
مریم عظیمی/ صبا؛ کارگردان نمایش «۲۵۷» با بیان روند شکلگیری این اثر توضیح داد: « واقعیت این است که ما به دلیل انجام کارهای پر پرسوناژ، تمایل داشتیم تیم خود را گسترش دهیم و افراد جدیدی را جذب کنیم. به همین دلیل تصمیم گرفتیم کاری انجام دهیم که از نظر پرسوناژ گسترده باشد. در این باره ابتدا به آقای بهمنی پیشنهاد دادم که اگر امکان دارد، قصهای بنویسیم که دیالوگ نداشته باشد و تنها بر فرم استوار باشد. هدف ما این بود که با کسانی که در آموزشگاههای بازیگری یا دانشگاهها مشغول تحصیل هستند و به دنبال کاری برای انجام دادن میگردند، همکاری کنیم.»
وی ادامه داد: «این حرکت به همین شکل آغاز شد و شخصاً علاقه داشتم حال مردم را در این شرایط بهتر کنم و خوشبختانه در این مدت که از شروع اجراها میگذرد، حتی یک نظر منفی در تیوال ثبت نشده است. هدف اصلی ما از ابتدا این بود که حال مخاطب را خوب کنیم یعنی یکسری حرفهایی را که تاکنون به کسی نزده بتواند به ما در این نمایش بگوید. گاهی دل انسان میخواهد چیزی بگوید، اما میترسد که واکنش دیگری چه باشد. در اینجا مخاطب با بازیگر ما صحبت میکند و حتی اگر فردا دوباره با او گفتوگو کند، چیزی از آن گفتگو در خاطر بازیگر باقی نمانده به همین دلیل خیال مخاطب راحت است و پیرو همین امر برخی از مخاطبان بارها در این اجرا شرکت کردهاند.»
فردوسی افزود: «ما در این پروژه با تجربیات جمعی خود به این نتیجه رسیدیم که مقیاس کار را افزایش دهیم تا هم بازیگران بیشتری درگیر شوند و هم مخاطبان بیشتری حضور یابند. این روند به اجرای شماره ۲۵۷ ختم شد. در روز نخست ۲۵۱ نفر حضور داشتند و سپس این تعداد به ۲۵۷ رسید، این عدد به مجموع بازیگران و مخاطبانی که در این اجرا حضور دارند باز میگردد چرا که مخاطب در واقع بخشی از بازیگران اصلی این اثر است.»

وی درباره ماهیت نمایش و مقایسه آن با «تراپی» گفت: «من مخالف این هستم که به این کار عنوان تراپی داده شود. وقتی فردی اطلاعات کافی ندارد، نمیتواند درباره آن اظهار نظر کند. من خودم هیچ اطلاعاتی درباره تراپی ندارم و تا امروز تجربهای در این زمینه نداشتهام. تنها هدف من فراهم کردن فضایی بود که با صداقت در اختیار مخاطب قرار گیرد تا بتواند با بازیگر ارتباط برقرار کند، با او بازی کند و تجربهای متفاوت داشته باشد. در حقیقت، به دنبال دو گوش، یک زبان و دو چشم بودهام که با صداقت در اختیار شما قرار بگیرد تا بتوانید با او حرف بزنید و در نهایت متوجه شوید که میتوانستید درباره چیزهای دیگری هم صحبت کنید؛ اما شاید مانند زندگی واقعی، سهلانگاری کرده و فرصتها را از دست داده باشید.»
این نمایش به گذر عمر میماند
فردوسی با بیان اینکه نمایش «۲۵۷» شبیه عمر است؛ چشم به هم میزنید تمام میشود گفت: من اکنون ۳۲ ساله هستم و متوجه نشدم چه زمانی به این سن رسیدم. سیر نمایش ما هم همینگونه است. در ابتدای ورود شما، ما شما را روبهروی بازیگر قرار دادیم؛ درست مانند اولین لحظههای زندگی که ما را به دنیا میآورند، دستبندی به دستمان میزنند و هویتمان را مشخص میکنند، بدون آنکه خودمان خواسته یا انتخاب کرده باشیم. در این چشم بر هم زدن عمر اما، ما میرقصیم، میگوییم، میخندیم و لذت میبریم؛ اما همه اینها زود میگذرد و در نهایت خودمان میمانیم و خودمان درست مانند آنچه مخاطب در این اجرا تجربه میکند.»
حس امنیت و اعتماد در مخاطب
این کارگردان تئاتر درباره اهمیت اعتماد و انرژی مثبت در این نمایش توضیح داد: «این روزها اکثر چهرههایی که در اطرافمان میبینیم اخم کرده و یا ناراحت هستند اما اعتماد درست در لحظهای شکل میگیرد که بازیگر ما به مخاطب لبخند میزند. گاهی یارِ روبهروی مخاطب در حالی که گریه میکند، لبخند هم میزند و مخاطب را تشویق به ادامه سخن گفتن میکند. این همان حس امنیت است که باعث میشود مخاطب مایل باشد باز هم صحبت کند. فرمت اصلی و تم اساسی کار، انتقال انرژی مثبت و ایجاد اعتماد است. طراحی نحوه جایگیری مخاطبان نیز با این هدف انجام شده است تا هر فرد بتواند تجربهای شخصی و امن داشته باشد.»

این بهترین کار تئاتر ایران است…
وی در مورد نقش بازیگران در طراحی کانسپ منحصر به فرد خود گفت: بازیگران نقش پررنگی در طراحی کانسپ خود دارند. من در یکی از مصاحبههایم گفتم که به نظر من این بهترین کار تئاتر ایران است. البته این جمله بسیار سنگین است، چرا که ما اساتید بزرگی در حوزه تئاتر داریم. اما دلیل این سخن من تنها یک نکته است: ما به اینجا آمدیم تا حال مخاطب را بدون هیچ چشمداشتی خوب کنیم. اصل داستان خوب کردن حال مخاطب است و به ندرت میتوان تئاتری یافت که اینچنین مستقیم بر این موضوع متمرکز باشد. برای تحقق این هدف، من یک تم دارم که به بازیگران میگویم باید رعایت کنند، مثلا لبخند بزنید و انرژی مثبت منتقل کنید و در ادامه ما قصهها را با هم پرورش دادیم. مثلاً یکی از بازیگران نقش یک نابینا را دارد و این نابینایی را به قصه مخاطب خود وارد میکند. همه این کارها توسط بچهها انجام شد و بداههپردازی نیر نقش پررنگی در پیشبرد اهداف ما داشته و دارد. برای نمونه، ممکن است در حین اجرا مخاطبی گارد بگیرد، در این لحظه باید توان بداههپردازی بازیگر در حدی بالا باشد که بتواند قصه را دوباره جمع کرده و به خط اصلی بازگرداند.
فردوسی افزود: «هر شب نمایش قصهای تازه خلق میشود و تکراری در کار نیست. حتی اگر مخاطبی روز بعد دوباره بیاید، تجربه متفاوتی خواهد داشت. ما هشت ماه برای این کار تمرین کردیم و تمرینها به گونهای بود که بازیگران گویی با سرسختترین مخاطب مواجه هستند و باید مهارت خود را در بداههپردازی افزایش دهند. خوشبختانه مخاطبان همگی همراه و حمایتکننده بودهاند و هیچگونه رفتار مزاحم مشاهده نشده است. حقیقتا مخاطبی که در چنین شرایطی تئاتر را انتخاب میکند بسیار ارزشمند است و برای تجربه و حمایت آمده، نه برای چیزی دیگر.
وی در مورد استقبال مخاطب از این اجرا گفت: از نظر من همه چیز دست خداست. از روز نخستی که اجرای ۲۵۷ آغاز شده تمام ظرفیت کار تکمیل بوده و در حال حاضر نیز برنامه سه روز آینده کاملاً پر است و خدا را شکر کار روی غلتک افتاده است. شاید عدهای فکر کنند که این نمایش با حضور دوستان و آشنایان ۱۵۷ بازیگرِ خود پر میشود اما بهصراحت میگویم که حتی از دوستان نزدیک خودم، شاید در مجموع پنج یا شش نفرشان به دیدن نمایش آمده باشند. این مخاطبان، همگی از بیرون میآیند و هیچکس هنوز مخاطب شخصی خود را نیاورده است. تنها نگرانی جدی من این بود که مبادا فردی با مشکلات روانی به سالن بیاید و روبهروی یکی از بازیگران ما قرار بگیرد و برای چنین شرایطی هم فکر کرده بودیم که خوشبختانه، تا امروز چنین اتفاقی رخ نداده و برعکس، مردم با نگاه بسیار مثبتی به سالن آمدهاند.
«ناریا ۲» در بلکباکس ایرانمال
کارگردان نمایش «۲۵۷» درباره پروژههای آینده بیان کرد: «در حال حاضر من روی پروژه «مترسک» کار میکنم و همزمان «ناریا ۲» را نیز برای صحنه آماده میکنم. پیشتر اجرای موفقی در تماشاخانه نوفل داشتم که فروش خوبی هم داشت اما بخاطر ساعت اجرایی و شرایط رفت آمد بین این دو اجرا تصمبم داریم که «ناریا ۲» را نیز به بلکباکس ایرانمال بیاوریم. این نمایش هرچند قالب کمدی داشت، اما در نهایت تلنگری به مخاطب میزدیم و این پیام را منتقل میکردیم که تنها با اتحاد میتوانیم حالمان را خوب نگه داریم و بدون اتحاد، هیچچیز پایدار نخواهد بود. برای نمایش «مترسک» که هماکنون در مرحله پیشتولید قرار دارد نیز میخواهیم این بار با تیمی حرفهایتر و حضور بازیگران چهره، نمایشی در ابعادی متفاوت از کارهای پیشینم، روی صحنه بیاوریم.»