
به گزارش صبا، همه منتظر واکنش سینمای ایران به جنگ ۱۲ روزه هستند. اهالی رسانه و سینما برای اینکه ضرب شست سینما را در پاسخ به جنگ تحمیلی مشاهده کنند، منتظر جشنواره فیلم کوتاه تهران هستند. از طرفی با به روی کار آمدن مدیران جدید سازمان سینمایی و انجمن سینمای جوانان عملکرد مسئولین در نخستین سال از اهمیت بالایی برخوردار است. در حال حاضر بعد از جشنواره بینالمللی کودک و نوجوانان واقع در اصفهان سنگر بعدی در ایرانمال مستقر شده است. در این وانسفا تربیونهای مختلف هرکدام روی یک سوژه متمرکز شدهاند.
از هنر برای هنر تا کارتهای پذیرایی!
هر کدام از سینماگران و اهالی رسانه با موضعی مشخص به سمت جشنواره حرکت میکنند. حرجی نیست، از دیرباز مواضع مختلف سعی داشتند تا به نحوی از انحا صدای خود را به مدیران و مسئولان و حتی فیلمسازها برسانند. یک نفر از هنر برای هنر میگوید و دیگری از اعتبار کارتهای جشنواره برای گرفتن غذا! آرای مختلف از گزارههای سطحی تا عمیق همواره در جشنواره حضور داشتهاند. مسئله عمق کم یا زیاد نیست. مسئله سوژههایی هستند که به حضور جمعی مخاطبان در سالن سینما لطمه میزنند. سینمای کوتاه از مدیومهای بدیعی است که میتواند تجربهای متفاوت در سالن سینما رقم زند. تصور کنید برای تماشای یک بسته فیلم کوتاه بر صندلی سالن سینما نشستهاید. شما با یک فیلم به سفری خواهید رفت که فیلم بعدی ۱۸۰ درجه بر خلاف آن حرکت کرده است. تجربه ناموزون و پیچیده مخاطب حتی در یک سانس میتواند فرصتی برای تامل و تفکر ایجاد کند. در وضعیتی که همه چیز ذهن آدمی را مشوش کرده است. از طرفی مسئله صرفا تامل کردن نیست. بلکه سرگرم شدن به معنای متعالی آن نیز موضوعیت دارد.
آینهای در تاریکی
موقعیتهای استثنایی برخی آثار یا تعلیق تند و تیز آنها که به جان احساسات مخاطب میافتد، به بهترین شکل اهالی جشنواره درگیر خود میکند. این تجربه منحصر به فرد گرچه در یک سالن پر جمعیت رخ میدهد. اما کاملا فرادا بوده و به خود مخاطب و درونیات او مربوط میشود. بیایید قضیه را کمی جدیتر دنبال کنیم. در سینمای کوتاه فرصت تجربه کردن چه در مدیوم مستند و چه داستانی و انیمیشن به اوج خود میرسد. این تجربه نه به کارگردان بلکه به بیننده مربوط میشود. کنش مخاطب در مواجهه با چنین تجربهای چگونه است؟ او غیر اینکه با نگاهی خیره وضعیت نمایشی آن فیلم را دنبال کند، کار دیگری از دستش بر نمیآید. به نقل از راجر کاردینال مخاطب سینما در چنین وضعیتی فرصت آن را دارد که پرده نقره را تبدیل به آینهای کرده و خود را در آن ببیند. این سفر ماجراجویانه جملگی در یک بسته فیلم کوتاه خلاصه خواهد شد. البته کیفیت خوب آثار در این وضعیت مفروض بوده و در فرصتی دیگر مورد بحث قرار خواهد گرفت. همه این موارد به اهمیت تماشای یک فیلم مربوط میشود. نه کارتهای غذا، نه بیرون کشیدن موی سفید از ماست! هیچ نکوهشی در ایراد گرفتن و نقد کردن نیست! حتی حواشی جشنواره جزو مزههای آن است و بدون این حواشی جشنواره رنگ و بوی همیشگیاش را نخواهد داشت. همه اگر با خودمان رک باشیم. اصل را رها کرده و به فرع چسبیدهایم! طعم و مزههای جشنواره برای بسیاری از اهالی آن تبدیل به دغدغهای شگرف شده است، در صورتیکه خوراک و قوت اصلی در سالن سینما انتظار آنها را میکشد.
نئون درب خروجی روشن شد!
حال بیایید مفروض کیفیت خوب را برداشته و بر سر کیفیت آثار باهم بحث کنیم. دقیقا وقتی که نئون خروج از سالن سینما را دیده و روشنایی از در خروجی به چشمانش میخورد. ذهنمان را منسجم کرده و به نقدها و تحلیلهایی که از هر فیلم داریم، فکر میکنیم. به طور معمول به نسبت فیلمهای کوتاه با نسخه بلندشان میاندیشیم و عبارتهایی این چنین را مرور میکنیم: «این فیلم باید بلند میبود-تکهای از یک فیلم بلند بود-ظرفیت تبدیل شدن به یک فیلم بلند را داشت.» تمام این صحبتها و نسبت و تناسبهای همیشگی باز هم جز طعم و مزه جشنواره فیلم کوتاه تهران است. اصالت اما در همان تجربه بدیع تعبیه شده است. وقتی از سالن بیرون میزنیم. اگر از فیلم دور شدهایم یا اگر به آن نزدیک شدهایم. میتوانیم به این تجربه خیلی دور یا خیلی نزدیک توجه کنیم. در صحبتها به آن اشاره کرده و با تعامل به بده و بستان تجربهها بپردازیم.
جشنواره فیلم کوتاه و اشتراک سالانه احساسات!
تمام میزانسنهایی که در این یادداشت طراحی شد، به یک بسته فیلم کوتاه فرضی مربوط میشود. تصور کنید وقتی چندین بسته فیلم کوتاه در شش روز متوالی مهیا شود، چه خواهد شد!؟ جشنواره فیلم کوتاه تهران به یک اشتراک سالانه حس و احساس میماند، که تا شروع دور بعدیاش مخاطب و اهالی سینما را سرشار نگه میدارد.