به گزارش صبا، در سال ۱۴۰۲، جشن «سده» بهعنوان بیست و چهارمین عنصر میراث فرهنگی ناملموس ایران با مشارکت تاجیکستان در فهرست جهانی یونسکو و در هجدهمین جلسه کمیته بینالدولی میراث فرهنگی ناملموس در شهر «کاسان» جمهوری بوتسوانا ثبت شد.
درست یک سال بعد، جشن «مهرگان» نیز بهعنوان بیست و پنجمین عنصر میراث فرهنگی ایران در نشست کمیته بینالدُولی یونسکو در کشور پاراگوئه، به ثبت رسید.
این جشنها ریشه در آیینهای کشاورزی ایران باستان دارند و از کهنترین نمادهای پیوند انسان ایرانی با طبیعت و فصول محسوب میشوند.
گرچه برخی بر پیوند این جشنها با آیین زرتشتی تأکید دارند اما درواقع، زرتشتیان در طول قرون، تنها پاسدارِ آیینهایی بودهاند که پیش از آن نیز در بطن فرهنگ ایرانی وجود داشته است.
به اعتقاد کارشناسان، با وجود ثبت جهانی این آیینها و دفاع دولت ایران از ارزش فرهنگی آنها در مجامع بینالمللی، هنوز هم در داخل کشورمان گامهای مؤثری برای حفاظت، آگاهیرسانی و برگزاری گسترده این جشنها برداشته نشده است.
ثبت جهانی کافی نیست؛ سده و مهرگان به حمایت نیاز دارند
صاحبنظران معتقدند:همانگونه که ایران در یونسکو تعهد داده است تا از این میراث خود پاسداری کند، لازم است دستگاههای فرهنگی همچون وزارتخانههای «میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی»، «آموزش و پرورش»، «فرهنگ و ارشاد اسلامی»، شهرداریها و نهادهای مدنی نیز در حمایت از آنها مشارکت فعالتری داشته باشند.
در این میان، یک نکته اساسی وجود دارد و آن اینکه پاسداشت واقعی این آیینها زمانی محقق میشود که دولتها و حکومتها در روند برگزاری آنها مداخله مستقیم نکنند چراکه آنچه این رخدادهای فرهنگی کُهن را زنده و پویا نگه میدارد، ذاتِ مردمنهاد و شور داوطلبانه برپایی آنهاست.
به زعم کارشناسان، در این میان، نقش دولتها باید صرفاً در فراهم کردن فضا و شرایط مناسب، رفع محدودیت و حمایت از برگزارکنندگان مردمی خلاصه شود تا این آیینها بتوانند آزادانه و در چارچوب فرهنگی خود تداوم یابند و بهواقع تنها در چنین فضایی است که جشنهایی همچون سده و مهرگان میتوانند از حالت نمادین خود خارج شوند و دوباره به بخشی از زندگی اجتماعی ایرانیان بازگردند.
از ثبت جهانی تا غفلت ملی، راه ناتمام پاسداری از جشنهای ایرانی
در حالی که نیاز جامعه ایرانی بخصوص در حال و هوای دلگیر ناشی از تجاوز بیگانگان و جور و جفای تحمیل تحریمهای ظالمانه به مردمان کشورمان، به تکوین آیینهای شادمانه بیش از هر زمان دیگری احساس میشود؛ دو هفته پیش همزمان با برگزاری آیین موسوم به «هالوین» ـ جشنی در تقویم کلیسا برای بزرگداشت یاد درگذشتگان ـ در برخی از شهرهای کشورمان بویژه در تهران، اصفهان و شیراز شاهد استقبال برخی از جوانان خود از این رویداد بودیم و اقبال از این رخداد بیگانه، در سطح شبکههای اجتماعی بازتاب یافت.
یک پژوهشگر و متخصص زبانهای باستانی ایران در ویدئویی که اخیرا منتشر کرده است درباره گرایش به جشنهای غربی از جمله «کریسمس»، «ولنتاین» و «هالوین» هشدار داد: تقلید از جشنها و آیینهای غربی بدون شناخت ریشه و معنا، نهتنها به فرهنگ ایرانی نمیافزاید بلکه موجب فاصله گرفتن از هویت فرهنگی و ملی ما میشود.
عبدالمجید ارفعی افزود: جشنهایی مانند هالوین که در فرهنگ اروپایی با عنوان «جشن مُردگان» شناخته میشود و بر پایه باور به بازگشت ارواح مُردگان به خانهها شکل گرفته است و همچنین روز عشاق یا ولنتاین که به یکی از قدیسان مسیحی در ایتالیا یا اسپانیا نسبت داده میشود، ریشه در سنتها و افسانههای غربی دارند نه در فرهنگ ایرانی و وقتی بخواهم آنها را به زور وارد فرهنگ خود کنیم، از اصل و ریشههایمان دور میشویم.
وی تاکید کرد: در تاریخ و فرهنگ ایران، روز مهر یا جشن مهرگان وجود دارد و آیینهایی داریم که از دلِ عشق، دوستی و سپاس به طبیعت و انسان زاده شدهاند و نیازی به تقلید از جشنهایی که معنا و فلسفهشان را نمیدانیم، وجود ندارد.
این پژوهشگر برجسته زبانهای باستانی و صاحبنظر حوزه تاریخ و فرهنگ «میانرودان» تأکید کرد: برگزاری آیینهایی که از فرهنگهای دیگر وام گرفته میشوند، بدون شناخت و آگاهی، چیزی به ما اضافه نمیکند؛ بلکه باعث میشود آیینها و سنتهای خود را که پایه هویت ایرانی و ملی ما هستند، به فراموشی سپرده شوند و وقتی ما هویتمان را از دست بدهیم، دیگر ایرانی هم نیستیم.
ارفعی در ویدئوی خود ابراز امیدواری کرده است که ایرانیان ارج و ارزش بیشتری برای آیینها و جشنهای ملی و بومی خود قائل شوند و بهجای آنکه با تقلید از آیینهای بیگانه به استقبال شادی بروند، با پاسداشت آیینهایشان همچون مهرگان و سده، هویت ملی خویش را زنده نگه دارند.
اما یک پرسش جدی در این میان مطرح است و آن اینکه، ما تاکنون برای حمایت و ترویج جشنهای ایرانی و ملی چه کردهایم؟
جشن مهرگان، دومین جشن بزرگ ایرانیان پس از نوروز است؛ جشنی در ستایش مهر و دوستی، با پیشینهای درخشان که تغییر فصل و برداشت محصول را بهانهای برای شکرگزاری و شادی میدانسته است.
در کنار آن، جشن سده نیز نماد آتش، روشنایی و پایان سرمای زمستان است؛ جشنی که در گذشتههای دور از جمله در اصفهان، باشکوه تمام برگزار میشده و بر پایه مستندات تاریخی، «مرداویج زیاری» بزرگترین جشن سده را به سال ۳۱۳ خورشیدی در اصفهان برگزار کرده است.
مرداویج یا مردآویز از سرداران سپاه دیلم بود که با شکست دادن لشکر خلیفه عباسی، بسوی اصفهان آمد و با گسترش دامنه تصرفاتش، این شهر را به پایتختی برگزید.
پس از ثبت جهانی این دو جشن کهن ایرانی در فهرست میراث ناملموس یونسکو، جز چند اقدام پراکنده و البته نمادین در سال گذشته برای برگزاری سده و یا در سالجاری برای برپا داشتن محدود جشن مهرگان، حرکت منسجمی از سوی نهادهای فرهنگی برای احیای این آیینها دیده نشده است؛ در حالی که این رسوم نهتنها محدود به دین یا مذهب خاصی نیستند بلکه بهخودی خود میتوانند عامل وحدت و شادیبخش جمعی تمام اقوام و اقشار کشور باشند.
سده و مهرگان، فرصتهای طلایی گردشگری ایران که از دست میروند
کارشناسان حوزه میراث فرهنگی بر این باورند که برگزاری این جشنها میتوانند نقشی کلیدی در تقویت هویت فرهنگی، نشاط اجتماعی و حتی رونق گردشگری کشور داشته باشند.
در شهرهایی مثل اصفهان که هدفگذاری کلان مدیریت آنها، تبدیل شدنشان به قطب گردشگری کشور است، برگزاری آیینهای ملی که جزو میراث ناملموس و ثبت جهانی شده ایران هستند(همچون سده و مهرگان) میتواند به فرصتی ناب برای جذب گردشگران داخلی و خارجی تبدیل شود.
با توجه به سابقه تاریخی اصفهان در برگزاری آیین باشکوهی مثل سده که وصف آن در کتابهای تاریخی وجود دارد، انتظار میرود تا این جهانشهر در پاسداری از این میراث ارزشمند ایرانی پیشگام باشد و با تعریف تورهای مناسب، از این فرصت طلایی برای جذب گردشگران بهره بگیرد.
در این میان، به باور کارشناسان، همکاری میان ادارهکل میراث فرهنگی، ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی، شهرداری و نهادهای آموزشی نظیر آموزش و پرورش میتواند الگویی برای اجرای همزمان سه هدف فرهنگی، آموزشی و گردشگری باشد تا با احیای آیینهای ایرانی، افزایش آگاهی عمومی و تقویت صنعت توریست، بال گردشگری اصفهان در افقهای بالاتر به پرواز درآید.
نقش دولتها تسهیلگریست نه مداخلهگری
در این پیوند، مدیر مرکز مطالعات منطقهای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در آسیای غربی و مرکزی گفت: جشنهایی مانند سده، مهرگان و «نوروز»، برخلاف تصور رایج، آیینهایی زرتشتی نیستند بلکه رسومی ملی با ریشه در سنتهای کشاورزی و زندگی جمعی مردم ایران به شمار میروند زیرا هر آیین و سنتی در پاسخ به نیازهای اجتماعی و فرهنگی زمانه خود شکل میگیرد و در گذر دوران، پویایی خود را حفظ میکند.
آتوسا مومنی افزود: میراث ناملموس، زمانی ارزشمند است که پویا و زنده بماند اما اگر این آیینها به حالت ایستا یا موزهای درآیند از معنا تهی میشوند؛ به همین دلیل باید کوشید تا با برگزاری آیینهای بومی و انتقال آن به نسلهای جوان، پویایی و زیستپذیری آنها حفظ شود.
وی با تأکید بر ضرورت اقدامات حفاظتی برای میراث ناملموس ایران همچون آیینهای مهرگان و سده خاطرنشان کرد: ثبت جهانی آیینهایی مانند سده، مهرگان، «یلدا» و نوروز، تنها بخشی از مسیر حفاظت از این میراث است و استمرار برگزاری آنها با احترام به تنوع فرهنگی و حمایت نهادهای فرهنگی و اجتماعی، گام اصلی در پاسداری از هویت ایرانی محسوب میشود.
مدیر مرکز مطالعات منطقهای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در آسیای غربی و مرکزی با اشاره به لزوم تداوم اقدامات حفاظتی پس از ثبت آیینهای سنتی افزود: مسوولیت پاسداری از میراث ناملموس در گام نخست بر عهده جوامع برگزارکننده است و دولتها تنها نقش تسهیلگر دارند، نه مداخلهگر.
همافزایی نهادهای فرهنگی، شرط پاسداری از آیینهای ایرانی
مومنی تصریح کرد: میراث ناملموس، خلاف آثار مادی، متعلق به مردم است و تداوم آن زمانی تضمین میشود که خودِ جوامع برگزارکننده، آن را زنده نگه دارند و به نسلهای بعدی منتقل کنند.
وی افزود: در مقابل، دولتها وظیفه دارند شرایط مناسب را برای حفظ، آموزش و معرفی این آیینها فراهم سازند اما نمیتوانند در محتوای آن دخالت مستقیم داشته باشند.
مومنی با تأکید براینکه برگزاری آیینهای شاد در جامعه امروز ما اهمیت ویژهای دارند، افزود: این آیینها به تقویت وفاق اجتماعی، ارتقای دیپلماسی فرهنگی و گسترش تبادلات فرهنگی میان کشورهای منطقه ایران فرهنگی بزرگ کمک میکنند.
به گفته وی، برنامه معاونت میراث فرهنگی وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی و مرکز مطالعات میراث ناملموس این است که آیینهای شادمانه مشترک با کشورهای همفرهنگ را بهعنوان میراث بشری در سطح بینالمللی مطرح کند.
جشنهای ایرانی ریشه در فرهنگ ملی دارند، نه باورهای مذهبی
مومنی درباره چالش برگزاری برخی از جشنها همچون سده یا مهرگان گفت: ممکن است در برخی موارد محدودیتهایی وجود داشته باشد اما این آیینها در ذات خود متعلق به مردم هستند و در جوامع مختلف از جمله زرتشتیان ایران و حتی در کشورهای دیگر، بصورت عمومی یا خصوصی برگزار میشوند.
وی افزود: احترام به رسوم درونی هر جامعه، بخشی از شأن میراث ناملموس است و برخی جوامع برگزارکننده ممکن است بهدلایل فرهنگی، بخشهایی از آیین خود را در دایره خصوصی برگزار کنند.
مدیر مرکز مطالعات منطقهای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس تأکید کرد: از زمانی که آیینهایی مانند سده و مهرگان در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شدهاند، همه علاقهمندان فارغ از دین و مذهب میتوانند در بزرگداشت آنها مشارکت داشته باشند و دولت نیز موظف است فضای فرهنگی لازم را برای برگزاری آزاد و محترمانه این آیینها فراهم و نقش خود را در حدِ تسهیلگر ایفا کند.
ثبت جهانی آیین، زمینهساز ترویج آن است
مومنی با اشاره به اهمیت ثبت جهانی جشنهای کهن ایرانی گفت: ثبت یک اثر میراث فرهنگی ناملموس، اقدامی آگاهیبخش و زمینهساز برای مستندسازی، ترویج، ظرفیتسازی و انتقال بیننسلی است.
وی افزود: نمونه آن ثبت جهانی هنر «نقالی و قصهگویی ایرانی» در سال ۲۰۱۱ بود که در آن زمان بهعنوان «میراثِ در خطر» شناخته میشد اما امروز به یکی از شاخصترین جلوههای فرهنگی کشور بدل و جایگاه نقالان و شاهنامهخوانی دوباره در کشور احیاء شده است.
مومنی اضافه کرد: وجود تجربههایی از این دست نشان میدهد که ثبت جهانی، آغاز مسیری تازه است و بتدریج موجب آگاهی عمومی، مشارکت اجتماعی و ترویج آنها میشود اما در عین حال باید توجه داشت که میراث فرهنگی ناملموس ماهیتی مردمی دارد و بر پایه حضور و مشارکت شهروندان تداوم مییابد.
وی با تأکید بر اینکه نقش دولتها در این حوزه تنها تسهیلگری و حمایت است، تصریح کرد: میراث ناملموس، فرابخشی است و حفاظت از آن تنها در حیطه وظایف میراث فرهنگی نیست و برخی از حوزههای مرتبط مانند دانشهای کشاورزی، طب سنتی و تعامل با طبیعت، در ارتباط با وزارت جهاد کشاورزی، وزارت بهداشت و سازمان محیط زیست قرار دارند.
مدیر مرکز مطالعات منطقهای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس تصریح کرد: کنوانسیون پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس مصوب یونسکو در سال ۲۰۰۳ میلادی(۱۳۸۲ شمسی)، کشورهای عضو را مُکلف کرده است تا با رویکردی چندبخشی از این میراثها حمایت کنند.
وی افزود: در ایران نیز بر اساس دستورالعمل اجرایی این کنوانسیون، ۱۱ دستگاه اجرایی از جمله وزارت میراث فرهنگی، آموزش و پرورش، ارشاد، شهرداریها و نهادهای فرهنگی موظف به همکاری در اجرای اقدامات حفاظتی هستند.
وی خاطرنشان کرد: اجرای آیینهایی مانند سده و مهرگان مستلزم فراهمسازی فضا و امکانات است و در این زمینه دستگاههایی مانند شهرداریها میتوانند نقش مؤثری در تخصیص فضاهای مناسب ایفاء کنند.
به گفته مومنی، هدف نهایی آن است که با حضور جوامع برگزارکننده از جمله جامعه زرتشتیان و همکاری دستگاههای اجرایی، پاسداری از این میراثها به شکل عملی و پویا ادامه پیدا کند.
سده، جشن روشنایی و امیدآفرینی در دلِ زمستان
مدیر مرکز مطالعات منطقهای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در آسیای غربی و مرکزی با اشاره به اهمیت جشنهای سنتی ایرانی از جمله سده گفت: این آیین کهن، نماد پاسداشت نور، گرما و روشنایی و جلوهای از پیروزی نور بر تاریکی و همبستگی انسانها در فصل سرد زمستان است.
مومنی افزود: سده از قدیمیترین و زیباترین آیینهای ایرانی است که دهم بهمن، پنجاهمین روز پس از آغاز زمستان برگزار میشود و در برخی منابع از این جشن با عنوان «پنجاه روز و پنجاه شب» نیز یاد شده است.
وی با بیان اینکه فلسفه برپایی سده، گرامیداشت آتش بهعنوان نماد روشنایی، دانش و سازندگی در فرهنگ ایرانی است، اضافه کرد: فلسفه این جشن، دعوت به همکاری جمعی و همدلی برای زنده نگهداشتن امید و گرما در سختترین روزهای سال است.
مومنی تصریح کرد: در آیین سده، مردم با افروختن آتش، سرودخوانی، نیایش، پوشیدن لباس رنگی و استفاده از خوراک گرم و خشکبار، نماد پیوند انسان و طبیعت و امید به بهار را جشن میگیرند.
وی اظهار داشت: این آیینها فراتر از مرزهای مذهبی، جلوهای از همبستگی و امید به آینده هستند و نشان میدهند که همدلی در تاریکی و سرما میتواند انسان را به روشنایی برساند.
مهرگان، جشن مهر و شُکرگُزاری
مومنی همچنین درباره جشن «مهرگان» نیز گفت: این جشن که سال گذشته بصورت مشترک میان ایران و تاجیکستان ثبت جهانی شده، ریشه در آیینهای کشاورزی و خرد جمعی ایرانیان دارد و نماد شکرگزاری از زمین و عدالت، دوستی و راستی است.
وی افزود: مهرگان هیچ منافاتی با باورهای اسلامی ندارد، چراکه ارزشهایی مثل عدالت، راستی، روشنایی و صلح، در هر دو جهانبینی مشترک است.
به گفته مومنی، جشن مهرگان از روز شانزدهم مهر آغاز میشود و تا شش روز ادامه دارد و روز پایانی آن، اوج شادمانی و شکرگزاری از نعمتهای زمین است؛ زمانی که طبیعت به آرامش و تغییر رنگها میرسد و انسان با خرد و مهربانی، خود را برای روزهای سرد و بلند آماده میکند.
فلسفه جشنهای ایرانی، ستایش نیکی و زندگیست
مدیر مرکز مطالعات منطقهای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در آسیای غربی و مرکزی با اشاره به فلسفه و جایگاه آیین مهرگان گفت: این جشن نماد مهر، دوستی، عدالت و پاسداشت عهد و پیمان است و جلوهای از خرد ایرانی در تعامل با طبیعت به شمار میرود.
وی افزود: بسیاری از عناصر و نمادهای جشن مهرگان از جمله پوشیدن لباسهای رنگارنگ، نیایش، چیدن سفره، استفاده از آیینه، شمع و گل مُنشعب از آیین مادر یعنی نوروز است.
مومنی تصریح کرد: نوروز بهعنوان مادر آیینهای ایرانی، مبدأ شکرگزاری و سپاس از پروردگار در آغاز هر ماه بوده و خرد ایرانی در طول تاریخ، هر تغییر اقلیمی و فصلی را فرصتی برای ستایش زندگی و نیکی دانسته است.
وی با بیان اینکه جشن مهرگان مانند سده، در شهرهای یزد، کرمان، اصفهان و شیراز و همچنین در روستاهای پیرامون این مناطق برگزار میشود، گفت: این آیین هرچند در جوامع کوچکتر هم زنده مانده اما نقش آن در پژوهشها، رسالهها و مقالات علمی پررنگ است و مستندسازی و تولید محتوا درباره چنین آیینهایی به تداوم و حیات آنها کمک میکند.
مدیر مرکز مطالعات منطقهای پاسداری از میراث فرهنگی ناملموس در آسیای غربی و مرکزی تأکید کرد: آیینهای کهن ایرانی همچون سده و مهرگان، نهتنها بخشی از هویت فرهنگی و تاریخی ملت ایران هستند، بلکه فرصتی برای گفتوگو، همزیستی و نزدیکی ملتها در جهان معاصر محسوب میشوند و باید با حمایت فرهنگی و مشارکت اجتماعی، از آنها پاسداری شود.
به گزارش ایرنا، ایران با داشتن مجموعهای بسیار غنی از میراث ملموس و ناملموس از جمله ۲۶ اثر میراث ناملموس شامل آداب و آئین، هنرهای نمایشی، مهارتها، دانش و فرهنگ، حدود سه هزار میراث ناملموس را نیز در فهرست آثار ملی خود به ثبت رسانده است.
میراث فرهنگی ناملموس به رسوم، نمایشها، اصطلاحات، دانش، مهارتها و نیز وسائل، اشیاء، مصنوعات دستی و فضاهای فرهنگی مرتبط با آنها اطلاق میشود که اجتماعات، گروهها و در برخی از موارد افراد آنها را بهعنوان بخشی از میراث فرهنگی خود میشناسند.
میراث فرهنگی ناملموس که از نسلی به نسل دیگر منتقل میشود، همواره توسط اجتماعات و گروهها در پاسخ به محیط، طبیعت و تاریخ دوباره خلق میشود و حس هویت و استمرار را برای آنها به ارمغان میآورد.
نشر اول: ایرنا