نقد وبررسی یک فیلم هندی/عشق به سینما در فیلم «عکس» | مجموعه رسانه ای صبا
امروز جمعه, ۱۸ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۰۱:۳۳:۲۱

نقد وبررسی یک فیلم هندی/عشق به سینما در فیلم «عکس»

فیلم سینمایی «عکس» (Photograph) به‌کارگردانی ریتش باترا، با حضور پیمان شوقی و محسن سلیمانی فاخر از نویسندگان و منتقدان سینما، در رویداد «سینما اندیشه» اکران و نقد و بررسی شد.

 

به گزارش صبا، پیمان شوقی در این نشست گفت: فیلم «عکس» فیلمی ساده ولی تأمل‌برانگیز از فیلمسازی تازه‌نفس است که با آشنایی‌زدایی از عناصر و کلیشه‌های سینمای کشورش (هند) تلاش کرده جایگاه انسان مدرن در جوامع سنتی را بازخوانی کند.

وی ادامه داد: «عکس» مضامینی چندلایه دارد که تماشاگر به فراخور اطلاعاتش می‌تواند با یک یا همگی آن‌ها ارتباط برقرار کند. مخاطبان فیلم‌بین خیلی زود متوجه مي‌شوند كه فیلمساز در صحنه‌هايي از فيلمش به چند عاشقانه‌ی بسیار مشهور تاریخ سینما مثل «سینما پارادیزو» (جوزپه تورناتوره، ۱۹۸۸)، «عاشق» (ژان ژاک آنو، ۱۹۹۲) و «در حال و هوای عشق» (وونگ کاروای، ۲۰۰۰) اداي دين كرده است.

این منتقد سینما افزود: دوست‌داران فلسفه مي‌توانند از تأمل فیلم روی مفهوم انتزاعی عکس به‌معنای منجمدکردن سیر زندگی در یک نما و استمراربخشیدن به آن در ذهن‌ها و یادها لذت ببرند و ماجرای فیلم را یک برش کوتاه از لحظه‌ی تلاقی دو شخصیت فیلم بگیرند. همچنین می‌شود فیلم را از منظر جامعه‌شناسی و در قالب تقابل سنت با مدرنیته خوانش کرد و به همذات‌پنداری با تضادهایی که پسر و دختر داستان، هریک با سنت‌های غالب بر زندگی‌شان دارند، پرداخت.

شوقی افزود: من به‌عنوان یک سینمادوست پیش از هرچیز، عشق به سینما را در فیلم می‌بینم؛ از عنوان فیلم که در انگلیسی به کلمه‌ی «سینماگر» نزدیک است تا ارجاعات فیلمساز به فیلم‌ها و از همه جذاب‌تر دو بازی فرمی او با شعاع‌های نور و آینه‌ها که این دو مؤلفه‌ی تصویری، نماد سينما هستند. فيلم‌ساز همچنين برخوردي احترام‌آميز با جامعه‌ی هند و سينمايش دارد؛ چنان‌كه از نمايش‌دادن پلشتي‌هاي زندگي فقرا اجتناب مي‌كند و بناي داستان فيلمش را بر اقتباسي متفاوت از درون‌مايه‌ی عاشقانه‌هاي سينماي هند مي‌گذارد. (از جمله در آخرين ديالوگ‌هاي فيلم كه در لابي سينماي كهنه بين رفيع و ميلوني رد و بدل مي‌شود.)

به‌گفته‌ی این عضو انجمن منتقدین سینما، به‌يادماندني‌ترين شخصيت فيلم، قطعاً مادربزرگ است. زني كه محرك و عامل به راه‌افتادن داستان است. (با نخوردن داروهايش در اعتراض به مجردماندن رفيع) و در طول داستان هم مثل يك عكاس حرفه‌اي، دختر و پسر را كارگرداني مي‌كند كه ژست‌هاي موردنظرش را بگيرند و زندگي‌شان زيباتر شود.

وی در پایان گفت: مادربزرگ در آخرين سكانس حضورش، فاش مي‌كند كه از جايي به بعد، فهميده كه ماجرا قلابي است، ولي آگاهانه نمايش را ادامه داده تا لذت لحظه‌ی حال را به نوه‌اش بچشاند و او را از بار سنگين گذشته خلاص كند. گويي پيرزن تنها كسي است كه به‌تجربه،‌ قدرت شفابخش عشق را مي‌شناسد و مي‌كوشد طعم شيرينش را به ميلوني و رفيع، و به تماشاگر بچشاند.

 

شخصیت‌های «عکس» به یکدیگر کمک می‌کنند که خودشان را بپذیرند

محسن سلیمانی فاخر، منتقد سینما و کارشناس برنامه نیز گفت: فیلم Photograph در مورد شخصیت‌های تنهایی است که در شهری بسیار شلوغ  با هم یا خانواده و دوستانشان حرف نمی‌زنند، بلکه می‌شنوند، فکر می‌کنند و کمتر لبخند می‌زنند. گویی به‌دلیل ماهیت بی‌شور زندگی‌هایی که تاکنون داشته‌اند، غمگین و ترسو هستند.

وی با اشاره به اینکه «شهر» نیز به نوبه‌ی خود یک شخصیت است، یادآور شد: روزهای مرطوب، شب‌های پرباران، فنجان‌های چای تاکسی‌ها، آدم‌ها، ساحل، دروازه‌ی هند و… این شهر را به یکی از شخصیت‌های فیلم تبدیل می‌کند که از دریچه‌ی درها، پنجره‌ها و آینه‌ها، به درون آدم‌ها می‌نگرد.

سلیمانی فاخر افزود: اگرچه نمی‌توان این فیلم را یک داستان عاشقانه‌ی سنتی نامید اما نمی‌توان داستان آن را از عشق جدا دانست. عاشقانه‌ای که در آن عشاق با حیا و احترام، آن را احساس می‌کنند. آن‌ها حتی به‌ندرت به یکدیگر لبخند می‌زنند و صدای آن‌ها به‌سختی بالاتر از یک زمزمه‌ی بلند می‌شود.

«ریتیش باترا» کاراکتر رافی را وادار می‌کند تا به‌دنبال یک برند منسوخ کوکا برود تا به معشوقش بدهد؛ زیرا او در کودکی عاشق نوشیدن آن بود. با این حال، هرگز نمی‌بینیم که او آن را به او بدهد یا هرگز نمی‌بینیم که چشمانش از این خاطره روشن شود. گویی در این فیلم، تأکید بر لذت‌بردن از مسیر مهم است نه هدف.

وی با تأکید بر نقش «عکس» به‌عنوان یک الگوی به‌یادآوردن، ثبت‌کردن و یادگارخواهی گفت: شخصیت‌ها انگار پیامدهای آنچه اتفاق می‌افتد برایشان مهم نیست. میلونی هرگز نگران این نیست که چه اتفاقی می‌افتد، حتی زمانی که جواهرات ارزشمندی را به عنوان هدیه ازدواج می‌پذیرد.

سلیمانی فاخر گفت: اینکه آیا رافی و میلونی در آخر در کنار هم خواهند ماند یا خیر چندان مهم نیست. موضوع  مهم این است که این دو به یکدیگر کمک می کنند که خودشان را بپذیرند.

وی در پایان افزود: صحنه‌ای وجود دارد که رافی با یک روح گفتگو می‌کند. شاید فیلم‌ساز با این صحنه، نشان می‌دهد که فیلمش، با معیارهای واقع‌گرایانه قضاوت نمی‌شود.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها