«گیس»؛ روایت سینمایی ایستادگی در دل بحران | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۱۷ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۳:۳۴:۰۴

«گیس»؛ روایت سینمایی ایستادگی در دل بحران

فیلم سینمایی «گیس» به کارگردانی محسن جسور، با بازخوانی انفجار پتروشیمی مارون در سال ۱۴۰۱، تلاش می‌کند پیوند معیشت کارگران، تولید داخلی و امنیت ملی را در قالب یک روایت دراماتیک و قابل باور به تصویر بکشد.

به گزارش صبا، محمد شیرزاد فعال رسانه  یادداشتی اختصاصی در تحلیل فیلم گیس نوشت و در اختیار صبا قرار داده است که در ادامه می‌خوانید.

«گیس»؛ روایت سینمایی ایستادگی در دل بحران

«گیس» به کارگردانی محسن جسور و تهیه‌کنندگی سید مهدی جوادی از آن دست فیلم‌هایی است که مستقیماً دست روی یکی از گره‌خورده‌ترین بحران‌های سال‌های اخیر کشور می‌گذارد؛ بحرانی که در آن، معیشت، تولید، امنیت ملی و اراده جمعی به شکلی جدی به هم گره خورده‌اند. فیلم با بازخوانی فاجعه انفجار پتروشیمی مارون در سال ۱۴۰۱ و روایت بازسازی معجزه‌آسای آن در ۷۷ روز، تلاش می‌کند از دل یک واقعه واقعی، درامی ملی و قابل باور بسازد؛ تلاشی که در مجموع، موفق و

روایت بحران؛ از حادثه تا اراده جمعی

مهم‌ترین نقطه قوت «گیس»، انتخاب سوژه است. فیلم به‌جای پرداختن به بحران در سطح شعار یا گزارش صرف، آن را به میدان تقابل نیروها تبدیل می‌کند: کارگران و مهندسانی که زندگی و معیشت‌شان به راه‌اندازی دوباره تولید گره خورده و در مقابل، جریان‌هایی که به‌گفته فیلم، منافع‌شان در توقف تولید داخلی تعریف می‌شود. این تقابل، هسته دراماتیک اثر را شکل می‌دهد و اجازه می‌دهد بحران، صرفاً یک پس‌زمینه نباشد، بلکه موتور پیش‌برنده قصه شود. بازسازی ۷۷ روزه پتروشیمی مارون، در فیلم نه به‌عنوان یک «معجزه نمایشی»، بلکه به‌مثابه نتیجه فشار، تصمیم‌های سخت و ایستادگی جمعی تصویر می‌شود. «گیس» تلاش می‌کند این فرایند را ملموس کند و نشان دهد امنیت ملی، مفهومی انتزاعی نیست، بلکه مستقیماً به کار، تولید و سفره کارگران گره خورده است.

فیلمنامه؛ چفت‌وبست قابل قبول، بدون خلل جدی

در سطح فیلمنامه، «گیس» ساختاری منسجم دارد. روابط علت و معلولی به‌درستی کنار هم قرار گرفته‌اند و فیلم در روایت خود دچار پرش یا سردرگمی نمی‌شود. ایده روایت، ساده اما کارآمد است و اجازه می‌دهد فیلم بدون پیچیدگی‌های زائد، مسیر خود را تا پایان طی کند.
فیلم در عین حال، از قهرمان‌سازی اغراق‌آمیز پرهیز می‌کند. قهرمانان «گیس» نه در سطح اسطوره، بلکه در سطح آدم‌هایی معمولی قرار دارند که در شرایط بحرانی، ناچار به انتخاب‌های بزرگ می‌شوند؛ چه در قامت سرکارگر پتروشیمی و چه در نقش یک مأمور سخت‌گیر امنیتی.

بازی‌ها؛ باورپذیر

بازی‌ها از نقاط قوت فیلم‌اند. حامد بهداد، با وجود شباهت‌های محدود نقش به نمونه‌های آشنای سینمای ایران از مأموران امنیتی، اجرایی کنترل‌شده و جاافتاده ارائه می‌دهد و نقش او به‌خوبی در بستر داستان می‌نشیند. اغراق در بازی دیده نمی‌شود و شخصیت، کارکرد دراماتیک خود را حفظ می‌کند.

الهه حصاری نیز در چارچوب طراحی شخصیت، قابل قبول ظاهر می‌شود.

سینمای بحران بدون بی‌تفاوتی

یکی از امتیازهای مهم «گیس»، بی‌تفاوت نبودن آن نسبت به بحران‌های اخیر کشور است. فیلم تلاش می‌کند به ریشه‌ها نزدیک شود و از سطح روایت‌های خنثی یا صرفاً احساسی فاصله بگیرد. پرداختن به پیوند تولید داخلی، معیشت کارگران و امنیت ملی، جسورانه و قابل توجه است؛ آن هم در زمانی که بسیاری از آثار ترجیح می‌دهند از چنین موضوعاتی فاصله بگیرند.

«گیس» فیلمی است متعهد به مسئله، با روایتی قابل قبول و ساختاری منسجم. هرچند در شخصیت‌پردازی یک نقش زنانه دچار ضعف است و می‌توانست در برخی لایه‌ها عمیق‌تر عمل کند، اما در مجموع، اثری است که بحران را جدی می‌گیرد، از اغراق پرهیز می‌کند و تلاش می‌کند سینما را به متن مسائل روز کشور نزدیک نگه دارد. فیلمی که شاید بی‌نقص نباشد، اما قطعاً بی‌اهمیت هم نیست.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها