
مهدیه مالکی/صبا: مهدی شامحمدی، کارگردان فیلم سینمایی«جانشین» در ابتدای نشست درباره حاشیه های ایجاد شده گفت: دشمن در طول این سالها تلاش کرده است با استفاده از رسانه، فضای جامعه را دوقطبی کند، شبکههای خبری معاند با صرف هزینههای هنگفت به دنبال ایجاد شکاف و اختلاف میان مردم بودند. اما دیدیم که در جنگ ۱۲ روزه و در مدت کوتاهی، همه آن چیزی که برای ایجاد اختلاف هزینه کرده بودند، با یک همدلی و انسجام ملی خنثی شد و متأسفانه این بار هدف آنها از این جنگ رسانهای، تضعیف همان همبستگی است؛ و هر نوع صحبت و رفتار نسنجیده در این زمینه، میتواند بهنوعی دامنزدن به همان دوقطبی خطرناک باشد که به دنبال آن هستند و من نمی خواهم در این باره صحبت کنم چون معتقدم، هر نوع صحبت کردن درباره این موضوع، دامن زدن به دودستگی موجود در جامعه است، پرداختن به این اتفاقات اخیر، از هر زاویهای که باشد، نتیجهای جز تقویت فضای دوقطبی ندارد.
وی ادامه داد: فیلم سینمایی «جانشین» دومین اثر من است و همانطور که اشاره کردید، در دستهی فیلمهای سینماییِ داستانی قرار میگیرد. خدا را شکر میکنم که اگر در فیلم مجنون شهید مهدی زینالدین تا حدودی برای مردم شناختهشده و حالا در جانشین به سراغ شهیدی رفتم که شناخت عمومی بسیار کمتری از او وجود داشت؛ شهید حسین املاکی.
آرمان درویش که در این فیلم نقش شخصیت اصلی شهید حسین املاکی را بازی می کرد در ابتدای نشست گفت: درود می فرستم به روح پاک همه ی شهدای عزیز کشورمان ۲۳۰ هزار شهید در جنگ ۸ و ۱۵۰۰ شهید در جنگ ۱۲ روزه و عزیزانی که به خاطر اتفاقات اخیر جان خودشان را از دست دادند و تشکر می کنم از کسی که سال هاست هزاران کیلومتر از این مملکت دوره ولی همچنان غم مملکت و ایران را در جان و دل دارد، خانم گلشیفته فرهانی، امیدوارم ایشان سلامت باشند.
مهدی شامحمدی کارگردان این اثر در پاسخ به پرسش خبرنگار صبا درباره اینکه شما پیشتر به شخصیت شهید زینالدین در فیلم مجنون پرداختهاید، چرا این بار تصمیم گرفتید به سراغ شهید دیگری بروید؟ همچنین تجربههای شما از ساخت مجنون چه تاثیری در این مسیر داشته است؟ گفت: من احساس میکنم در سینمای کشورمان، با کمبود قهرمان برای معرفی به نسل جدید مواجه هستیم و وجود این قهرمانان در فیلمهایمان کمرنگ است. به همین دلیل میخواهم از محمد حسین مهدویان به خاطر خلق آثاری مثل آخرین روزهای زمستان و ایستاده در غبار تشکر کنم؛ این آثار به نظر من مسیر را باز کردند و ادبیات جدیدی را به سینمای دفاع مقدس وارد کردند و این ماجرا به فیلمسازان فضای بیشتری برای کار بر روی کاراکترهای بزرگ و قهرمانها داد، در مجنون و همچنین این فیلم، شما یک قهرمان واقعی را مشاهده میکنید و من در انتهای هر فیلم تلاش کردهام با ارائه یک لحظه از یک فیلم مستند، فیلمم را به واقعیت نزدیک کنم تا به مخاطب بگویم که این لحظه و این آدم واقعاً وجود داشتهاند و اگر لحظهای جادوی سینما باعث شود که این موضوع فراموش شود، در انتها یادآوری میکنم که این قهرمان یک شهید است و برای این مملکت و این سرزمین سلحشوریها کرده است و در این فیلم هم این اتفاق افتاد و تجربیاتم از مجنون بسیار کمک کردند.
وی در ادامه درباره اینکه اولویت روایت شما در فیلم جانشین، شناخت شخصیت شهید املاکی بود یا ترسیم دقیق یک عملیات خاص از دوران جنگ؟ خاطرنشان کرد:من برای پرداختن به سینمای جنگ، یک الگو برای خودم تعریف کردم و این الگو این است که بتوانم بخشی از تاریخ جنگ را که معمولاً مغفول مانده با محوریت یک قهرمان به نحو احسنت روایت کنم تا هم یک قهرمان را معرفی کنم و هم مخاطب را با بخشی از تاریخ معاصر که برای زندگی امروز ما تعیینکننده بوده، آشنا کنم، به همین منظور، من این دو مقوله را لازم و ملزوم هم میدانم؛ یعنی کاراکتر محور روایت آن عملیات است.
شامحمدی در پاسخ به اینکه آیا فیلم جانشین را میتوان بازتابی از تصمیمگیریها در جامعه امروز دانست؟ گفت: قطعاً میشو، یک مسئلهای که وجود دارد این است که ما همه ما وقتی خون این شهدای عزیزمان را میبینیم و یادمان میآید که چه اتفاقاتی افتاده، به هر حال مطالبهگر میشویم و من خودم یکی از مطالبهگرهای بزرگی هستم که ممکن است شما در فیلمهای مستندم این هدف را دنبال می کنم و یادآوری اینکه ما یک جنگ هشت ساله داشتیم، و حالا چرا باید مردم شرایط سختی داشته باشند؟ این پرسش، گاهی خودش به نقد اجتماعی تبدیل میشود.
وی درباره اینکه چرا این شهید در فیلم کمتر از زبان محلی خود استفاده کرده است یادآور شد: دیرتر شود یا بازیگر دیگری را میخواستید انتخاب کنید؟ یادآور شد: لشکرهای ما لزوماً اینجوری نبوده که خیلی بومی باشد، این لشکر ۱۶ قدس گیلان هم همینطور؛ یک عالمه آذریزبان در آن حضور بودند بودند و از جاهای مختلف جذبش شدند، حسین املاکی را هر وقت شما با یک گیلکیزبان میبینید، لهجه میگیرد و توی شمال هم که میرود، بعد از اینکه حافظهاش به دست میآید، با کاراکتر شکیب شجره با لهجه حرف میزند و توی جنگ هم همینطورو بعضی وقتها از اصطلاحات استفاده میکرده، ولی به خاطر اینکه خود حسین املاکی هم این شکلی بوده که در زمان جنگ معمولاً کمتر از لهجه استفاده میکرده موقعی که در بین بچههای لشکرش بوده، ما هم از همین الگو پیروی کردیم و فکر میکنم اتفاق خوبی افتاد، مسئله ما با لهجه نداشتیم، مسئلهمان وفاداری به واقعیت بود.