پیام احمدینیا بازیگر نقش شمر در فیلم «شورعاشقی» است که در سانس دوم دهمین روز از چهل و دومین جشنواره به نمایش در خواهد آمد. احمدینیا یکبار پیش از این نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگرنقش مکمل مرد برای فیلم «ملاقات خصوصی» شده بود.
خبرنگار سینماصبا، با او گفتوگویی ترتیب داده که در ادامه میخوانید:
برخي از کاراکترهاي تاريخي، احساس خاصي را در مخاطب ايجاد ميکنند. در واقع به دليل پيشزمينههاي تاريخيشان، مخاطب ناخودآگاه آن کاراکترها را دوست دارد يا بالعکس. براي مثال بارها شنيدهايم که در سالهاي اوليه اجراي تعزيه، عدهاي از تماشاگران بعد از پايان نمايش، شخصيت شمرخوان را مورد ضرب و جرح قرار ميدادهاند! اين نکته باعث ترديد شما در پذيرفتن ايفاي نقش نشد؟
نه. اصلا دليل اينکه من اين فيلمنامه و اين نقش را پذيرفتم اين بود که کاراکترهاي قصه و فيلمنامه آن متفاوت بود از چيزهايي که ما تا به حال ديدهايم و ديگر داشت تبديل ميشد به يک الگو و تقريبا حالت کليشه پيدا کرده بود. مثلا شما همه جا کاراکتر شمر را يک بازيگر چاق و پيري ميديديد که درحال گاز زدن به ران مرغي در دستش است! ولي در اين فيلمنامه واقعا اينطوري نبود.
تمام کاراکترها چه مثبت چه منفي، کاراکترهايي بودند که کاملا شخصيتپردازي شده بودند و حالا ما ميتوانستيم آنها را بهعنوان يک انسان بشناسيم، جداي از اينکه اين آدمها، در تاريخ ما چگونه در ذهنمان ثبت شدهاند. ولي درکل من چون تجربهام در ايفاي نقشهاي منفي خيلي زياد است و خدا را شکر مردم همه نقشهاي منفياي که بازي کردهام را دوست داشتهاند، زياد نگران اين موضوع نيستم.
در اخبار و اطلاعات مربوط به فيلمهاي جشنواره، «شور عاشقي» با قصهاي از واقعه کربلا معرفي شده. از نوع روايت اين قصه برايمان بگوييد؟
«شور عاشقي» در واقع به عاشورا نميپردازد. داستان آن تقريبا از سه چهار روز بعد از عاشورا همراه کاروان اسرا است تا وقتي که ميرسند به شام که پايان فيلم است. در حقيقت ماموريت شمر رساندن اين کاروان به معاويه در شام است. که با رسيدنشان به شام، ماموريتش تمام ميشود. در طول اين مسير و اتفاقاتي که ميافتد دستمايه فيلمنامه بوده است. خيلي هم در فيلم لحظههاي کشتوکشتار و خون و خونريزي و … نداريم و قصه از يک منظر ديگري روايت ميشود که يک بخش آن عاشقانه است و يک بخش آن هم قصه واقعياي است که در آن دخيل است.
تلاش شما براي رسيدن به نقشهايي که پيش از اين داشتهايد، نشان ميدهد از آن دسته بازيگراني هستيد که ايفاي درست و کامل کاراکتر، برايتان بسيار حائز اهميت است. نمونهاش گذراندن دورههاي بوکس، براي بازي در سريال «لژيونر» است. براي رسيدن به نقشتان در «شور عاشقي» چه مسيرهايي را گذرانديد؟
در «شور عاشقي» بهلحاظ تکنيک بازيگري بيشتر سوارکارياش برايم مهم بود که تمرين کردم و خدا را شکر الان در سريال جديدم هم به کارم ميآيد. ولي در فيلم رزم خاصي نداشتيم که نياز باشد کارهايي مثل شمشيرزني را تمرين کنم. بيشتر سعي کردم آن چيزي که در فيلمنامه هست را با منظر ذهني خودم تطبيق دهم تا بتوانم به يک کاراکتري برسم که در عينحال که منفي است، جذاب هم باشد.
«شور عاشقي» چه چيزي به پيام احمدينيا اضافه کرد؟
به لحاظ بازيگري که براي من يک چالش بود چون پيش از اين، نفش تاريخياي که با اين ادبيات تاريخي بخواهد بيان شود، بازي نکرده بودم و به لحاظ تکنيکي هم اين کار، کار سختي بود. ما در گرماي تابستان در کوير لوت با سه چهار لايه لباس، ريش، روي اسب، شتر و … شرايط توليدي خيلي سختي داشيم. ولي گروه خيلي زحمتکشي پشت کار بود و تکتک بچهها زحمت کشيدند.
بعد از اين تجربه، برايتان پيش آمد که به بازي در نقش شخصيت تاريخي خاصي فکر کنيد و دلتان بخواهد که در آينده چنين پيشهادي به شما داده شود؟
اتفاقا يکسري کاراکترهايي که در بعضي از سريالهاي خارجي مثل «گيمآف ترونز» ميديدم را به شدت دوست داشتم که تجربه کنم. خدا را شکر به محض اين که فيلمبرداري «شور عاشقي» تمام شد و به تهران رسيدم، قرارداد بازي در يک سريال شبکه خانگي را بستم که قصه آن در زمان علويان روايت ميشود، با يک کاراکتر منفي جذاب و در حال حاضر فيلمبرداري آن شروع شده است که بعدها ميتوانيم در مورد آن سريال مفصلتر صحبت کنيم.
چه بازخوردي را براي «شور عاشقي» و کاراکتر «شمر» اين فيلم در جشنواره پيشبيني ميکنيد؟
اينکه چه اتفاقي در بخش داوري و اينجور موارد بيفتد، براي من مهم نيست. به نظرم همينکه ژانرهاي مختلفي در جشنواره حضور دارند، خودش نقطه قوت است و به ارتباط برقرار کردن تماشاگر کمک ميکند. همانطور که ميبينيد امسال سينماي کمدي هم در آثار جشنواره هست، مثل «تمساح خوني» و «صبحانه با زرافهها»، فيلمهاي اجتماعي هم هست مثلا فيلم سينمايي «بيبدن» را با ژانر اجتماعي در جشنواره امسال داريم که من خودم در آن نيز بازي دارم. همينطور فيلمهاي جنگي، حتي فيلم ترسناک و فيلمهاي تاريخي مثل خود «شور عاشقي».
به نظر من نياز است که همه اين ژانرها در ويترين سينماي ما که همين جشنواره فجر است، حضور داشته باشند. ولي من بهشخصه هميشه سعي کردهام که تمرکز روي خودم داشته باشم و زياد برايم مهم نباشد که فيلم جايزه ميگيرد يا نميگيرد، چهقدر ميفروشد، چقدر نميفروشد. برايم بيشتر مهم است که آن چيزيکه من در جايگاه خودم قرار است انجام دهم را به بهترين نحو انجام دهم، بقيهاش دست خداست.
نشراول: روزنامه صبا