
ناصر ارباب/صبا، «حال خوب زن» نخستین فیلم بلند مهدی برزکی، فیلمسازی با سابقه بیش از یک دهه فعالیت مستمر در عرصه سینمای کوتاه است؛ فیلمی که با نگاهی جسورانه، روانشناسانه و بیپرده به یکی از بحرانهای کمتر دیدهشده و پنهان در روابط زناشویی میپردازد. این اثر مستقل که با اتکا به بودجه شخصی و خارج از جریانهای مرسوم تولید ساخته شده، تلاش میکند با تمرکز بر لایههای درونی شخصیتها، مخاطب را به تأملی عمیق درباره مفهوم «حال خوب» در زندگی مشترک دعوت کند. «حال خوب زن» در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر و در بخش سودای سیمرغ به نمایش درآمد و بهعنوان تجربهای متفاوت از فیلمسازی مستقل، توجه منتقدان و اهالی رسانه را به خود جلب کرد. در ادامه، گفتوگوی خبرنگار روزنامه صبا با تهیهکننده و کارگردان این فیلم را میخوانید؛ گفتوگویی درباره مسیر شکلگیری فیلم، چالشهای تولید مستقل، دغدغههای محتوایی اثر و نگاه سازندگان آن به سینمای اجتماعی امروز.
مهدی برزکی، کارگردان: میخواستم بدون شعار، به آشتی و صلح در روابط زناشویی برسم
مهدی برزکی، کارگردان فیلم «حال خوب زن»، در گفتوگو با روزنامه صبا از شکلگیری ایدهای که از دل پژوهشهای میدانی درباره طلاق و تروماهای روانی بیرون آمد میگوید؛ از چالشهای تولید یک فیلم کاملاً مستقل، دغدغه پرداخت روانشناختی به مسائل زنان، عبور از محدودیتهای بیان در سینمای ایران و اهمیت حضور فیلماولیها در جشنواره فیلم فجر بهعنوان سکوی معرفی نسل تازه سینماگران.
«حال خوب زن» در چه شرایطی تولید شده و چه ویژگیهایی دارد؟
فیلم «حال خوب زن» یک فیلم کاملاً مستقل است که هیچ ارگان یا شرکتی از آن حمایت نکرده و با بودجه شخصی و البته محدود ساخته شده است. مهتاب ثروتی در نقش سارا، شخصیت اصلی زن، و علی مرادی در نقش ابراهیم، شخصیت اصلی مرد، ایفای نقش میکنند. همچنین خانمها راضیه منصوری، گلاویژ اعلم، شهره موسوی و بازیگرانی چون علی طارمی و علی مهربان از دیگر بازیگران اصلی فیلم هستند.
فیلمبردار اثر علی حسینزاده است که سال گذشته برنده جایزه بهترین فیلمبرداری فیلم کوتاه تهران شد و طراحی چهرهپردازی را امید گلزاده بر عهده داشته که پیش از این موفق به دریافت سیمرغ نیز شده است.
ایده اولیه فیلم از کجا شکل گرفت؟
ایده «حال خوب زن» کاملاً اتفاقی شکل گرفت. من در حال تحقیق درباره مسائل حوزه زنان، بهویژه جدایی و طلاق بودم و حدود چهار یا پنج سال پیش مستندی در این باره کار میکردم. در جریان این تحقیقات متوجه شدم مسائل زناشویی در حوزه روانشناختی بهشدت رو به افزایش است؛ عدم آگاهی، شناخت و آموزش در این حوزه بحرانساز شده و بسیاری از طلاقها به همین دلیل اتفاق میافتد، در حالی که تقریباً هیچجا درباره آن صحبت نمیشود.
نه قصهای وجود داشت و نه فیلمی که بتواند بهصورت عمیق و روانشناسانه وارد این موضوع شود، بحران را نشان دهد و در نهایت راهی برای عبور از آن و رسیدن به صلح، همدلی و آگاهی ارائه کند. همین موضوع باعث شد تحقیقاتم را گستردهتر کنم.
تحقیقات شما به چه سمتوسویی رفت؟
با روانشناسان، مشاوران خانواده، قضات، افراد حقوقی و کیسهای مختلف صحبت کردم. یکی از این کیسها مربوط به زنی بود که با وجود مشکلات جدی در رابطه زناشویی، میخواست زندگیاش را حفظ کند. مرد در رابطه دچار مشکل بود اما از هم جدا نشدند. زن حتی حاضر بود مردش با زنان دیگر در ارتباط باشد، به شرطی که خودش انتخاب کند آن زن چه کسی باشد.
این مسئله برای من بسیار عجیب و در عین حال جذاب بود و دنبال چرایی آن رفتم. وقتی کیسهای مختلف را دیدم، متوجه شدم بسیاری از این مسائل ریشه در تروماها و گذشته افراد دارد.
این تحقیقات چگونه به فیلمنامه تبدیل شد؟
تحقیقاتم را بهصورت میدانی و مستندوار ادامه دادم. با دوستان تئاتری که قبلاً با آنها کار کرده بودم، اتود زدیم. حتی خانمی بهعنوان بخشی از اتودها در جامعه نقش زنی با چنین مشکلاتی را بازی میکرد؛ با ماشینش زنان دیگر را سوار میکرد، مسئله را مطرح میکرد و واکنش آنها را میسنجید.
این پرسش برایم جدیتر شد که چرا یک زن حاضر است چنین کاری انجام دهد و چگونه میتواند با این مسئله کنار بیاید. نتیجه این مسیر، شکلگیری نسخه ابتدایی فیلمنامهای شد که ارتباط عمیقی با این حوزه داشت.
درباره قصه فیلم توضیح میدهید؟
داستان درباره یک زوج پزشک است؛ زن دامپزشک و مرد داروساز. آنها زندگی بهظاهر خوبی دارند اما پس از ازدواج در مسائل زناشویی موفق نیستند. برای درمان به مشاور مراجعه میکنند، اما در مسیر درمان با موانع و موقعیتهایی مواجه میشوند که عبور از تروما را دشوار میکند.
زن در مقطعی به دنبال جایگزینی برای خودش میگردد، اما در ادامه و بر اثر اتفاقات داستان، میتواند بر مشکلاتش غلبه کند و به آشتی و صلح درونی برسد. این مسیر به گفتوگو با همسرش منجر میشود؛ گفتوگویی که آگاهی، اعتماد و شناخت بیشتری ایجاد میکند و در نهایت این زوج با عشق و تعهدی که به یکدیگر دارند، تصمیم میگیرند کنار هم بمانند و مسیر زندگیشان را ادامه دهند.
مهمترین چالشهای اجرایی فیلم چه بود؟
این فیلم از نظر اجرا بسیار سخت بود. فیلمنامه پیچیدهای داشت و انتخاب بازیگران بهشدت دشوار بود؛ از نظر فیزیک، چهره، سن، صدا، تجربه و توانمندی. همهچیز باید مثل یک پازل دقیق کنار هم قرار میگرفت.
پیشتولید حدود شش ماه طول کشید؛ انتخاب بازیگر، تمرین، استوریبورد و لوکیشنیابی. خوشبختانه بیشتر عوامل از دوستانی بودند که در سینمای کوتاه با آنها کار کرده بودم، از جمله تهیهکننده فیلم آقای کاکاوند که این پروژه هم اولین تجربه سینمای بلندشان بود.
فضاسازی و نشانههای نمادین فیلم چه نقشی دارند؟
یکی از چالشهای اصلی، فضاسازی روانشناختی و استفاده از نشانهها و المانهای سمبلیک بود؛ بدون شعار دادن. مثلاً رابطه انسان با حیوان بهصورت نمادین با اسب در فیلم مطرح میشود و کارکرد دراماتیک دارد.
سکانسهای دامپزشکی، اصطبل و کار با حیوانات بسیار دشوار بود. مهمترین بخش هم سکانس زایمان اسب است که بهصورت مستند فیلمبرداری شد. حدود دو ماه منتظر زایمان آن مادیان بودیم و این از نظر تولیدی کاملاً خارج از کنترل ما بود.
در انتخاب بازیگران چه رویکردی داشتید؟
در این فیلم، چهره، فیزیک و صدا برایم بسیار مهم بود. بازیگران باید آن المانهایی را که در ذهن داشتم، منتقل میکردند. به همین دلیل فرآیند انتخاب طولانی شد. تمرینهای بسیار زیادی داشتیم تا شیمی بین کاراکترها درست شکل بگیرد و خوشبختانه بازیگران با انگیزه و همراه بودند.
آیا از سبک یا فیلمساز خاصی الهام گرفتهاید؟
بهصورت مستقیم نه، اما طبیعتاً سینماگران شاخص جهان و ایران در ناخودآگاهم تأثیر گذاشتهاند. دغدغه اصلی من حوزه زنان، مسائل اجتماعی، اخلاقی، خانوادگی و بهویژه مسائل روانشناختی است؛ موضوعاتی که بهدلیل پیچیدگی کمتر به آنها پرداخته میشود.
من دنبال نسخه ایرانی فیلمهایی بودم که در این حوزه ساخته شدهاند؛ فیلمی که با مختصات فرهنگی ایران همخوانی داشته باشد و جسارت ورود به لایههای عمیقتر روابط زناشویی را داشته باشد.

کار با این موضوع در فضای سینمای ایران چقدر دشوار بود؟
بسیار چالشبرانگیز. برخی موقعیتها و سکانسها بیانپذیر نیستند یا نمایش سینمایی آنها بسیار سخت است، بهویژه با محدودیتها و ممیزیها. اما تلاش کردیم با رویکردی روانشناختی، بدون ترس از بیان مسئله، به آشتی با بدن، خود و امکان ارتباط زناشویی بپردازیم و از این مسیر دفاع کنیم.
جایگاه جشنواره فیلم فجر را برای فیلم اول خود چگونه میبینید؟
من بیش از سیزده، چهارده سال در سینمای کوتاه فعالیت داشتم و چند فیلم کوتاه داستانی ساختم که در جشنوارههای داخلی و خارجی موفق بودند. بعد از این همه سال، حضور اولین فیلم بلندم در جشنواره فجر برایم بسیار مهم است.
فجر ویترین جدی سینمای ایران و سکوی معرفی فیلمساز است؛ فرصتی برای اعتمادسازی و ادامه مسیر حرفهای. سالها منتظر ساخته شدن این فیلم بودم؛ ایده آن به سال ۹۷ برمیگردد و خوشحالم که توانستم آن را برای مخاطب کشور خودم بسازم و به فجر برسانم.
آیا جشنواره فجر امروز بیشتر به نفع سینمای بدنه است یا مستقل؟
به نظرم تفکیک درستی نیست. مهم این است که بستری وجود داشته باشد تا فیلمها با نگاهها، ایدهها و شیوههای مختلف بتوانند در جشنواره حضور داشته باشند. امسال حضور دوازده فیلم بلند از نسل جدید و تعداد بالای فیلماولیها اتفاق بسیار مثبتی است.
اینکه از ۱۲۲ فیلم، ۵۵ فیلم اولی هستند، نشان میدهد سیل بزرگی از نسل جدید وارد سینما شدهاند و این میتواند روح و جسارت تازهای به جشنواره بدهد.
حرف پایانی؟
در پایان از دبیر محترم جشنواره تشکر میکنم برای حمایتی که از فیلماولیها داشتند و اینکه فیلمهای اول در بخش سودای سیمرغ حضور دارند و تفکیک نشدهاند. این نگاه باعث انگیزه و دلگرمی فیلمسازان میشود تا خودشان را محک بزنند، مسیر آیندهشان را پیدا کنند و بتوانند تأثیر اجتماعیشان را در جامعه بگذارند.

حسین کاکاوند، تهیهکننده:
با «حال خوب زن» میخواستیم امید و گفتوگو را به یاد بیاوریم
فیلم سینمایی «حال خوب زن» به کارگردانی مهدی برزکی و تهیهکنندگی حسین کاکاوند، از آثار حاضر در چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر است؛ فیلمی در گونه درام اجتماعی که نخستین تجربه بلند سینمایی این گروه سازنده به شمار میآید. این اثر حاصل مسیری چندساله در سینمای مستقل است و با تکیه بر تجربه سازندگانش در حوزه فیلم کوتاه شکل گرفته است.
فیلمنامه «حال خوب زن» به قلم مهدی برزکی نوشته شده و فرآیند تولید آن از مرحله نگارش تا پایان پستولید، بیش از یک سال به طول انجامیده است. بنا بر گفته تهیهکننده، بخش قابل توجهی از این زمان به پیشتولید اختصاص داشته؛ مرحلهای که نقش مهمی در کنترل هزینهها، تمرین بازیگران و آمادهسازی دقیق لوکیشنها ایفا کرده است. این فیلم با گروهی حدوداً ۴۰ نفره ساخته شده که تعدادی از عوامل و بازیگران آن، برای نخستینبار تجربه حضور در یک پروژه بلند سینمایی را پشت سر گذاشتهاند.
«حال خوب زن» روایتی شخصیتمحور دارد و تلاش میکند بدون اتکا به الگوهای رایج سینمای تجاری، بر روابط انسانی، گفتوگو و درک متقابل تمرکز کند. فیلم در فضایی مستقل تولید شده و سعی دارد با پرهیز از اغراقهای مرسوم و روایت مستقیم، مخاطب را به تأمل درباره کیفیت روابط فردی و مشترک دعوت کند. به گفته سازندگان، امید بهعنوان یک عنصر محوری در شکلگیری روایت، جایگاه ویژهای در این فیلم دارد.
در کنار کارگردان و تهیهکننده، جمعی از عوامل جوان و باتجربه در بخشهای مختلف از جمله فیلمبرداری، طراحی صحنه و لباس، تدوین و موسیقی با این پروژه همکاری داشتهاند. «حال خوب زن» با اتکا به مدیریت تولید و هماهنگی گروهی ساخته شده و نخستین نمایش رسمی خود را در جریان برگزاری چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر تجربه میکند؛ جایی که فیلم در کنار دیگر آثار بخش سینمای ایران، با مخاطبان و اهالی رسانه روبهرو خواهد شد. در ادامه، گفتوگویی با حسین کاکاوند، تهیهکننده این فیلم، میخوانید که در آن درباره شکلگیری پروژه، مسیر تولید و دغدغههای ساخت «حال خوب زن» توضیح داده است
همکاری شما با مهدی برزکی چگونه شکل گرفت و چه شد که به تولید «حال خوب زن» رسیدید؟
من اصولاً در کار و زندگی خیلی اهل تصمیمهای عجولانه نیستم. برای من اعتماد، چه در روابط شخصی و چه در سینما، بدون شناخت شکل نمیگیرد. من و مهدی برزکی پیش از این در حوزه فیلم کوتاه با هم همکاری داشتیم و همان تجربه باعث شد به زبان مشترکی برسیم. وقتی ایده «حال خوب زن» مطرح شد، دیدم هم از نظر دغدغه و هم از نظر امکان تولید، با مسیر فکری من همراستاست. به همین دلیل تصمیم گرفتیم این مسیر را در قالب یک فیلم بلند ادامه بدهیم.
شما سابقه طولانی در فیلم کوتاه دارید. این تجربه چه تأثیری بر تهیهکنندگی اولین فیلم بلندتان داشت؟
من از سال ۱۳۹۶ بهطور جدی وارد حوزه تهیهکنندگی فیلم کوتاه شدم و تا امروز بیش از ۳۰ فیلم کوتاه داستانی و مستند تهیه کردهام. قبل از آن هم با انگیزه کارگردانی وارد سینما شدم، دورههای مختلف را گذراندم و خودم چند فیلم کوتاه و مستند ساختم. این مسیر باعث شد نگاه تولیدیام واقعبینانه باشد. فیلم کوتاه به شما یاد میدهد که چطور با منابع محدود، دقیق تصمیم بگیرید و بهخصوص اهمیت پیشتولید را درک کنید. این تجربه در «حال خوب زن» نقش بسیار مهمی داشت.
فرآیند تولید فیلم چقدر زمان برد و چه ویژگیهایی داشت؟
از شروع پیشتولید تا پایان پستولید، حدود یک سال و چند ماه زمان برد. نزدیک به هفت یا هشت ماه فقط درگیر پیشتولید بودیم. این زمان طولانی بهخاطر بودجه بالا نبود، بلکه دقیقاً برای مدیریت و کنترل هزینهها بود. ما قبل از شروع فیلمبرداری تقریباً همهچیز را مشخص کرده بودیم؛ از تعداد پلانها و لوکیشنها گرفته تا تمرین بازیگران و جزئیات اجرایی. وقتی بودجه محدود است، تنها راه موفقیت همین دقت و برنامهریزی است.
انتخاب بازیگران در این پروژه چگونه انجام شد؟
انتخاب بازیگر برای ما یک فرآیند بسیار جدی و زمانبر بود. حدود سه ماه روی آناتومی نقشها، تضاد شخصیتها، توانایی بازیگری و حتی جزئیات ظاهری کار کردیم. با مهدی برزکی جلسات متعددی داشتیم، نمونه کارها را دیدیم، تمرین گرفتیم و به ترکیب نهایی رسیدیم. حتی بازیگرانی که نقشهای کوتاهتری داشتند، تمرین جدی کردند. برای ما مهم بود که سر صحنه به تکرارهای فرسایشی نخوریم و بازیها از دل تمرین بیرون بیاید.
«حال خوب زن» را بدون لو دادن داستان چطور معرفی میکنید؟
به نظرم این فیلم درباره امید است. درباره اینکه حتی اگر حال زندگی فردی یا مشترکمان خوب نباشد، هنوز راهی وجود دارد؛ راهی که جواب داده و آن هم تلاش برای درک متقابل و گفتوگوست. فیلم میخواهد بگوید خیلی از مشکلات انسانها با گفتوگو حل میشود و اگر آدمها بتوانند خودشان را جای یکدیگر بگذارند، مسیر تغییر باز میشود.
بهعنوان یک تهیهکننده مستقل، مهمترین دغدغه شما چیست؟
مهمترین دغدغه من همراهی و همدلی در مسیر تولید است. خوشبختانه در این پروژه، گروه بسیار خوبی داشتیم. حدود ۴۰ نفر در پروژه حضور داشتند که نزدیک به ۱۰ نفرشان اولین تجربه سینماییشان بود. خود من هم اولین فیلم بلندم را تهیه میکردم. این تجربه جمعی، با تمام سختیها، برای من بسیار ارزشمند بود و واقعاً خودم را مدیون تکتک عوامل میدانم.
تجربه کار با گروهی که بسیاری از آنها اولین فیلم بلندشان بود، چطور بود؟
هم سخت بود و هم لذتبخش. وقتی با گروهی کار میکنید که انگیزه بالایی دارند، اما تجربه سینمای بلند ندارند، باید زمان بیشتری برای هماهنگی و تمرین بگذارید. ما همین کار را کردیم. از تمرینهای طولانی بازیگران گرفته تا آمادهسازی دقیق لوکیشنها، همهچیز با حوصله جلو رفت. فکر میکنم همین دقت باعث شد نتیجه نهایی به چیزی که میخواستیم نزدیک شود.
نگاه شما به جشنواره فیلم فجر چیست؟
جشنواره فیلم فجر مهمترین جشنواره سینمایی داخل کشور است و ویترین بخش بزرگی از تولیدات سینمای ایران به حساب میآید. طبیعی است که در دورههای مختلف، شرایط و فضاها تغییر کند و شاید امروز با روزهای اوجش فاصله داشته باشد، اما همچنان جایگاه مهمی دارد. بهخصوص برای فیلمهای اول و مستقل، حضور در چنین فضایی میتواند به دیده شدن کمک کند.
به نظر شما چه چیزی میتواند به بهبود جشنواره کمک کند؟
به نظرم هرچه جشنواره به سمت ساختاری حرفهایتر، شفافتر و باثباتتر حرکت کند، اعتماد بیشتری ایجاد میشود. جشنواره یک رویداد فرهنگی است و اگر بتواند تمرکزش را بر سینما و مخاطب حفظ کند، قطعاً برای فیلمسازان و تماشاگران جذابتر خواهد بود.
شما بارها گفتهاید که بیش از جایزه، مخاطب برایتان اهمیت دارد. چرا؟
من در این سالها جشنواره رفتهام، جایزه گرفتهام و این مسیر را تجربه کردهام. اما امروز، مهمترین آرزویم این است که مردم فیلم را ببینند و حالشان با آن بهتر شود. لحظهای که مخاطب با فیلم ارتباط برقرار میکند، برای من همان لحظه خوشبختی است.
و در پایان، دوست دارید تماشاگر با چه حسی از سالن سینما بیرون بیاید؟
امیدوارم مخاطب بعد از دیدن «حال خوب زن» با خودش بگوید هنوز میشود حرف زد، هنوز میشود فهمید و هنوز میشود حال را بهتر کرد. اگر فیلم بتواند حتی برای مدت کوتاهی، حال کسی را خوب کند، به نظرم به هدفش رسیده است.