
مهدیه مالکی/صبا؛ آلفرد یعقوبزاده، عکاس خبری ایرانی مقیم فرانسه که سالها از بحرانها و جنگهای داخلی و بینالمللی در کشورهایی چون سومالی، افغانستان، ازبکستان، تاجیکستان، کوبا، هند، ترکیه، روسیه، عراق، چین، چچن، سریلانکا و آمریکا عکاسی کرده و بارها نیز دچار جراحت جنگی شده است، در گفتوگو با خبرنگار صبا از فراموشنشدنیترین تجربهها و تصاویر دوران کاری خود سخن گفت.
او با تأکید بر تفاوت بنیادین جنگها و انقلابها اظهار کرد: هر جنگ شخصیت و ویژگیهای خاص خود را دارد و نمیتوان آنها را یکسان دید. جنگ ایران و عراق با جنگ افغانستان، چچن، لیبی یا یوگسلاوی کاملاً متفاوت بود؛ هم از نظر فرهنگی، هم شکل درگیری و هم از منظر تصویری.
یعقوبزاده توضیح داد: برای مثال، جنگ افغانستان از نظر بصری فضایی کاملاً متفاوت داشت؛ پوشش، چهرهها و حالوهوای قرونوسطایی افراد، آن را برای عکاسی بسیار فتوژنیک میکرد. در مقابل، جنگ ایران و عراق یک جنگ کلاسیک و مردمی بود؛ جنگی که ایثار و حضور نیروهای داوطلب مردمی در آن پررنگ بود و همین موضوع، فضای خاصی به تصاویر آن میداد.

این عکاس باسابقه با اشاره به تغییر ماهیت جنگها در دهههای اخیر گفت: جنگهای جدید، بهویژه جنگ اوکراین، تفاوت اساسی با گذشته دارند. در این نبردها، درگیریها بهشدت الکترونیکی شدهاند؛ موشکها، پهپادها و مانیتورها جای حضور مستقیم نیروهای انسانی را گرفتهاند و بسیاری از صحنهها دیگر از نزدیک قابل مشاهده نیست. همهچیز از پشت صفحهنمایش کنترل میشود و این تحول، تأثیر مستقیمی بر عکاسی جنگ گذاشته است.
یعقوبزاده درباره ماندگارترین تصویر دوران کاری خود بیان کرد: عکسی که از «حسن جنگجو»، نوجوان رزمنده جنگ ایران و عراق گرفتم، یکی از ماندگارترین آثار من است؛ تصویری که در کتابهای درسی، پوسترها و نشریات مختلف چاپ شد و هنوز هم در حافظه جمعی نسلهای مختلف باقی مانده است. حتی امروز هم جوانانی در اروپا یا ایران با دیدن این عکس میگویند آن را در کتاب مدرسه یا دفتر پدرشان دیدهاند.

او افزود: برایم جالب است که این تصویر از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و به نوعی به نماد تصویری جنگ تبدیل شده است؛ عکسی که هنوز هم در مواجهه با مردم، بارها به آن اشاره میشود.
عکس دنیا را تغییر نمیدهد اما با نشان دادن رنج، وجدان را بیدار میکند
این عکاس درباره تعارض میان «عکاس بودن» و «انسان بودن» گفت: بارها پیش آمده که در کشورهای مختلف مجبور شدم دوربین را کنار بگذارم و به انسانها کمک کنم. وظیفه اصلی من ثبت لحظات است، چون اگر آنجا نباشم ممکن است هیچکس این واقعیتها را ثبت نکند. کار من مثل هلالاحمر یا صلیب سرخ نیست، اما کمک به انسانها یا حتی حیوانات، یک وظیفه انسانی است و اگر شرایط ایجاب کند، حتماً وارد عمل میشوم.
یعقوبزاده در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر عکسها بر افکار عمومی و سیاستگذاریها گفت: عکسها بهتنهایی دنیا را تغییر نمیدهند، اما میتوانند سؤال ایجاد کنند و توجه افکار عمومی را برانگیزند. امروز با شبکههای اجتماعی، تصاویر سریعتر دیده و بازنشر میشوند و همین مسئله میتواند سطح آگاهی عمومی را افزایش دهد.
او ادامه داد: در موضوع جنایتهای داعش علیه زنان ایزدی، تمام توانم را به کار گرفتم تا صدای این مردم به جهان برسد. انتشار این تصاویر در رسانههای معتبر جهانی شاید تأثیر فوری نداشته باشد، اما میتواند وجدان جهانی را بیدار نگه دارد.

تأثیر جنگ بر زندگی مردم بخش مهمتر واقعیت است
این عکاس باسابقه افزود: بهندرت پیش میآید که مردم با دیدن عکسهای جنگ، مستقیماً از دولتهای خود بخواهند جلوی یک درگیری را بگیرند و گاهی هم گوش شنوایی وجود ندارد؛ این یکی از مشکلات اصلی است. با این حال، عکسها بیتأثیر نیستند و دستکم میتوانند آگاهی ایجاد کنند.
یعقوبزاده تأکید کرد: ما نمیتوانیم با عکسهایمان دنیا را تغییر دهیم، اما وظیفه داریم حضور داشته باشیم و مردم را آگاه کنیم. عکاسی جنگ مسئولیت سنگینی دارد و وظیفه اصلی آن ثبت واقعیت است، نه قضاوت یا دخالت مستقیم؛ ضمن آنکه این ثبت، فقط به صحنههای نظامی محدود نمیشود.
او در ادامه گفت: جنگ فقط تیراندازی و نبرد نیروهای مسلح نیست؛ جنگ یعنی ویرانی خانهها، کشته و آواره شدن مردم و فروپاشی زندگی عادی یک شهر. اگر فقط روی درگیری نظامی تمرکز کنیم، نتیجه چیزی شبیه یک کاتالوگ نظامی میشود، در حالی که تأثیر جنگ بر زندگی مردم بخش مهمتری از واقعیت آن است.
بس است، این جنگ باید متوقف شود
این عکاس تصریح کرد: وقتی خمپاره یا موشک به منطقهای مسکونی اصابت میکند، قربانیانی آسیب میبینند که هیچ نقشی در جنگ ندارند. دیدن و نشان دادن این تصاویر اهمیت زیادی دارد و گاهی میتواند افکار عمومی را به این نتیجه برساند که «بس است، این جنگ باید متوقف شود».
یعقوبزاده با اشاره به آوارگی بهعنوان یکی از بزرگترین تراژدیهای جنگ گفت: گاهی صدها هزار نفر خانه، زندگی و خاطراتشان را رها میکنند و سالها آواره میشوند. این رنجها حتی از خود انفجار و ویرانی هم عمیقتر است و آثارش تا سالها باقی میماند.
او افزود: جنگ روزی تمام میشود و صلح اعلام میشود، اما زندگی مردم بهسادگی به حالت عادی برنمیگردد. وقتی شهری کاملاً ویران شده و نه خانهای مانده و نه مدرسهای، سؤال این است که مردم چگونه باید زندگیشان را از نو بسازند. عکاسی جنگ باید به این پیامدها هم بپردازد، نه فقط به خود درگیری.

یعقوبزاده درباره جایگاه عکاسی خبری در عصر موبایل گفت: امروز تقریباً همه عکاس شدهاند و همین موضوع باعث شده احترام و درکی که پیشتر نسبت به عکاسان حرفهای وجود داشت، کمرنگتر شود. بسیاری تصور میکنند عکاسی کار سادهای است، چون خودشان هم با موبایل عکس میگیرند.
او در پایان تأکید کرد: با این حال، در کار حرفهای مطبوعاتی، هنوز هم بسیاری از رسانهها به عکس موبایلی اعتماد ندارند و ترجیح میدهند عکاس حرفهای با دوربین تخصصی مأمور پوشش رویداد شود. تفاوت اصلی در کیفیت، نگاه حرفهای و اعتبار عکس است. عکاسی حرفهای فراتر از ثبت یک لحظه است و نیازمند تجربه، درک موقعیت و مسئولیتپذیری بالاست.