
سمیه خاونی / صبا؛ یوسف جوانآراسته، کارگردان جوان و فیلمبردار فیلم کوتاه «همسان»، با اثری متفاوت در جشنواره امسال حضور یافت؛ فیلمی کمهزینه اما جسور که در مرز میان اخلاق، خشونت و طنز سیاه حرکت میکند. در گفتوگوی پیشرو، او از مسیر فیلمسازیاش از مشهد تا تهران، نگاهش به سینمای مؤلف، و تجربهی ساخت فیلمی مستقل با حداقل امکانات میگوید. این گفت و گو به نحوه ساخت، ایده پردازی و اجرای فیلم «همسان»اختصاص دارد. کارگردان و هر دو بازیگر فیلم درباره تجربه خود در این اثر صحبت کردند.
فیلم «همسان» نسبت به بسیاری از آثار جشنواره نگاه متفاوتی به انسانیت و اخلاق گرایی دارد. پیش از اینکه به فیلم برسیم، از مسیر فیلمسازی خودت بگو. از کجا شروع کردی؟
من اهل مشهدم و از سن خیلی پایین دوربین به دست شدم. در هنرستان سینما خواندم و بعد در هجدهسالگی به تهران مهاجرت کردم و در ادامه دوران دانشجوییام بیشتر وارد فضای عملی شدم. دستیار فیلمبردار بودم، تدوین انجام دادم و تیزر ساختم. در واقع از تجربه میآموختم نه از کلاس. فیلم «همسان» دومین کار جدی من است. پیش از آن فیلمی داشتم به اسم «بد» که تجربهای آماتور و کمهزینه بود و بیشتر حالت دانشجویی داشت، ولی به چند جشنواره خارجی هم رفت.
نگاه فیلمت به خشونت و بیاخلاقی یادآور سینمایی خاص است…از چه نظریهها یا فیلمسازانی تأثیر گرفتی؟
من به سینمای آزار علاقه دارم؛ سینمایی که تماشایش برای مخاطب راحت نیست اما در پسِ آن، پرسشی اساسی مطرح میشود. فیلمسازهایی مثل کوتتیلو، میشل هانکه، لارس فونتریر و یورگوس لانتیموس برایم الهامبخشاند. من هم به همین جنس سینما گرایش دارم؛ سینمایی که در عین تاثیرگذاری سؤال میپرسد، نه اینکه فقط سرگرم کند.
درباره مضمون «همسان» بگو. ایده اصلی فیلم از کجا آمد؟
میخواستم فیلم حال و هوای کمدی سیاه داشته باشد. داستان درباره دو انسان از دو طبقه و دو نسل متفاوت است که در نهایت، در بیاخلاقی با هم همسان میشوند. یکی در مقابل خشونتی که در حقش روا میشود سکوت میکند و تن در میدهد، دیگری از رفاه و راحتی و البته آزار دادن دیگران… هر دو به نوعی از اخلاق تهیاند. این همان ایدهای بود که در عنوان فیلم هم به آن اشاره دارد.

بعضیها فیلم را انتقادی به طبقات فرودست دانستهاند. واکنش تو نسبت به این سو برداشت اشتباه از فیلم چیست؟
بله، چنین بازخوردی گرفتم ولی برداشت درستی نیست. قصد من توهین نبود. اتفاقاً میخواستم نشان بدهم بیاخلاقی ربطی به طبقه اجتماعی ندارد. بعضی از مخاطبان فیلم را دوست داشتند، بعضی هم عصبانی شدند. برایم مهم این بود که فیلم باعث فکر کردن شود، نه فقط رضایت یا خشم لحظهای.
آیا در جهان شناسی فیلم همسان از خاستگاه نظریههای آنتوان آرتو… شقاوت، آئین و برون ریزی هیجانی تماشاگر هم مدنظرت بود؟
بله، سینمای آزار برای من شبیه تئاتر بیرحمی آرتو است. فیلم میتواند درون مخاطب خشم و اضطرابی ایجاد کند که به تخلیه (کاتارسیس) برسد. اگر مخاطب در پایان فقط احساس آرامش کند، دیگر فیلم در ذهنش نمیماند. من ترجیح میدهم فیلمم او را تا مدتی درگیر کند.
از لحاظ تولید، «همسان» فیلمی کمهزینه است. کمی از روند ساخت بگوئید
جوانآراسته: بله، فیلم را با ۳۰ میلیون تومان قرض ساختیم. دو روز فیلمبرداری داشتیم و خودم فیلمبرداری و تدوین را انجام دادم. بعد از پایان کار، برای صداگذاری و پستولید پول نداشتیم، اما خوشبختانه انجمن سینمای جوان از فیلم خوشش آمد و ۷۰ میلیون حمایت پستولید به ما داد. این کمک باعث شد هم قرضم را پس بدهم و هم فیلم کامل شود.
در سکانسی از فیلم، نمایی pov از پیرمرد دارید که راوی آن مشخص نیست و تا آخر فیلم هم مشخص نمیشود از زاویه دید کیست؟
معمولا از این زاویهی بیرونی استفاده کنم تا به مخاطب یادآوری کنم که دارد فیلم میبیند. از جامپکاتها یا گیتهای تصویری هم برای همین استفاده کردم. نوعی شیطنت فرمی است تا ذهن تماشاگر فعال بماند. البته کار جدیدی نیست، خیلی از فیلمسازهای مؤلف این رویکرد را دارند
بهعنوان کارگردانی که از فضای تجربی آمده، چقدر به نظریهپردازی و فیلمنامهنویسی کلاسیک اهمیت میدهید؟
راستش خیلی بچه درسخوانی نبودم! بیشتر یادگیری من از تجربه بود. دو سال دستیار فیلمبردار بودم و همانجا خیلی چیزها یاد گرفتم. با دوربین خودم کار میکردم و در پروژههای مختلف تجربه گرفتم. پشت صحنه «همسان» فقط ده نفر بودیم؛ که دوستانه کار را پیش بردیم.
محدودیت منابع مالی در کار فیلمسازان جوان همیشه مسئله است. تو چطور با این چالش کنار آمدی؟
واقعاً این مسئله برایم بزرگ بود. وقتی در جشنواره فیلمهای کوتاه با پیش تولید میلیاردی میدیدم، ناامید میشدم با این حال اراده کردم که با امکاناتی که دارم، فیلم بسازم. به نظرم باید دید چه لوکیشن، چه بازیگر و چه امکاناتی در دسترس است و بر اساس آن فیلمنامه نوشت. مخاطب نمیداند فیلمساز چه محدودیتی داشته، فقط نتیجه را میبیند. بنابراین باید از دل محدودیت، خلاقیت بیرون کشید. من اسمش را میگذارم «محکوم به خلاقیت».
فیلم شما با اینکه مولفه هایی از سینمای آزار خصوصا مک دونا را دارد اما در راهبرد و اجرا یک سینمای مؤلف و متفاوت است، امیدوارم این نگاه و رای حفظ و گسترش یابد…
برای من مؤلف بودن یعنی صادق بودن با جهان درونی خودت. اگر بتوانم این مسیر را ادامه بدهم و فیلمهایی بسازم که امضای شخصی داشته باشند، به هدفم نزدیک شدهام.

گفتوگو با سید حسن حسینیان، بازیگر فیلم کوتاه «همسان» در بخش مسابقه داستانی جشنواره فیلم کوتاه تهران
«کمک کنیم تا سینما روی دوش نسل تازه بایستد»
سید حسن حسینی، بازیگر باسابقه رادیو و تلویزیون که بیش از چهار دهه در عرصه تصویر و صدا فعالیت داشته، در فیلم کوتاه «همسان» نقش یکی از دو کاراکتر محوری را ایفا کرده است. او در این گفتوگو از مسیر کاری و همکاری اش با جوانان فیلمساز میگوید.
شما سابقه طولانی در بازیگری دارید، چه شد که در فیلم کوتاه «همسان» بازی کردید؟
حدود ۴۲ سال است که در زمینه تصویر، تئاتر و رادیو فعالیت دارم. اخیرا سریال وحشی و …وقتی یوسف جوانآراسته پیشنهاد داد در فیلم «همسان» حضور داشته باشم. خودش گفت «میخواهم کمکم کنید»، و من هم قبول کردم چون احساس کردم نگاهش صادقانه است و فیلمش ارزشمند.
به نظر میرسد مظلومیت نقش در فیلم شباهتی به شخصیت واقعیتان هم دارد
(میخندد) بله، آقای جوانآراسته هم همین را گفت. گفت در زندگی واقعی هم مظلوم و آرامم. شاید همین ویژگی باعث شد برای این نقش انتخابم کند.
از شغل و زندگی این روزهایتان بگویید. هنوز در رادیو و تلویزیون فعال هستید؟
دیگر مثل گذشته فعال نیستم. من الان ۷۱ سال دارم و سالها در تلویزیون، تئاتر و رادیو کار کردهام. الان هم کار میکنم اما کمتر . منبع درآمد اصلیم هم حقوق بازنشستگی از شرکت واحد و تأمین اجتماعی است. ولی هنوز دل در گرو کار دارم و اگر کاری برای دل جوانها باشد، دریغ نمیکنم. چون باور دارم آینده سینمای ایران دست همین جوانهاست. خودم همیشه گفتهام تا جایی که بتوانم کمکشان میکنم، مخصوصاً وقتی بیتوقع و با عشق کار میکنند. این کارها شاید از نظر مالی چیزی نداشته باشد، ولی پایههای سینما را میسازد. این جوانها اگر حمایت شوند، آیندهی سینمای ما را میسازند.
و در پایان، پیامتان برای کارگردانها و فیلمسازان جوان جشنواره چیست؟
اینکه خسته نشوند و ادامه بدهند. فیلم کوتاه سخت است، ولی تجربهی واقعی و عمیقی را به شما میدهد. سینمای ایران باید روی دوش همین نسل تازه بایستد.

عدم تعادل نامتقارن بخش مهمی از درام فیلم است.
مهراد فلاحی، بازیگر جوانی که با فیلم کوتاه «همسان» نخستین تجربه جدی خود را در عرصهی سینمای داستانی پشت سر میگذارد، یکی از چهرههای تازهنفس جشنواره امسال است. او در این فیلم در نقش جوانی از طبقه مرفه ظاهر میشود او درباره سابقهکاری خود توضیح داد پیش از این تنها در چند پروژه مختصر فعالیت داشته و همسان دومین فیلم کوتاهی بود که در آن بازی کرده است. او دربارهچگونگی ارتباطش با نقش و شیوهی درک شخصیت میگوید: «تا حدی میتوانستم بفهمم که این آدم چطور فکر میکند، اما درک کاملش سخت بود. خوشبختانه کارگردان خیلی کمکم کرد. درباره موقعیت و ذهنیت شخصیت زیاد صحبت کردیم. من هم از تجربههای خودم استفاده کردم، چون مدتی در یک کافه کار میکردم و خیلی از آدمهای این طبقه را از نزدیک دیده بودم. نگاه، رفتار و لحنشان برایم آشنا بود و از همان مشاهدات استفاده کردم.»
فلاحی ادامه داد: خشونت درونی شخصیتش برای او جنبه روانشناسانه داشت و صرفاً رفتاری بیرونی نبود: «برایم جالب بود که چطور یک آدم میتواند در موقعیتی ساده دست به خشونت بزند. تلاش کردم این حس را درونی کنم نه فقط در ظاهر نشان دهم.» او درباره رابطهی میان دو شخصیت اصلی فیلم و لحظهی برخورد آنها نیز میگوید: «در نگاه من تعادلی بین آن دو وجود دارد. وقتی آن اتفاق میافتد، هر دو مقصرند پیرمرد گناهش بی اختیاری و پذیرفتن زور است. میتوانست واکنش دیگری نشان دهد، این عدم تعادل نامتقارن بخش مهمی از درام فیلم است.»