
ناصر ارباب /صبا، در حاشیه نمایش فیلم «جانشین» در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر، مهدی شامحمدی کارگردان این اثر، مهمان تلویزیون اینترنتی صبا بود و در گفتوگویی صریح و بیپرده، از دغدغههایش برای ساخت فیلمی درباره شهید حسین املاکی سخن گفت. او در این گفتوگو از تجربه سالها فعالیت در سینمای مستند، نخستین حضور جدیاش در سینمای داستانی با فیلم «مجنون» و ادامه این مسیر با «جانشین» گفت؛ مسیری که به باور او، بیش از هر چیز به دغدغه و باور شخصی نیاز دارد.
آقای شامحمدی، «جانشین» دومین فیلم دفاع مقدس حاضر در جشنواره امسال است. با توجه به کمرنگ شدن این ژانر، چرا سراغ چنین سوژهای رفتید؟
من از سینمای مستند میآیم و بیش از بیست سال در حوزه تاریخ معاصر کار کردهام. جنگ در تمام این سالها یکی از دغدغههای اصلی من بوده است. با اینکه فیلمهای اجتماعی هم ساختهام، اما بهنوعی تخصصم در تاریخ معاصر شکل گرفت. در دهه ۹۰ پیشنهادهای مختلفی برای ساخت آثار داستانی داشتم، اما اغلب جذبم نمیکرد تا اینکه چند سال پیش پیشنهاد ساخت «مجنون» مطرح شد و برایم بسیار جدی و جذاب بود.
چه چیزی شما را بعد از سالها مستندسازی به سینمای داستانی کشاند؟
قدرت مخاطب. شما گاهی شش سال برای یک فیلم مستند زحمت میکشید، اما نمایش درستی ندارد و مخاطب عام آن را نمیبیند. سینمای داستانی اما قدرت متفاوتی دارد؛ میزان دیدهشدن و تأثیرگذاریاش قابل مقایسه نیست. همین موضوع من را جذب کرد. «مجنون» اولین تجربه جدی من بود و بازخوردهایش باعث شد به ادامه این مسیر علاقهمند بمانم.
چطور به سوژه شهید حسین املاکی رسیدید؟
این پیشنهاد از سمت تهیهکننده مطرح شد. من در آن مقطع پیشنهاد دیگری داشتم و حتی با نیت عذرخواهی به آن جلسه رفتم، اما وقتی داستان زندگی حسین املاکی را شنیدم، کاملاً درگیرش شدم. قصه او من را گرفتار کرد و آن پروژه دیگر را عقب انداختم تا این فیلم را دنبال کنم. احساس کردم این یک دغدغه جدی است و فرصتی برای ادای دِین به شهدایی که همه ما مدیونشان هستیم.
وفاداری به واقعیت در روایت این فیلم تا چه حد دست شما را بست؟
قطعاً محدودیت وجود داشت. وقتی درباره شخصیتهای واقعی فیلم میسازید، تخیل شما محدود میشود. در دهههای ۶۰ و ۷۰ جنگ بستر واقعی بود اما شخصیتها اغلب تخیلی بودند. امروز اما پرداختن به شخصیتهای حقیقی سختتر و حساستر است. در «مجنون» شهید مهدی زینالدین برای مخاطب شناختهشده بود، اما حسین املاکی آن شهرت عمومی را نداشت؛ در حالی که فداکاریهایش کمتر از بسیاری چهرههای شناختهشده نبود.
برای همین روایت فیلم را به یک بازه زمانی محدود کردید؟
بله. وفاداری به حقیقت برای ما بسیار مهم بود و مجموعه این محدودیتها باعث شد روایت فیلم را به یک بازه حدود ۴۰ روزه، از اوایل خرداد تا اوایل تیر ۱۳۶۶، محدود کنیم.
یکی از گلایههای رایج فیلمسازان جنگی، دشواری تأمین امکانات است. شما هم با این مشکل مواجه بودید؟
کاملاً. من بعد از ساخت «مجنون» گفتم دیگر فیلم جنگی نمیسازم. نه بودجه خاصی وجود دارد، نه امکانات ویژه، نه حمایت جدی. برخلاف تصور عمومی، هیچ چیز آمادهای در اختیار فیلمساز نیست. بخش اسپیشیال افکت ما تقریباً هیچ امکاناتی ندارد؛ برای دود و انفجار از ابتداییترین ابزارها استفاده میکنیم و فقط یک مجوز به آن اضافه میشود. تأمین ادوات و تجهیزات دهه ۶۰ واقعاً کار سختی است.
با این شرایط، چه چیزی شما را دوباره به ساخت «جانشین» ترغیب کرد؟
فقط دغدغه. واقعاً نه پولی در این ژانر هست، نه اکران ویژهای دارد و نه شرایط تولید مناسبی. اگر کسی سراغ فیلم جنگی میرود، صرفاً بهخاطر دغدغه شخصی است. من حق میدهم به خیلی از فیلمسازان که نمیخواهند وارد این حوزه شوند، چون کار بسیار سختی است.
بازخوردها از اکران «جانشین» در جشنواره چطور بود؟
بازخوردهای مردمی بسیار خوب بود و احساس میکنم ارتباطی شبیه «مجنون» با مخاطب برقرار میکند. اما از اصحاب رسانه انتظار بیشتری داشتم. چیزی که واقعاً ناراحتم کرد این بود که پیش از پایان کامل فیلم و حتی قبل از نمایش اطلاعات نهایی، بیش از نیمی از سالن را ترک کردند؛ آن هم در حالی که تمام عوامل فیلم در سالن حضور داشتند. این رفتار اگر در یک سالن عادی رخ میداد، قابل درکتر بود، اما در سالن رسانه واقعاً عجیب و ناراحتکننده است.