آندو؛ روایتی از خردسال‌ترین شهید رزمنده | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۴۸:۳۲
گفت‌وگو با عوامل فیلم سینمایی «آندو»

آندو؛ روایتی از خردسال‌ترین شهید رزمنده

«آندو» دفاع مقدس را از نگاه کودکان روایت می‌کند و مرتضی رحیمی، کارگردان، درباره حضور فیلم در جشنواره فجر می‌گوید: «آندو قربانی بی‌تدبیری جشنواره شد.»

معصومه دهقان/صبا، فیلم سینمایی «آندو» به تهیه‌کنندگی علیرضا سبط احمدی و کارگردانی مرتضی رحیمی با تکیه بر تجربه سازندگانش در تولید آثار تلویزیونی و سینمایی، روایتی انسانی و متفاوت از جنگ تحمیلی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد؛ روایتی که به‌جای تمرکز بر قهرمان‌سازی‌های مرسوم، به سراغ زندگی کودکان و نوجوانانی می‌رود که در متن جنگ، ناخواسته با مفاهیمی چون فقدان، ایثار و مرگ روبه‌رو شده‌اند. این فیلم که بر اساس زندگی شهید نوجوان ظفر خالدی ساخته شده، تلاش دارد با نگاهی واقع‌گرایانه و دور از شعارزدگی، پیامدهای انسانی جنگ را بازخوانی کند و در عین حال، با استفاده از ظرفیت‌های سینمایی و فضاسازی میدانی، تصویری ملموس از یکی از کمتر روایت‌شده‌ترین وجوه دفاع مقدس ارائه دهد؛ اثری که سازندگان آن امیدوارند بتواند پل ارتباطی تازه‌ای میان نسل امروز و روایت‌های تاریخی جنگ برقرار کند. خبرنگار صبا با عوامل این فیلم گفت‌وگویی انجام داده که در ادامه می‌خوانید.

مرتضی رحیمی، کارگردان: «آندو» قربانی شد

 مرتضی رحیمی، کارگردان فیلم سینمایی «آندو»، در گفت‌وگو با روزنامه صبا از دغدغه ساخت اثری درباره شهدای لر و بختیاری دفاع مقدس، تمرکز بر پرتره انسانی خردسال‌ترین شهید رزمنده، انتخاب زاویه دید نوجوانانه برای روایت جنگ، پرهیز آگاهانه از کلیشه‌های مرسوم آثار جنگی و چالش‌های حضور فیلم به‌عنوان اثر جایگزین در جشنواره فیلم فجر می‌گوید؛ فیلمی که تلاش دارد قهرمانان گمنام جنگ را با نگاهی انسانی و غیرشعاری به تصویر بکشد.

«آندو» روایت یک خانواده بختیاری در دوران دفاع مقدس است. درباره‌ی دغدغه‌ی اصلی‌تان در انتخاب این موضوع بگویید: چه وجهی از این روایت برای شما اهمیت داستانی و انسانی داشت؟

 باید بگویم که خودم بختیاری هستم و با تاریخ و فرهنگ این منطقه آشنا هستم. استان‌های بختیاری‌نشین مثل خوزستان، اصفهان و چهارمحال و بختیاری و حتی لرستان، شهدای زیادی در راه وطن داده‌اند و خون‌های فراوانی ریخته شده است. تاریخ بختیاری برمی‌گردد به دوران ایلام و هخامنشیان و از آن دوران تا امروز، لرها و بختیاری‌ها نگهبانان این مرز و بوم بوده و هستند.

متأسفانه تاکنون فیلمی درباره شهدای بی‌نام و نشان دفاع مقدس ساخته نشده است. بارها دیده‌ایم که درباره یک سردار شهید چند فیلم و سریال ساخته شده، اما درباره رزمندگان داوطلب و بی‌نام کاری صورت نگرفته است. همین مسئله یکی از دلایل اصلی انتخاب این موضوع برای من بود.

در «آندو»، خانواده خالدی دو پسر داشتند: خدا رحم و ظفر. ظفر، ۱۱ سال و شش ماه داشت که به جبهه رفت و شهید شد. جذابیت این موضوع برای من این بود که او یکی از خردسال‌ترین رزمندگان دفاع مقدس بود که داوطلبانه به میدان جنگ رفت. نکته دیگر این بود که او در کنار برادرش خدا رحم شهید شد. این داستان بیشتر من را راغب کرد که سراغ این سوژه بروم.

عنوان فیلم، «آندو»، کمتر از یک کلمه است اما بار عاطفی و کشش معنایی دارد. این واژه برای شما چه معنایی دارد و چگونه در متن روایت فیلم گره می‌خورد؟

«آندو» در واقع برگرفته از دو برادر، ظفر و خدا رحم است. در فیلم چندین کاشت به آن دو اشاره شده است. به عنوان مثال، در سکانس‌های اول بیمارستان، ظفر دو نوزاد را در آغوش می‌گیرد که همان «آندو» هستند. در ادامه، هر دو برادر شهید می‌شوند تا دو دختر بچه را نجات دهند و ناموس و وطن را حفظ کنند.

در قصه‌ی «آندو»، زندگی روزمره، جنگ و خاطره در هم می‌آمیزند. چطور تلاش کردید این سه لایه را در ساختار روایی و دراماتیک کنار هم قرار دهید؟

شخصیت اصلی قصه، ظفر است. او در همه سکانس‌ها حضور دارد و راوی داستان است. همه اتفاقات از نگاه او روایت می‌شود و او شاهد زندگی دیگر شخصیت‌هاست. شخصیت‌های مختلفی مثل افغان، عرب، لر، فارس و آبادانی سر راهش قرار دارند، اما ما فقط از زاویه نگاه ظفر زندگی آن‌ها را می‌بینیم و وارد عمق شخصیت‌های دیگر نمی‌شویم. فرم کار و ریتم روایت از ابتدا تا پایان فیلم، بر اساس زندگی‌نامه ظفر طراحی شد.

هدف ما این بود که نشان دهیم جنگ چگونه می‌تواند خانواده‌ها را تحت تأثیر قرار دهد و مسیر رشد و پختگی خانواده‌ها و شخصیت‌ها از خامی تا تصمیم‌گیری برای جنگ و شهادت را نشان دهیم.

روایت فیلم سینمایی در نوع مواجهه با تاریخ و حافظه‌ی شخصی شخصیت‌هاست. چه اصولی در فرم سینمایی طراحی کردید تا بین بخش‌های عاطفی، تاریخی و بازنمایی ذهنیِ شخصیت‌ها توازن برقرار شود؟

سر راه شخصیت‌ها خانواده‌ها و شخصیت‌های متفاوتی قرار دادیم. از بچه‌های کم‌سن و سال گرفته تا پیرزن‌های ۷۰–۸۰ ساله، تا ظفر به پختگی برسد و تصمیم نهایی‌اش را بگیرد.

 در فیلم‌هایی با زمینه‌ی اجتماعی-تاریخی، هر نما حامل معنایی فراتر از تصویر است. در «آندو» چه رویکردی برای طراحی تصویر، حرکت دوربین و ریتم روایت انتخاب کردید؟

 تلاش کردیم دوربین احساس نشود و ذهن مخاطب از قصه دور نشود. حرکت دوربین بسیار آرام و گاهی ثابت است تا ریتم روایت یکدست باشد. بیشتر تصاویر بسته و نزدیک، مختص شخصیت ظفر بودند و روایت از POV اوست.

در بسیاری از آثار دفاع‌مقدسی، حفظ اصالت و جلوگیری از کلیشه‌پردازی چالش است. این دغدغه چقدر در راهکارهای اجرایی شما حضور داشت؟

 قصه ظفر پرتره‌ای واقعی دارد و خیلی از واقعیت‌ها تغییر نکرده است. حدود ۲۰–۳۰ درصد تغییرات ایجاد شد تا داستان جذاب‌تر شود، اما نزدیک به واقعیت باقی مانده است. از آن‌جا که ژانر فیلم کودک و نوجوان است، صحنه‌های خشونت‌آمیز به تصویر کشیده نشده و از سبک اکشن دوری کردیم.

فیلم با حضور بازیگرانی مثل فریبا کوثری، علیرام نورایی و قدرت‌الله ایزدی همراه است. چه مسائلی برای شما در هدایت بازیگران اهمیت داشت؟

من خودم بختیاری هستم و یکی از نویسندگان قصه هم بودم. کاملاً می‌دانستم چه می‌خواهم. بازیگران را هم دقیق انتخاب کردم. مثلاً قدرت‌الله ایزدی که همیشه کار طنز کرده، این‌بار در فضای دفاع مقدس قرار گرفت؛ کاراکترش شیرینی دارد اما کنترل‌شده است. علیرام نورایی قبلاً با هم کار کرده بودیم. خانم فریبا کوثری هم نقش مادر ظفر را با گویش بختیاری بازی کرد. همه بازیگران در جای درست خودشان بودند و فکر می‌کنم از پس نقش‌ها برآمدند

 در فیلم بر محور یک نوجوان ۱۲ ساله به نام ظفر روایت می‌شود. چطور تعادل بین بازی کودک و بازی بزرگسالان برقرار شد؟

بچه‌های دهه ۵۰ و ۶۰ با بچه‌های امروز متفاوت بودند. ما تلاش کردیم ظفر را در همان سن تبدیل به یک شخصیت بالغ کنیم تا الگویی مناسب برای نوجوانان امروز باشد. بازی ظفر با بزرگسالان نیز به گونه‌ای تنظیم شد که تأثیر دراماتیک او تحت‌الشعاع قرار نگیرد.

 «آندو» جایگزین فیلم «عروس چشمه» در جشنواره فیلم فجر ۴۴ شد. این موقعیت را چطور می‌بینید؟

جایگزینی فیلم حس خوبی نداشت. وقتی فهمیدم قرار است جایگزین شویم، ناراحت شدم و از این که هیچ هماهنگی با ما نشده بود، دلخور شدم. اگر فیلمی قرار است جایگزین شود، باید با عوامل آن هماهنگی شود و نظر آن‌ها پرسیده شود.

حضور در جشنواره به‌عنوان اثر جایگزین چه تأثیری بر روند دیده‌شدن و معرفی فیلم دارد؟

این فیلم از روز چهارم جشنواره اضافه شد و جدول اکران و تبلیغات درست برنامه‌ریزی نشده بود. احساس می‌کنم این امر می‌تواند روی داوری و دیده شدن فیلم تأثیر منفی بگذارد.

 آیا فکر می‌کنید سینمای ایران امروز فضای کافی برای نمایش روایت‌های انسانی-تاریخی دارد؟

متأسفانه نه به اندازه کافی. قهرمان‌پروری برای خیلی‌ها تمام شده. آثار دفاع مقدسی مخاطب محدود دارند و فروش ندارند. کمدی‌ها ۳۰۰ میلیارد می‌فروشند، فیلم اجتماعی نهایتاً ۴۰ یا ۵۰ میلیارد، و فیلم جنگی حتی کمتر. همچنان نیاز به بازاندیشی و حمایت جدی وجود دارد.

 در مقایسه با دیگر آثار دفاع مقدسی، «آندو» را چگونه تعریف می‌کنید؟

من فیلم‌های دیگر را ندیده‌ام، اما «آندو» فیلم شریفی است؛ درباره خردسال‌ترین شهید رزمنده، درباره شهدای بی‌نام و نشان. ما همیشه درباره فرماندهان فیلم ساخته‌ایم، اما سربازان بودند که تکه‌تکه شدند. این فیلم تلاش می‌کند برای سربازان و جوانان الگوسازی کند.

این تجربه کارگردانی چه درسی برای شما داشت و چه نقشی در مسیر حرفه‌ای آینده‌تان ایفا می‌کند؟

 این تجربه سه سال طول کشید، با کمبود حمایت و محدودیت‌های مالی همراه بود. اما تمام تلاش ما این بود که فیلمی شریف و باشرافت بسازیم که هم جلوی خانواده‌های شهدا روسفید باشیم و هم پیام واقعی دفاع مقدس را منتقل کند. «آندو» روایت واقعی خردسال‌ترین شهید رزمنده ما را نشان می‌دهد و می‌تواند الگویی برای نوجوانان و جوانان امروز باشد.

صحبت پایانی

از اتفاقات رخ‌داده در جشنواره متأسف و دلخورم. در این روزها، با توجه به شرایط تلخ کشور و فقدان عزیزانی که از دست داده‌ایم، دلم سرشار از اندوه است و خود را شریک غم مردم و به‌ویژه خانواده‌های داغدار می‌دانم.

سبط احمدی، تهیه‌کننده:تهیه‌کننده در سینما باید شجاع باشد، نه مجری سیاست‌ها

علیرضا سبط احمدی، تهیه‌کننده فیلم سینمایی «آندو»، در گفت‌وگویی تفصیلی با تأکید بر لزوم بازنگری در سیاست‌گذاری فرهنگی، از تجربه تولید در ژانر دشوار دفاع مقدس، فاصله نسل امروز با روایت‌های رسمی جنگ، بحران مخاطب در سینما و نقش مغفول کودکان در روایت‌های جنگی می‌گوید. او معتقد است سینمایی که جرأت نقد نداشته باشد، نمی‌تواند با جامعه ارتباط برقرار کند.

شما سابقه طولانی در تلویزیون دارید و سال‌ها در حوزه تولید سریال و فیلم تلویزیونی فعال بوده‌اید. این تجربه‌ها چه نقشی در شکل‌گیری نگاه شما به تهیه‌کنندگی سینما داشته است؟

من بیش از چند دهه است که در عرصه تولید کار می‌کنم؛ چه در تلویزیون، چه در سینما. بخش عمده‌ای از فعالیت من در تولید سریال‌ها و فیلم‌هایی بوده که بعضاً پروژه‌های سنگین و پرریسک محسوب می‌شدند؛ چه از نظر زمان تولید، چه از نظر وسعت عوامل و چه از نظر حساسیت محتوایی. همین تجربه باعث شد که با مدیریت پروژه‌های بزرگ، کار با گروه‌های متعدد و تصمیم‌گیری در شرایط بحرانی آشنا شوم.

واقعیت این است که اگر کسی تجربه سریال‌سازی نداشته باشد، ورودش به سینمای حرفه‌ای سخت‌تر است؛ نه از نظر هنری، بلکه از نظر اجرایی و مدیریتی. سریال‌سازی به شما یاد می‌دهد که چطور پروژه را زنده نگه دارید، چطور بحران‌ها را مدیریت کنید و چطور با محدودیت‌ها کنار بیایید.

 اما بارها تأکید کرده‌اید که مدیوم تلویزیون و سینما تفاوت‌های اساسی دارند. این تفاوت‌ها را چطور تعریف می‌کنید؟

تلویزیون یک مدیوم «روزمره» است. مخاطب تلویزیون معمولاً انتخاب گسترده‌ای ندارد؛ تلویزیون در خانه روشن است و بین چند شبکه جابه‌جا می‌شود. در نتیجه، شما برای مخاطبی کار می‌کنید که الزاماً برای دیدن اثرت تصمیم آگاهانه نگرفته است.

اما سینما کاملاً متفاوت است. مخاطب باید بلیت بخرد، زمان بگذارد، از خانه بیرون بیاید و تصمیم بگیرد فیلم شما را ببیند. این یعنی سینما با اقتصاد، بازار، عرضه و تقاضا و سلیقه اجتماعی گره خورده است. از نظر محتوایی هم تفاوت مهمی وجود دارد؛ تلویزیون اغلب به حال پاسخ می‌دهد، اما سینما می‌تواند آینده را ترسیم کند. سینما فرصت دارد که عمیق‌تر فکر کند و اثر ماندگارتری بگذارد.

 

این تفاوت در ساختار مدیریتی و فنی هم وجود دارد؟

قطعاً. در تلویزیون، مدیریت پروژه تابع سیاست‌ها و دستورالعمل‌های سازمان صداوسیماست. تهیه‌کننده مجری سیاست‌هاست، نه طراح آن‌ها. در سینما اما تهیه‌کننده صاحب پروژه است. انتخاب عوامل، ابزار، سیاست تولید، حتی مسیر پخش و نمایش، همه به تصمیم تهیه‌کننده وابسته است.

از نظر فنی هم تفاوت‌ها جدی است؛ کیفیت تصویر، نوع دوربین، لنز، صدا، فرمت ضبط و حتی نگاه بصری فیلم باید برای پرده سینما طراحی شود. سینما فقط «بزرگ‌تر» از تلویزیون نیست؛ حساس‌تر، دقیق‌تر و بی‌رحم‌تر است.

چه چیزی شما را به پروژه «آندو» جذب کرد؟

زندگی شهید ظفر خالدی برای من تکان‌دهنده بود. نوجوانی کمتر از دوازده سال که از دل زندگی عشایری و سیاه‌چادرها راهی جبهه می‌شود، برادرش را پیدا می‌کند و هر دو در کنار هم می‌جنگند و در آغوش هم به شهادت می‌رسند.

این یک داستان معمولی جنگی نیست؛ این یک تراژدی انسانی است. برای من پرداختن به شهدای گمنام دفاع مقدس اهمیت ویژه‌ای دارد. سرداران و فرماندهان دیده شده‌اند، اما این نوجوانان گمنام بودند که جان‌شان را گذاشتند تا این کشور بماند.

 ژانر دفاع مقدس چه چالش‌هایی برای شما به‌عنوان تهیه‌کننده ایجاد کرد؟

دفاع مقدس سخت‌ترین ژانر سینمای ایران است. هم از نظر تولید، هم از نظر هزینه و هم از نظر خطر. بازسازی صحنه‌های جنگ، طراحی دکور، تأمین ادوات نظامی، کار در لوکیشن‌های واقعی و بعضاً ناامن، همه این‌ها پروژه را پیچیده می‌کند.

ما در بسیاری از صحنه‌ها با تجهیزات واقعی کار می‌کنیم. خودروها و موتورسیکلت‌هایی که مربوط به ۴۰ یا ۵۰ سال پیش هستند و هیچ استاندارد ایمنی ندارند. کوچک‌ترین خطا می‌تواند به حادثه منجر شود.در چنین شرایطی، تهیه‌کننده و مدیر تولید عملاً تا پایان فیلمبرداری خواب راحت ندارند.

انتخاب عوامل و بازیگران چطور انجام شد؟

من اعتقاد دارم پیش‌تولید درست، نیمی از تولید است. از روز اول کنار کارگردان بودم؛ از انتخاب عوامل کلیدی گرفته تا لوکیشن‌ها و تجهیزات. در انتخاب بازیگران، صرفاً به شهرت نگاه نکردیم. بازیگر دفاع مقدس باید بداند قرار است در شرایط سخت کار کند؛ در سرما، باران، گرما، نخلستان، مناطق عشایری. هر کسی حاضر نیست چنین شرایطی را بپذیرد.به همین دلیل سراغ کسانی رفتیم که تجربه، تعهد و همراهی لازم را داشته باشند.

 از نگاه شما، پیام اصلی «آندو» برای مخاطب امروز چیست؟

فیلم می‌گوید نخستین قربانیان جنگ، کودکان و زنان هستند. در طول مسیر، بارها با کودکانی مواجه می‌شویم که خانواده‌شان را از دست داده‌اند، مادرانی که داغدار شده‌اند. پیام فیلم این است که برای نجات جامعه، گاهی باید از جان گذشت. فرقی نمی‌کند دوازده سالت باشد یا هجده سال. این فداکاری‌هاست که امنیت امروز را ساخته است.

چرا به‌نظر شما نسل امروز با آثار دفاع مقدس کمتر ارتباط برقرار می‌کند؟

این مسئله تقصیر مردم یا جوانان نیست. این نتیجه سیاست‌گذاری فرهنگی اشتباه است. ما نتوانسته‌ایم روایت درستی از گذشته ارائه کنیم و همزمان به مسائل امروز بپردازیم.اگر جوان امروز می‌گوید خسته شده، باید از خودمان بپرسیم چرا؟ سینما باید نقد کند. سینمایی که نقد نکند، زنده نیست.

شما انتقادات تندی به مدیریت فرهنگی دارید. این نگاه از کجا می‌آید؟

از تجربه. سال‌هاست می‌بینم که تصمیمات فرهنگی پشت درهای بسته گرفته می‌شود، بدون ارتباط با جامعه. فاصله عمیقی بین مدیران و نسل امروز وجود دارد. ما نمی‌توانیم انتظار داشته باشیم جامعه تغییر کند، اگر مدیران حاضر نیستند نگاه‌شان را به‌روز کنند. نتیجه این شکاف فرهنگی، مهاجرت، ناامیدی و بی‌اعتمادی است.

جشنواره‌ها چه نقشی در این میان دارند؟

جشنواره‌ها می‌توانند محل گفت‌وگو باشند، اما متأسفانه اغلب تبدیل به محل مصلحت‌اندیشی شده‌اند. انتخاب‌ها همیشه بر اساس شایستگی نیست. من فیلم‌هایی داشته‌ام که جوایز گرفته‌اند اما برای اکران مشکل داشته‌اند و برعکس. بنابراین به داوری‌ها نگاه مطلق ندارم.

برنامه شما برای اکران و پخش «آندو» چیست؟

تمرکز اصلی ما بر اکران داخلی است. سینمای دفاع مقدس معمولاً در عرصه بین‌الملل دیده نمی‌شود، مگر با نگاه‌های خاص. ما ترجیح دادیم فیلم‌مان صادقانه بماند.

بعد از «آندو» چه برنامه‌هایی دارید؟

متأسفانه شرایط اجتماعی و اقتصادی اخیر باعث توقف چند پروژه شد. سرمایه‌گذاران عقب‌نشینی کردند و پروژه‌ها به تعویق افتاد. با این حال، مطمئنم دوباره کار را شروع می‌کنم.

و در پایان، توصیه شما به تهیه‌کنندگان جوان چیست؟

شجاعت داشته باشند. از نقد نترسند. به مسائل واقعی جامعه بپردازند. سینما بدون مخاطب معنا ندارد. اگر مردم خودشان را در فیلم نبینند، آن فیلم شکست خورده است. ما باید سینما را از رانت، جناح‌بندی و نگاه بسته نجات دهیم. سینما باید دوباره صدای مردم شود.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها