روایت مدرن در مسلخ منطق | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۱:۴۰:۴۱
نقد فیلم «رقص باد» ساخته سیدجواد حسینی

روایت مدرن در مسلخ منطق

فیلم سینمایی «رقص باد» به کارگردانی سیدجواد حسینی، با تکیه بر یک روایت مدرن و غیرخطی، تلاش دارد سرگردانی و انفعال انسانی در بستر جنگ را به تصویر بکشد؛ اثری که در خلق فضای عاطفی و رابطه‌ای کم‌حرف و تأمل‌برانگیز موفق است، اما به‌دلیل ضعف در منطق درونی روایت و ناهمخوانی نشانه‌های داستانی، در جمع‌بندی نهایی مخاطب را با پرسش‌هایی بی‌پاسخ و احساسی از ناتمامی مواجه می‌کند.

محمدجواد فراهانی/ صبا، فیلم «رقص باد» به کارگردانی سیدجواد حسینی درباره مردی به نام یونس است که در زمان جنگ دوازده روزه به یک جزیره پناه می‌برد. فیلمی که حس و حال خوبی دارد اما کمیت منطق‌اش می‌لنگد.

روایت مدرن در سینما، اغلب با دوری از طرح‌های خطی و قطعی، بر ابهام، ذهنیت شخصیت‌ها و درنگ بر لحظات درونی تأکید می‌کند. در چنین روایت‌هایی، آنچه بر صفحه نمایش رخ می‌دهد، لزوماً توصیف عینی واقعیت نیست، بلکه بیشتر بازتاب وضعیت روانی، عاطفی یا هستی‌شناختی کاراکترهاست.

اهمیت پیش‌داستان در این فرم، نه در بیان صریح، که در اشاره‌های غیرمستقیم و فضاهایی است که بر جا می‌گذارند. فیلم «رقص باد» را می‌توان نمونه‌ای از این تلاش برای خلق یک فضای روایی مدرن دانست، هرچند با چالش‌هایی در اجرا همراه است. این اثر با تمرکز بر فضای درونی شخصیت اصلی، تلاش می‌کند تا حس انفعال و سرگردانی را به مخاطب انتقال دهد.

داستان حول محور یونس پرهیزگار می‌گردد که در دوران جنگ به جزیره‌ای پناه برده و در یک هتل اقامت می‌گزیند. در این مکان، او با خورشید مواجه می‌شود؛ فردی که به نظر می‌رسد با او پیشینه‌ای مشترک دارد و حادثه‌ای در گذشته، رابطه عاطفی آن‌ها را دچار وقفه کرده است. فیلم در به تصویر کشیدن رابطه میان این دو شخصیت موفق عمل می‌کند. این عاشقانه آرام و کم‌حرف، با وجود آن‌که اطلاعات چندانی از گذشته آن به مخاطب داده نمی‌شود، به شکل قابل قبولی ساخته و پرداخته شده است.

بازی علیرضا شجاع‌نوری و سودابه بیضایی نیز هماهنگ با فضای کلی اثر است و در باورپذیر کردن این رابطه نقشی مؤثر ایفا می‌کند. روایت فیلم، با تکیه بر عناصر مدرن، بر اهمیت پیش‌داستان تأکید دارد، اما این تأکید بیشتر در سکوت و ناگفته‌ها نمود یافته تا در ارائه اطلاعات صریح. فیلم در انتقال حس عاشقانه و همچنین نمایش حضور یک مرد در آستانه عروسی دخترش، با استفاده از فضاهای خالی و نگاه‌های معنادار، توفیق نسبی دارد. با این حال، مهم‌ترین ضعف فیلم در منطق داستانی آن نهفته است.

«رقص باد» حسرتی بزرگ در مخاطب به جای می‌گذارد: چرا سناریویی با این ظرافت، نتوانسته است از همان ابتدا منطق درونی خود را به شکلی مستحکم و قابل تعقیب بنا کند؟ در روایت‌های مدرن موفق، ابهام به معنای نادیده گرفتن قواعد درونی جهان داستان نیست.

مخاطب می‌تواند در عین لذت بردن از فضاهای تفسیری باز، بر اساس نشانه‌های منسجم، به قرائت‌های مختلفی برسد. اما پرسش‌های پایانی این فیلم، مبهم و فاقد بستر لازم به نظر می‌رسند. اگر یونس شخصیتی زنده و عینی است، انگیزه و ضرورت ترک ناگهانی او در پایان چیست؟ اگر تفسیر وجودی یا فراطبیعی مد نظر فیلمساز است، چرا قواعد این حضور – مثلاً دیده شدن یا نشدنش توسط دیگران- ثابت و قابل درک نیست؟ این ابهام‌ها، بدون ارائه نشانه‌های داستانی کافی و منسجم، موجب می‌شوند تا در جمع‌بندی نهایی درباره شخصیت یونس و سرنوشت رابطه‌اش با خورشید، سردرگمی ایجاد شود. به نظر می‌رسد فیلم در میانه راه، میان ارائه یک داستان واقع‌گرایانه با زیرمتن‌های عاطفی عمیق، و یک تمثیل یا روایت نمادین محض، دچار تردید شده است.

در مجموع، «رقص باد» فیلمی است که در خلق فضای عاطفی و رابطه‌ای ظریف و نیز در تلاش برای اتکا به یک روایت مدرن غیرمستقیم موفق است. بازی‌ها و فضاسازی‌ها در خدمت همین فضا عمل می‌کنند. اما ناتوانی در ایجاد پایه‌های منطقی محکم و ارائه نشانه‌های هماهنگ برای جهان داستان خود، از تأثیرگذاری عمیق‌تر آن می‌کاهد.

فیلم اگرچه در بخش‌هایی تماشاگر را با خود همراه می‌کند، اما به دلیل این ناسازگاری در بطن داستان، در نهایت اثری باقی می‌ماند که بیش از آن‌که بیننده را به تفکری سازمان‌یافته یا حسی پایدار وادارد، با پرسش‌های بی‌پاسخ و احساسی از جنس حسرت تنها می‌گذارد. این ضعف، فرصت پررنگ‌تر شدن را از اثر گرفته و آن را در مرز بین یک تجربه سینمایی تأمل‌برانگیز و یک داستان ناتمام قرار می‌دهد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها