاقه فیلم‌ساز تعادل برقرار کرد. چالشی که در عمل خود را به‌صورت سردرگمی فیلم‌سازان، اختلافات حقوقی پنهان یا آشکار و گاه محدود شدن جسارت هنری نشان می‌دهد، به‌ویژه در سینمای مستقل و فیلم کوتاه که قواعد نانوشته بیش از قوانین شفاف حاکم است. مقاله با واکاوی این وضعیت، می‌کوشد به این ابهام پاسخ دهد که چه زمانی اقتباس به بازآفرینی مشروع تبدیل می‌شود و در چه نقطه‌ای به نقض حقوق مالکیت فکری نزدیک می‌گردد، و چگونه می‌توان با بازتعریف مفهومی و حقوقی اقتباس، هم از حقوق پدیدآورندگان صیانت کرد و هم مسیر خلاقیت سینمایی را هموارتر ساخت.

فکر می‌کنید دستاوردهای علمی مقاله شما تا چه حد می‌تواند به طور عملی بر تولید، اکران و تجربه مخاطب در سینما و فیلم کوتاه تأثیرگذار باشد؟

به‌نظر من دستاوردهای علمی این مقاله می‌تواند به‌صورت غیرمستقیم اما معنادار بر سه سطح تولید، اکران و تجربه مخاطب در سینما و فیلم کوتاه اثرگذار باشد. از منظر تولید، تبیین مفهومی و حقوقی اقتباس به فیلم‌سازان کمک می‌کند با آگاهی و اطمینان بیشتری به سراغ متون و ایده‌های پیشین بروند و خلاقیت خود را در چارچوبی امن و قابل دفاع شکل دهند. در حوزه اکران و عرضه، شفاف‌سازی حقوق مالکیت فکری می‌تواند از بروز اختلافات حقوقی، توقیف آثار یا حذف آن‌ها از جشنواره‌ها جلوگیری کند و مسیر نمایش آثار اقتباسی را هموارتر سازد. در نهایت، این رویکرد به ارتقای کیفیت اقتباس‌ها منجر می‌شود؛ امری که تجربه مخاطب را نیز غنی‌تر می‌کند، زیرا تماشاگر با آثاری مواجه می‌شود که هم از پشتوانه فکری و ادبی قوی برخوردارند و هم در فضایی مسئولانه و حرفه‌ای تولید شده‌اند، و این خود به افزایش اعتماد و ارتباط مخاطب با سینما کمک می‌کند.

در زمینه فیلم کوتاه، اگر کسی بخواهد مقاله شما رابخواند، از کجا منتشر شده ؟نشریه، کتاب، سایت و یا ….

انجمن سینمای جوانان ایران وهمایش مطالعات فیلم کوتاه تهران قرار است مقاله بنده و مقاله های برتر همایش مطالعات فیلم کوتاه تهران را در کتابی چاپ کند.

نکته‌ای که در مقاله‌تان وجود دارد و در سوال‌های قبلی به آن اشاره نشده …؟

نکته‌ای که در مقاله به آن پرداخته‌ام و در پرسش‌های قبلی کمتر به‌صورت مستقیم مطرح شد، بُعد فرهنگی و آموزشی حقوق مالکیت فکری در اقتباس هنری است؛ این‌که بسیاری از چالش‌ها نه صرفاً از ضعف قانون، بلکه از نبود گفتمان آموزشی منسجم در میان فیلم‌سازان، نویسندگان و حتی نهادهای سینمایی ناشی می‌شود. مقاله تأکید می‌کند تا زمانی که حقوق مالکیت فکری به‌عنوان بخشی از فرهنگ حرفه‌ای سینما درک نشود، حتی بهترین قوانین نیز کارایی محدودی خواهند داشت. از این‌رو، یکی از دستاوردهای مفهومی مقاله پیشنهاد پیوند میان آموزش سینما، سیاست‌گذاری فرهنگی و حقوق مالکیت فکری است؛ رویکردی که می‌تواند اقتباس را از یک حوزه پرتنش و مبهم، به عرصه‌ای آگاهانه، اخلاق‌محور و خلاقانه تبدیل کند و به‌تدریج کیفیت تعامل میان هنرمندان و اعتماد متقابل در فضای سینما را ارتقا دهد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها