
به گزارش خبرنگار صبا، الهام اصفهانی، فعال رسانهای، در یادداشتی تحلیلی به نقد جدیدترین اثر محمدحسین مهدویان در چهل و چهارمین جشنواره فیلم فجر پرداخته است. او با تمرکز بر مفهوم «استعاره» در فیلم «نیمشب»، نوشت: مهدویان با استفاده از نگاشتهای نمادین قدیمی و کلیشهای نظیر «مادر/وطن» و «تولد در دل جنگ»، نتوانسته است با حافظه جمعی و تجربه زیسته مخاطب امروز پیوند برقرار کند با این رویکرد تقلیل مفاهیم پیچیده به نمادهای تاریخمصرفدار و شعاری، فیلم را به جای یک اثر ماندگار، به محصولی تبدیل کرده که در برابر واقعیتهای ملموس جامعه دچار لکنت و انقطاع تاریخی شده است.
مام وطن، زایش یا بیماری؛ مسأله این است!
اخطار! شما در «نیمشب» با یک روایت مواجهید، قصهای که چند ماه پیش خودتان با گوشت و پوست تجربهاش کرده بودید. قصهها و فیلمها واسطه ما با درک جهان هستند اما چرا واسطهای مانند «نیمشب» نمیتواند نماینده خوبی برای ما باشد، آن هم وقتی همگی آن روزهای پرالتهاب را زندگی کردهایم؟
مشکل شاید در انتخاب استعارهها باشد. ما جهان را از طریق استعارهها میفهمیم. استعاره فقط یک آرایهی ادبی یا بازی زبانی نیست، بلکه ابزاری است که به کمک آن موقعیتهای پیچیده، انتزاعی یا بحرانی را با تجربههای آشناتر و ملموستر درک میکنیم. وقتی از استعاره استفاده میکنیم، در واقع ویژگیهای یک تجربهی شناختهشده را بر یک وضعیت دیگر «نگاشت» میکنیم؛ یعنی معنا را از جایی به جای دیگر منتقل میکنیم. اما این نگاشت نه همیشگی است و نه بیزمان. استعارهها به فرهنگ، حافظهی جمعی و تجربهی زیستهی ما وابستهاند و با تغییر زمانه، کارکردشان هم تغییر میکند. استعارهای که زمانی معنا تولید میکرد، ممکن است در دورهای دیگر نهتنها ناکارآمد شود، بلکه به منبع سوءتفاهم یا فشار احساسی بدل شود.
مسئلهی اصلی این فیلم نیز دقیقاً از همینجا آغاز میشود: استفاده از استعارههایی که گویی فرض میکنند نگاشتهای قدیمی هنوز بیدردسر برای مخاطب امروز کار میکنند. فیلم مهدویان چهلتکهای است از استعارههای آشنا؛ تصویرهایی که زمانی برای ما مفاهیمی خوشایند میساختند و بار سنگینی از نمادهای آشنا را به دوش میکشیدند. اما این حجم از نمادپردازی با تم ملی با واقعیت زمانهای که در آن زندگی میکنیم، غریبه است.