
به گزارش خبرنگار صبا، در نشست خبری فیلم مارون در جشنواره فجر که با حضور امیراحمد انصاری کارگردان، مهدی صاحبی تهیه کننده ، مدیر فیلمبرداری و مسئول جلوه های ویژه فیلم برگزار شد، امیر احمد انصاری کارگردان فیلم سینمایی «مارون» درباره علت چرایی پرداختن به زندگی شهید طیب گفت: آنچه در زندگی هدایت الله طیب برای من جذاب بود این بود که ایشان علاوه بر اینکه یک نخبه علمی برجسته بودند که در سال ششم تحصیل، بورسیه دانشگاه معتبر فلوریدا در رشته مهندسی کشاورزی شدند، بلکه از هوش نظامی فوقالعادهای نیز برخوردار بودند و این توانمندیهای دوگانه موجب شده بود ایشان به چمران جنوب معروف شوند و این دو گانگی زیبا این فرصت را فراهم می کرد تا یک شخصیت قهرمانانه و چندوجهی، داشته باشیم و روایتی متفاوت و جذاب از زندگی ایشان بسازیم.
وی ادامه داد: با انتخاب این بخش از زندگی پربار ایشان، قصد داریم تا با رویکردی جدید و با الهام از ژانر جاسوسی و اکشن، فیلمی بسازیم که بتواند با نسل جوان، بهخصوص نسل زد، ارتباط برقرار کند چون باور ما این است که این نسل، نیازمند آشنایی با قهرمانان واقعی کشورشان است؛ قهرمانانی که همه ما بر گردنشان حق داریم.
انصاری افزود: من که متولد دهه ۵۰ هستم و دوران جنگ را به خوبی به یاد دارم، همواره احساس دین نسبت به این افراد را داشتهام و این پروژه، تلاشی است برای ادای بخشی از این دین، همانطور که در اشعار آمده: “فحشا از کجا آمد پدید؟ گفتم: کوچههای بیشهید! / بیشهیدانم سوز و گداز، غم لیلی کجاست؟”
در تحقیقات اولیه و بررسی اطلاعات موجود در فضای مجازی و اینترنت، به ابعاد شگفتانگیزی از شخصیت ایشان دست یافتیم که ما را به ساخت این اثر ترغیب کرد. ما معتقدیم نمایش این قهرمانان، نه تنها نسل امروز را با تاریخ و هویت خود پیوند میزند، بلکه الگوهایی الهامبخش برای آینده فراهم میآورد.
انصاری در پاسخ به اینکه لوکیشین های فیلم کجا بوده است خاطرنشان کرد: اکثر این لوکیشنهایی که شما دیدید، در شمال همیشه زیبای ایران، گیلان بود.
وی در پاسخ به اینکه با توجه به اینکه کلیت داستان برگرفته از داستان واقعی بود، نشان دادن جنگ در انتهای فیلم چه ضرورتی داشت؟ به نظر من خیلی فیلم را چند پاره و بیمنطق کرد تصریح کرد:وقتی که این قصه در ابتدا توسط دکتر سید محمد حسینی مورد تحقیق و نگارش اولیه قرار گرفت و بعد مهدی صاحبی داستان را نوشتند، در مراحل مختلف به این نتیجه رسیدیم ولی هیچوقت در سینما یک “درست” وجود ندارد بلکه صدها “درست” وجود دارد و قطعاً این قصه را میشد با زوایای دید مختلف ساخت، نوشت، پرداخت
انصاری ادامه داد: مهدی صاحبی که به غیر از تهیه کننده، نویسنده فیلم هم بودند، همراهی فوقالعادهای داشتند، واقعاً از ایشان تشکر میکنم؛ ایشان یک تهیهکننده واقعی بودند که دست ما را در بسیاری از مراحل باز گذاشتند، ساخت چنین فیلمی، با تدارکات سنگین دهه ۷۰ میلادی آمریکا در ایران و نیاز به جذب و مدیریت هنروران خارجی، کاری است که کارستان میطلبد.
مهدی صاحبی، تهیه کننده فیلم در پاسخ به سوال قبلی گفت: اگر این در اختیار من بود، ترجیح میدادم داستان را در خاک آمریکا به پایان برسانم؛ با این حال، کار گروهی نیازمند همفکری و مشارکت جمعی است و من به این اصل اعتقاد دارم و طبق آن عمل کردم.”
انصاری در پاسخ به خبرنگار صبا درباره اینکه شما چگونه توانستید بین اصالت تاریخی اثر و زبان سینما تعادل برقرار کنید؟ این تعادل چگونه رقم خورد تا فیلم از یک سو در دام کلیشههای مرسوم آثار دوگانه نیفتد و از سوی دیگر، عمق مفهومی و دغدغههای شخصیت را فراتر از جغرافیا منتقل کند؟ یادآور شد: ما سعیمان را کردیم و درسته که بخشی از آن معطوف به ایران است، اما در هسته اصلی، ما در حال صحبت درباره مافیای غذا هستیم و مافیای غذا را بزرگترین مافیای است که وجود دارد چون مافیای حیات است.
شما را باید به ما جواب بدهید که آیا ما موفق شدیم این دوگانگی را در قالب ادبیات دراماتیک و بیزانسرهای سینمایی در بیاوریم یا خیر و تلاش من در توانم بوده که این کار را انجام دهم تا فیلمی بسازم که وقتی مخاطب در اینجا آن را میبیند، به این مسئلهای که دارد روایت میکند فکر کند.
انصاری در پاسخ به اینکه با توجه به اینکه فیلم درباره شهید هدایت الله طیب است و شهدا ساحت مقدسی دارند، این نگرانی وجود دارد که شخصیتهای فرعی در فیلم کمی مصنوعی عمل کرده باشند وفکر نمی کنید، دوره دوبله در سینمای ما گذشته است گفت: صرفاً یک کاراکتر به دلیل بروز برخی معضلات دوبله شده و اگر دوبله شما را آزار داد، من بابت آن عذرخواهی میکنم، اما همانطور که میدانید، وقتی به جشنواره نزدیک میشویم، همه چیز دست به دست هم میدهد تا کار سریع آماده شود و قطعاً ایراداتی پیش میآید.
وی ادامه داد: در رابطه با شخصیتپردازی که شما اشاره فرمودید، باید بگویم که شخصیت اصلی ما از یک مرحله شروع میکند، یک قوس تحولی پیدا میکند و مثل تمام گروههای قهرمانی که با هم میخواهند کاری انجام دهند، او نیز در مقطعی از دست میدهد تا به آن کنش قهرمانانه نهایی برسد، این روشی بود که نویسنده ما به عنوان نقشه راه برای ما ترسیم کردند و ما در راه اجرای آن، سعی کردیم تا میزانسنها و اتفاقات درست را با همکاری داوود محمدی (مدیر فیلمبرداری) در بخش میزانسن و رنگ در بیاوریم و او توانست رولهای خیلی خوبی بزند و ما تلاش کردیم تا این فضا، که از نظر نوری هم باید نئو-نوآر باشد، به آن نزدیک شویم.