«سقف»: روایتی از همدلی در سایه جنگ و جست‌وجوی هویت نسل زد | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۲۲:۱۷:۴۷

«سقف»: روایتی از همدلی در سایه جنگ و جست‌وجوی هویت نسل زد

نشست خبری فیلم سینمایی «سقف» با حضور ابراهیم امینی (کارگردان)، سعید خانی (تهیه‌کننده) و علی محمد حسام فر (نویسنده) در پردیس سینمایی ملت برگزار شد. در این نشست، سازندگان درباره محوریت خانواده در اثر، فاصله میان نسل‌ها، و علت انتخاب بستر جنگ دوازده روزه به عنوان بهانه‌ای برای خلق داستانی خانوادگی سخن گفتند.

مهدیه مالکی/صبا: ابراهیم امینی، کارگردان فیلم سینمایی «سقف» درباره عدم یکسان بودن زمان وقوع جنگ دوازده روزه در فیلم با واقعیت گفت: در ابتدا تصمیم ما، بازسازی فضای خردادماه بود؛ اما با ادامه‌ی کار و تغییر شرایط طبیعی، مشخص شد که نمی‌توان در برابر طبیعت مقاومت کرد و با رسیدن پاییز و تغییر رنگ و جو محیط، گروه تصمیم گرفتیم از واقع‌گرایی مطلق فاصله بگیرد و اطلاعات روزمره و تاریخ دقیق روزها را از فیلمنامه حذف کنیم تا اثر، حالتی کلی‌تر و قابل‌تعمیم‌تر پیدا کند.

کارگردان در پاسخ به پرسشی درباره‌ی تفاوت میان این فیلم و اثر قبلی، «چشم بادامی» که با رویکرد نسل Z ساخته شده بود ـ توضیح داد که اگرچه دو فیلم از نظر ظاهر، ژانر و فضای روایی متفاوت‌اند، در عمق، اشتراک‌های اساسی دارند و مهم‌ترین این اشتراک‌ها در محوریت خانواده و هویت انسان است و جنگ دوازده روزه متمرکز بر خانواده شده و در چشم بادومی نیز این تمرکز بر خانواده وجود دارد و در هر دو فیلم، مسئله‌ی جست‌وجوی خود و فاصله میان ذهن و واقعیت در مرکز قرار دارد، در «سقف»، شخصیت آرش با بازی حسام درخشانی، با همین فاصله دست‌و‌پنجه نرم می‌کند؛ شخصیتی که با ورود عامل تحقیر، بحران ذهنی‌اش شدت می‌گیرد و شکاف میان درون و بیرون افزایش می‌یابد.

کارگردان تأکید کرد که روایت در بستر جنگ دوازده‌روزه، انتخابی خودخواسته بوده و از بیرون سفارش نشده است، فیلم در مراحل بعدی جذب سرمایه و تولید، مسیر مستقل خود را طی کرده و رویکردش از ابتدا شخصی و درون‌زا بوده است.

در ادامه‌ی نشست، احسان امینی، یکی از نویسندگان، درباره‌ی کیفیت فیلمنامه‌ی جدید نسبت به اثر قبلی گفت که این فیلمنامه جمع‌وجورتر و فنی‌تر از «چشم بادامی» است؛ اگرچه «چشم بادامی» از نظر جسارت موضوعات، گسترده‌تر و ریسک‌پذیرتر بوده است.

او افزود که هنگام نگارش این متن از ابتدا حضور داشته و آن را برای خود نوشته است، اما اکنون معتقد است که اگر بخواهد دوباره فیلمنامه‌ی «چشم بادامی» را بنویسد، قطعاً نسخه‌ای متفاوت و بی‌نقص‌تر خلق خواهد کرد تا ایرادهای گذشته برطرف شود.

در ادامه خبرنگاری از کارگردان پرسید که آیا در مرحله‌ی نگارش، متوجه ضعف ساختاری در فیلمنامه بوده‌اید یا پس از تولید به این نتیجه رسیدید، کارگردان در پاسخ گفت که هنوز هم معتقدم  قضاوت قطعی درباره‌ی اثر زودهنگام است و باید به گذر زمان و بازخورد مخاطبان فرصت داده شو چون در روند خلق هنری، فیلم‌ساز ابتدا در حالت خلأ و نیاز درونی دست به تولید می‌زند و بعدها اثر خود را با دیگران و جهان بیرون به اشتراک می‌گذارد و ارزیابی واقعی کیفیت کار زمانی شکل می‌گیرد که اثر در معرض دید گسترده‌تر قرار گیرد؛ نه فقط در جشنواره، بلکه در اکران عمومی، میان مخاطبان عادی، منتقدان، خبرنگاران و داوران مختلف. در آن مرحله، با جمع‌آوری بازخوردها می‌توان به این نتیجه رسید که آیا آنچه روی کاغذ آمده واقعاً «فیلمنامه» بوده یا تنها چند برگ پراکنده‌ی آزمون و تجربه.

سعید خانی، تهیه کننده درباره‌ی فرآیند پذیرش فیلم توسط بنیاد فارابی توضیح داد که پروژه پیش از انتشار فراخوان رسمی فارابی آغاز شده بود و در روزهای ابتدایی جنگ، با انگیزه‌ شخصی‌اش می خواستم حال‌و‌هوای آن دوران بوده را ثبت کنم چون در آن روزها احساس می‌کرد در یکی از مهم‌ترین برهه‌های معاصر زندگی می‌کنیم و همزمان با اضطراب و ترس هایی که وجود داشت یک حس خوب همدلی و وحدت درون من و اطرافیانم شکل گرفته بود و بعد از یکی دو دهه شاید برای نخستین بار بود که احساسم می کردم ما بعد از سال ها یک ملتیم و دوست داشتم این همدلی را در جایی ثبت کنم بنابراین ابتدا فقط طرح و داستان کوتاهی بود که هدف ثبت آن حس جمعی بود و به‌تدریج، متن گسترش یافت و به شکل فیلمنامه درآمد، سپس با انتشار فراخوان فارابی، گروه نسخه‌ی نهایی را ارائه کردم و پروژه وارد مسیر حرفه‌ای تولید شد و پس از آن، تیم سازنده با همکاری آقای خانی و دیگر عوامل، کار را تا مرحله‌ی فیلم‌برداری و پس‌تولید پیش بردند تا اثری منسجم با ریشه‌های احساسی و اجتماعی شکل گرفت.

در بخش سوم نشست، خبرنگار با اشاره به توجه مداوم کارگردان به نسل جوان در دو اثر اخیرش، از او پرسید که چگونه این دغدغه در کارهایش نمود پیدا کرده است.

کارگردان در پاسخ به اینکه چرا در هر دو فیلمتان به نسل زد اشاره کردید چه بوده است تأکید کرد: من با نوجوان ها معاشرت زیادی دارم و همیشه تلاش می‌کنم دنیایشان را درک کنم و احساس می‌کنم میان ما و نسل دهه‌ی هشتاد فاصله‌ای افتاده که باید سهم خودم را در کم کردن آن ایفا کنم؛ نخست با شناخت دقیق‌شان و بعد با ساخت آثاری که این فاصله را پر کنم البته اختلاف نظر و تفاوت دیدگاه میان نسل‌ها طبیعی است؛ اما مسئله‌ی اصلی این است که نسل جدید مفاهیم بنیادین را به شیوه‌ای کاملاً متفاوت درک می‌کند و حتی زبان ارتباطی مشترکی با نسل‌های پیشین ندارد البته گاهی با همدیگر بحث می‌کنیم، می‌جنگیم، گفت‌وگو می‌کنیم، اما آنچه در ذهن نسل جدید جریان دارد، مفاهیم و جهان‌بینی‌ای است که اساساً با ما متفاوت است.

کارگردان درباره احساسی یا مفهومی قصد داشته به مخاطب منتقل کند تصریح کرد که درباره ماهیت پیام،اگر خلاصه کنم، همان چیزی است که از ابتدا درباره‌اش حرف زدم و آن احساس خوبِ با هم بودن، ما در روزهای دشوار، تجربه‌ی همزیستی و همدلی را داشتیم و این برایم بسیار ارزشمند بود، دوست داشتم این لحظه را ثبت کنم، در آن دوره با همه‌ی سختی‌ها، با هم بودیم و این برایم معنای واقعی سینما شد و الان که فقط چند ماه گذشته، همان روزها برایم شبیه رؤیایی دور شده‌اند؛ خواستم آن رؤیا را در قاب فیلم حفظ کنم.

علی محمد حسام فر در پاسخ به اینکه چرا شخصیت علمی و فرهیخته‌ی داستان، این‌قدر در فیلم “ترور شخصیتی” شد؟ خاطرنشان کرد: تحقیر شخصیت‌های علمی و فرهنگی امروز در جامعه بسیار مرسوم است و ظهور رادیکالیسم دقیقاً در همین تحقیر ریشه دارد و ما در فیلم دقیقاً همین وضعیت را نشان دادیم البته ما درباره‌ی همدلی آن دوره نوشتیم، اما فیلم پیش‌بینی‌هایی هم داشت؛ به‌نظر می‌رسد که چرخ سانتریفیوژ تندتر می‌چرخد و ممکن است به روزهای سخت‌تری نزدیک شویم من معتقدم که وضعیت فعلی شخصیت‌های فرهنگی و دانشگاهی در جامعه‌ی ما، با چالش‌های جدی روبه‌رو هستند.

امینی در ادامه در پاسخ به همین سوال گفت: لازم می‌دانم اضافه کنم که لزوماً آنچه در هر فیلم جریان دارد، نظر مستقیم سازندگان نیست، اگر کاراکتر استاد دانشگاه در فیلم اشتباهاتی دارد، تنها مانده یا مورد تحقیر قرار می‌گیرد، به معنای نقد مستقیم یا تخریب آن طبقه نیست، من خودم شاگرد اساتیدم بوده‌ام و برای جامعه دانشگاهی احترام قائلم و ما شخصیت فرهیخته را تخریب نکردیم؛ ما موقعیت او را در جامعه بازنمایی کردیم، در فیلم، شاهد هستیم که این استاد دانشگاه، توسط فردی که شغل، پیشینه و حتی منبع ثروتش نامعلوم است، تحقیر می‌شود؛ این یک صحنه‌ی کاملاً تکرارشونده و پرتکرار در جامعه‌ی امروز ماست.

امینی در پاسخ به اینکه چرا خواستید قصه را به جنگ دوازده روزه مرتبط کنید یادآور شد: شکل‌گیری فیلمنامه و قصه دقیقاً درباره مربوط به جنگ ۱۲ روزه بود و تلاش ما، ثبت آن لحظات و روزهای خاص از آن دوران بود، اما می‌فهمم که جنگ ۱۲ روزه  در فیلم ما کمتر دیده می‌شودو علاوه بر آن، ضرورت خود داستان ایجاب می‌کرد که قصه‌ی ما خانوادگی باشد و در محیط یک ویلا محصور بماند تا تعلیق و فضای درونی شخصیت‌ها به‌درستی منتقل شود. بنابراین، جنگ ۱۲ روزه بیشتر به مثابه‌ی یک بهانه عمل کرد؛ بهانه‌ای که این آدم‌ها را دور هم جمع کند و داستان‌شان شکل بگیرد،علاوه بر آن، ضرورت خود داستان ایجاب می‌کرد که قصه‌ی ما خانوادگی باشد و در محیط یک ویلا محصور بماند تا تعلیق و فضای درونی شخصیت‌ها به‌درستی منتقل شود. بنابراین، جنگ ۱۲ روزه بیشتر به مثابه‌ی یک بهانه عمل کرد؛ بهانه‌ای که این آدم‌ها را دور هم جمع کند و داستان‌شان شکل بگیرد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها