چه شد که تصمیم گرفتید در این رویداد بزرگ حضور پیدا کنید؟
با توجه به حضور خبرنگاران و پرسشهایی که ممکن بود مطرح شود، ترجیح دادم حضور داشته باشم. با توجه به فضای عزاداری و اتفاقات تلخی که پشت سر گذاشتهایم، اساساً حالوهوای این رویداد جشنگونه نیست. ما جشن نگرفتیم؛ بیشتر شبیه یک یادواره است. بسیاری از فیلمها نیز بهنوعی به وقایع اخیر و فضای جنگ ۱۲ روزه مرتبطاند و اساساً فیلم کمدی در میان آثار دیده نمیشود.
به باور من، تلقی عمومی از واژه «جشن» به معنای شادی و پایکوبی، با آنچه در جشنوارههای ما رخ میدهد متفاوت است. حتی امسال افتتاحیه هم برگزار نشد، در حالی که میشد بهصورت نمادین و با ادای احترام به درگذشتگان آغاز شود تا نشان دهد ما در حال برگزاری یادبود هستیم نه جشن. به همین دلیل حتی «جشن سپاس» صنف تهیهکنندگان نیز لغو شد. جشنواره فجر در این مقطع بیشتر حالوهوای مرثیه دارد و هدف آن نمایش حاصل یکسال تلاش سینماگران و ارزیابی آثار است، نه برگزاری مراسم طربانگیز.
برخی معتقدند در چنین شرایطی بهتر است فعالیتها متوقف شود. نظر شما چیست؟
قرار بود دور هم جمع شویم، فیلم ببینیم و گفتوگو کنیم. در فرهنگ ما هم معمول است که پس از گذشت مدتی از سوگ، افراد را به بازگشت به کار تشویق میکنند تا ذهنشان درگیر بماند. اکنون هم حدود یک ماه گذشته و همه به کارهایشان برگشتهاند. قرار نیست رفتار نابهجایی انجام شود؛ فیلمها محصول همان دوراناند و هدف، بررسی و نقد آنهاست. از نظر من، نباید جامعه سینمایی را دوقطبی کرد. همانطور که در دورههای قبل برخی به دلایل شخصی یا کاری حضور نداشتند، امروز هم ممکن است عدهای به دلیل عزاداری نیایند و این کاملاً محترم است. نباید مسئله را به «آمدن» یا «نیامدن» تقلیل داد یا به آن جنبه تقابلی داد.
درباره فیلم «کافه سلطان» که در آن حضور دارید توضیح میدهید؟
«کافه سلطان» یک درام اجتماعی است؛ برشی از زندگی خانوادهای که در کافهای بینراهی زندگی میکنند. با آغاز جنگ ۱۲ روزه و بستهشدن فرودگاهها، مسیر جادهای رونق میگیرد و کافه محل رفتوآمد آدمهای مختلف میشود. در این میان، اختلافات قدیمی خانواده سر باز میکند و هر مسافر با مسئلهای وارد داستان میشود و در همان دایره روایت، تحلیل و جمعبندی میشود.
فیلمنامه را خانم آزیتا حاجیان خواندند و به من دادند. پس از مطالعه، بسیار پسندیدم و بعد از گفتوگو با گروه، همکاری شکل گرفت. تنها دشواری کار، فیلمبرداری در سرمای جاده قم بود، اما آقای رزاق کریمی با دقت و مدیریت مناسب، شرایط خوبی فراهم کردند. در بخش بازیگری هم ترکیب بسیار مطلوبی داشتیم؛ از جمله سجاد بابایی، مریم مؤمن، مکینیان و آقای طهمورث در نقش مکمل منفی که در مجموع فضای جذابی برای یک فیلم خانوادگی با مؤلفههای عاطفی و اقتصادی ایجاد شد.
در سالهای گذشته شایعه «مافیای سینما» درباره شما مطرح میشد و امروز نیز همکاریهای خانوادگیتان مورد پرسش است. پاسخ شما چیست؟
ما مافیا نیستیم. اتفاقاً یکی از نقدهایی که به ما میشود این است که چرا اعضای خانوادهام کمتر در پروژههای من دیده میشوند. مهواره، ملیکا و خانم حاجیان ترجیح میدهند مستقل عمل کنند و انتخابشان توسط کارگردانان صورت بگیرد. البته اگر نقشی متناسب با تواناییهایشان ببینم، معرفی میکنم؛ به نظرم اگر این کار را نکنم، کملطفی است. در عین حال، بارها پیش آمده که پیشنهادی دادهام و خودشان نپذیرفتهاند. این به معنای پارتیبازی نیست، بلکه یک معرفی حرفهای است و تصمیم نهایی با خودشان است. در تئاتر، همکاری خانوادگی پررنگتر است؛ در برخی نمایشها که خانم حاجیان کارگردان بوده و من تهیهکننده، فرزندانم یا فرزندان دوستان بیشتر در بخشهای اجرایی، دستیار یا تدارکات فعالیت کردهاند که جنبه کارآموزی و تجربهاندوزی دارد.
نکته شما برای هنرمندانی که در جشنواره حاضر نشدند و پیشنهادتان برای برگزارکنندگان چیست؟
به نظرم میشد برای افتتاحیه و اختتامیه تمهیدات نمادینتری در نظر گرفت. اما درباره همکارانی که نیامدند، معتقدم نباید موضوع را پیچیده کرد. ما اینجا جمع شدهایم تا فیلم ببینیم و گفتوگو کنیم؛ همه داغداریم و این درد مشترک است. اگر قرار به تعطیلی باشد، منطقاً همه مشاغل باید تعطیل شوند که چنین چیزی ممکن نیست. زندگی جریان دارد و در کنار سوگواری، باید کار هم ادامه پیدا کند. من شخصاً علاقهمندم در جلسات و دیدارهای رسمی شرکت کنم و با مسئولان گفتوگو داشته باشم تا مشکلات صنفی و اجتماعی را مطرح کنیم. شاید همه مسائل بهسرعت حل نشود، اما تلاش وظیفه ماست. رویکرد من فاصله گرفتن یا قهر کردن نیست؛ تلاش میکنم با هر ابزاری که در اختیار دارم—از سینما و تئاتر تا گفتوگوی مستقیم—برای بهبود شرایط قدمی بردارم. در نهایت امیدوارم فضا از دوقطبی و چندقطبی شدن فاصله بگیرد؛ این شکافها بیش از هر چیز به خود جامعه هنری آسیب میزند. آرزو میکنم مشکلات هرچه زودتر برطرف شود و شرایط به سوی آرامش و همدلی پیش برود.