سینمای ایران و مسئله زمان: با نگاهی به جشنواره فیلم فجر۴۴ | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۴:۲۹:۰۳

سینمای ایران و مسئله زمان: با نگاهی به جشنواره فیلم فجر۴۴

روح‌الله حسینی، معاون سازمان امور سینمایی کشور گفت: با پایان چهل‌وچهارمین جشنواره ملی فیلم فجر، بار دیگر یک ضعف مزمن در سینمای ایران خودنمایی کرد؛ معضلی نه صرفاً فنی در تدوین، بلکه ریشه‌دار در درک نادرست فیلمسازان از «زمان». آسیبی که بیش از هر چیز تجربه مخاطب را تضعیف می‌کند و مانع شکل‌گیری روایت مدرن در سینمای ایران می‌شود.

 به گزارش خبرنگار صبا،  روح‌الله حسینی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و معاون سازمان امور سینمایی کشور، هم‌زمان با پایان چهل‌وچهارمین جشنواره فیلم فجر، یادداشتی تخصصی و اختصاصی درباره مهم‌ترین آسیب سینمای ایران در اختیار «صبا» قرار داد؛ آسیبی که به باور او، مانع از آن شده است که سینمای ایران گذار موفقی از سینمای کلاسیک به سینمای مدرن داشته باشد.

سینمای ایران و مسئله زمان

جشنوارة ملی فیلم فجر دورة چهل‏وچهارم خود را نیز به پایان رسانید، و با همة دشواری‏ها توانست ماموریتی را که طبق روال هرساله، بدو سپرده شده بود، به انجام رساند. اما همچنان برخی مسائل مهم سینمای ایران، در بخش‏های مختلف خصوصی و دولتی، سیاست‏گذاری و اجرایی، فنی و زیبایی‏شناختی… برجاست. در یادداشت‏هایی جداگانه می‏توان به این مسائل پرداخت اما من در اینجا مایلم یک نکتة اساسی را که همچنان در تولیدات سینمایی ایران مشهود است و آن را آسیبی جدی به کلیت یک اثر سینمایی می‏دانم، طرح کنم. آن هم مسئلة زمان در فیلم و برای فیلم است. تقریباً در تمامی فیلم‌ها، زمان بیش از حد لازم طول می‏کشد. در بسیاری از آثار، پلان‏ها یا صحنه‏هایی غیرضروری و حتی آسیب‏زننده که گاه تا بیست دقیقه یا بیشتر هم طول می‏کشند، می‌توانند حذف شوند بدون اینکه روایت یا اثر هنری لطمه‌ای ببیند. اما نکته‏ای که من بر آن تاکید دارم و مایلم آن را همچون بحثی اساسی و نیازمند بررسی‏ها و گفتگوهای بیشتر طرح کنم، این است که این معضل تنها نتیجة یک نقص فنی از سوی تدوینگر و در تدوین نیست؛ بلکه نشان‌دهندة درک نادرست ما از زمان است، به عبارت دیگر، تصور سینماگر ما از زمان و بهره‏ای که در اثر خود از آن می‏گیرد، با نیازهای روایت مدرن و تجربه‌ی معاصر مخاطب هم‌خوانی ندارد.

آندری تارکوفسکی، سینماگر نظریه‏پرداز روسی، معتقد بود که «انگیزة اصلی آدم‏ها برای رفتن به سینما، جستجوی زمان است» (زمان مهروموم‏ شده). از دید او، مخاطب می‌کوشد زمان از دست‏رفته یا نادیده‏گرفته شده را باز‌یابد و رابطه‌ای میان تجربة شخصی خود و تجربة ارائه شده در فیلم برقرار کند. اما، هنگامی که زمان به درستی مدیریت نمی‌شود و بی‌جهت طولانی می‌شود، این جستجو ناکام می‌ماند؛ مخاطب مسیر روایت را گم می‌کند، شدت تجربه کاهش می‌یابد و ظرفیت سینما برای ارائة تجربه‌ای منحصربه‌فرد از زمان تضعیف می‌شود.

این ناتوانی سینماگر در مدیریت زمان را می‌توان به دو شکل تفسیر کرد: یا فیلمساز حساسیت لازم به مدت و ریتم مدرن را کسب نکرده است (مهارتی ضروری برای تلفیق حافظه، احساس و کنش در فیلم) یا او در زمانی سنتی زندگی می‌کند که با شرایط زمان مدرن هماهنگی ندارد. در هر دو حالت، سینما آسیب می‌بیند؛ چرا که زمان دیگر به عنوان تجربة زیسته درک نمی‌شود، بلکه صرفاً به عنوان محدودیت یا عنصری نامنظم در روایت یا زیبایی‌شناسی حضور دارد.

تارکوفسکی همچنین تأکید می‌کرد که زمان گذشته تعیین‌کنندة زمان حال است و تجربة انسانی بر پایة انباشت گذشته شکل می‌گیرد. و این نکته‏ای است که سینمای ایران می‌تواند از آن بهره بگیرد: برای اینکه مخاطب زمان را در فیلم باز‌یابد، هر لحظه باید با دقت و آگاهی انتخاب شود. کشیدگی بی‌جهت صحنه‌ها این امکان را از بین می‌برد و مانع از پیوند میان زمان زیستة فیلمساز و زمان تجربه‌شده توسط مخاطب می‌شود.

در نهایت، جشنوارة فجر امسال نیز نشان داد که سینمای ایران هنوز به اهمیت زمان در سینما پی نبرده است، یا به بیان دیگر، فاقد این مهارت لازم است تا به کمک بعد زمانی، تجربة مخاطب را به‌طور کامل شکل دهد. البته چنین تصوری از زمان و رفتار با آن منحصر به فضای فرهنگی و هنری ما نیست. این معضل را می‏توان در عرصه‏های دیگری از زیست سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایرانیان نیز مشاهده کرد. به هر حال و تا آنجا که به سینما مربوط است، اصلاح درک زمان می‌تواند رویکرد روایتی و حسی سینمای ایران را دگرگون کند و آن را به عمق زمانی برساند که تارکوفسکی آن را شرط لازم هنر سینمایی می‌دانست.

 

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها