پل؛سرگردان از خانه تا جبهه | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۱۶ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۷:۱۴:۰۱
نقد فیلم «پل»؛

پل؛سرگردان از خانه تا جبهه

فیلم «پل» به کارگردانی محمد عسگری، با وعده فاصله‌گرفتن از کلیشه‌های رایج سینمای دفاع مقدس و تمرکز بر انسانی سرگردان میان خانه و جبهه آغاز می‌شود، اما در ادامه، زیر بار فیلمنامه‌ای پراکنده و شخصیت‌پردازی‌های ناتمام، مسیر خود را گم می‌کند و از تبدیل‌شدن به روایتی منسجم و تأثیرگذار بازمی‌ماند.

محمدجواد فراهانی/صبا، سینمای دفاع مقدس در ایران، از ابتدا تاکنون مسیر پرپیچ و خمی را پیموده است. از روایت‌های حماسی و اسطوره‌ای نخستین سال‌های جنگ تا نگاه‌های انتقادی و انسان‌محور دهه‌های اخیر، این سینما همواره در تلاش برای بازتعریف خود در تقابل با واقعیت‌های پیچیده جنگ و جامعه پس از آن بوده است.

فیلم «پل» به کارگردانی محمد عسگری روایتی است که می‌خواهد از کلیشه‌های رایج فاصله بگیرد و شخصیت‌های حاضر در جنگ را در موقعیت جدیدی قرار دهد.اما این تلاش بی‌ثمر می‌ماند.

فیلم با چنین موقعیتی آغاز می‌شود؛ وام شخصیت مصطفی، در آستانه رد شدن قرار گرفته است و از مصطفی که به جنگ رفته خبری نیست. در این بین خانواده او نیز باید خانه را تخلیه کنند. این مسئله باعث می‌شود موسی (برادر مصطفی) برای یافتن برادر به جبهه برود. این نقطه عزیمت، وعده یک سفر درونی و بیرونی جذاب را می‌دهد. با این حال، به محض ورود موسی به جغرافیای جنگ، فیلم مسیر خود را گم می‌کند.

درگیری اولیه بر سر نگهداری یک نوزاد، که به نظر می‌رسد صرفاً برای ایجاد موقعیتی احساسی و به دام انداختن شخصیت اصلی در گرداب حوادث طراحی شده، اولین نشانه انحراف از مسیر اصلی است. در واقع، هسته اصلی قصه که «جستجوی برادر» است، به سرعت و بدون پردازش روانشناختی قانع‌کننده‌ای، به «جستجوی والدین نوزاد» تقلیل می‌یابد. این چرخش ناگهانی، بیشتر شبیه یک دستاویز تصنعی برای ادامه فیلم است تا حاصل یک تحول درونی در شخصیت موسی، با فرض اینکه اگر این نوزاد سر راه موسی قرار نمی‌گرفت، احتمالا فیلمنامه به بن‌بست می‌رسید چون نمی‌تواند جریان را در مسیر اصلی پی بگیرد.

این امر ضعف اساسی فیلمنامه در ایجاد گره‌های روایی طبیعی و برآمده از ذات شخصیت‌ها را فاش می‌کند.

ضعف دیگر در پرداخت شخصیت‌های فرعی است. سه دوستی که موسی با آنان همراه می‌شود و ادعا می‌شود در بخش شناسایی فعال هستند، در طول فیلم فاقد هرگونه کنش موثر و حرفه‌ای مرتبط با جنگند. آن‌ها بیشتر شبیه گروهی سیار و بی‌هدف می‌مانند که شرح وظیفه مشخصی ندارند و صرفاً برای پر کردن کادر و ایجاد موقعیت‌های گاه و بی‌گاه کمدی حاضر شده‌اند. این امر به باورپذیری فضای جنگ و حساسیت عملیات شناسایی لطمه می‌زند.

در میان این مسیرهای پرپیچ و خم، داستان شخصیتی مانند عبدالحی با پیام آشکار صلح‌طلبی و ضد جنگش، آنچنان مستقیم و شعاری ارائه می‌شود که از شدت اثرگذاری آن کاسته و آن را به گفتاری نصیحت‌گونه تبدیل می‌کند. این شعارزدگی، فرصت پرداخت ظریف و غیرمستقیم به یک مسئله انسانی را از بین می‌برد.

اما شاید اصلی‌ترین ضعف فیلم، در عدم تحول آگاهانه شخصیت اصلی نهفته باشد. در روایت‌های موفق، تغییر مسیر قهرمان معمولاً حاصل یک کشمکش درونی، یک ادراک تازه یا یک انتخاب سرنوشت‌ساز است. موسی اما تا پایان فیلم، همان فردی است که بود؛ گویی صرفاً توسط جریان حوادث پیش برده می‌شود، بدون آن‌که «آگاهی» عمیقی از آنچه بر سرش می‌آید کسب کند.

در مجموع، «پل» با داشتن نقطه آغازینی قدرتمند و تلاش برای فرار از کلیشه، متأسفانه در میانه راه، گرفتار سهل‌انگاری‌های فیلمنامه و پرداخت سطحی به شخصیت‌ها می‌شود.

فیلم بیش از آن‌که روایتی منسجم از یک جست‌وجو باشد، به گردآوری تک‌صحنه‌ها و موقعیت‌های پراکنده‌ای می‌ماند که هر کدام می‌خواهند حرفی بزنند، اما در نهایت هیچ‌کدام به عمق لازم نمی‌رسند.

عسگری قصد دارد از اسطوره به انسان معمولی نزدیک شود، اما در نهایت، شخصیت اصلی فیلمش نه یک اسطوره است، نه یک انسان معمولی کاملاً باورپذیر، بلکه صرفاً بازیچه‌ای در دست طرح‌های روایی ناتمام فیلم باقی می‌ماند.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها