
به گزارش خبرنگار تئاتر صبا، «شماره ۶» داستان چندین دیوانه را در تیمارستانی خرابه با فضایی کثیف و رفتار بد مامورش، به تصویر میکشد. یکی از این دیوانگان فردی فیلسوف است که به نوعی پیامبر جمع محسوب میشود، دیگری فردی تنهاست که تیمارستان را به هر جای دیگری ترجیح میدهد، فرد سوم فرد عاشقپیشهای است که در کودکی از پدر و مادرش کتک میخورده و حالا به السا، تنها بیمار روانی جمع دل میبازد و از او خواستگاری میکند. این تیمارستان پزشکی نیز دارد که به تدریج وارد دنیای دیوانگان شده و به جمع آنها میپیوندند. نفر ششم کسی نیست جز مسئول تیمارستان که ابتدا پزشک را متهم به جنون میکند و در نهایت خودش نیز روی تختهای تیمارستان مینشیند.
نمایش «شماره ۶» در فضایی با بوی دود و کاغذسوخته در حالی شکل میگیرد که کارگردان اجازه روشن بودن نور صندلیهای تماشاگران هنگام ورود به سالن را نداده است. تماشاگران هنگام نشستن هرازگاهی مورد تذکر سکوت مسئول تیمارستان که فردی بلندقامت و جدی است، قرار میگیرند. یک صفحه پروجکشن در انتهای صحنه قرار دارد که ترجمه دیالوگهای ارمنی به فارسی روی آن نوشته شده است.
در آغاز نمایش، فرد مسئول تیمارستان با خشونت قرصهایی را به بیماران میدهد. پس از آن شخصیت فیلسوف/ پیامبر، به دیوانه بیمار کمک کرده و بعد بدون هیچ دلیلی شروع به روایت داستان زندگیاش میکند.
این که فردی خوشبخت و ثروتمند بوده و تحصیلات داشته و با مرگ پدرش، زندگی بر او و مادرش سخت شده و او به تدریج دچار وحشت از پلیس گشته است. او دائم در این ترس و توهم زندگی میکند که پلیس او را به خاطر قتلی که نکرده دستگیر میکند. این رفتار بیمارگونه آنقدر ادامه مییابد که سر از دیوانه خانه در میآورد.
بعد از آمدن زنی به نام السا به این اتاق، مرد عاشق پیشه غذایش را به او تعارف میکند و در ادامه از او خواستگاری کرده و به سرعت قصد ازدواج با زنی را دارد که علت جنونش، مورد تجاوز قرار گرفتن در دوران نوجوانی است. این بخش از نمایش که مخاطب را به یاد فیلم روسی خانه احمقها میاندازد، هر چند بدون منطق شروع شده اما با بردن شخصیت السا توسط نگهبان اتاق، به کشمکشی تبدیل میشود که به صورت بالقوه میتوانست به یکی از نقاط عطف نمایش تبدیل شود اما عقیم میماند.
با آمدن دکتر، بیمار فیلسوف با او وارد بحثی فلسفی در مورد چیستی زندگی و جنون و مباحث دیگر میشود تا جایی که دکتر او را پیامبر خطاب میکند. هر چه بازیگر نقش فیلسوف پرانرژی و با شور و حرارت بازی میکند، بازی کمجان و بدون انرژی دکتر، حس و حال صحنه را خنثی میکند. بینظمی فنی اجرایی در نمایش همزمان ترجمه گفتار متن یکی از عوامل دیگری است که جان از بدن این اجرای بیرمق میستاند زیرا درک متنی با دیالوگهای فلسفی به خودی خود سخت است و حالا اگر متن به زبانی غیر از زبان مادری باشد و ترجمه دیالوگهای آن پس و پیش باشد، فهم اثر از جانب مخاطب بسیار سخت خواهد شد.
هنگام رفت و آمدهای دکتر و گفتگوی او با بیمار فیلسوف، و تحسین شدن فیلسوف از جانب دکتر، که به نوعی باعث میشود احساس کنیم، نمایش در ستایش مقوله جنون و دیوانگی است، سایر شخصیتهای درون اتاق، بیکار هستند و اکت و کنش خاصی برایشان طراحی نشده است.
این مقوله یکی از موارد آزاردهنده دیگری است که نمایش را کمرمق و بیجان میکند و اجرا را در حد یک کار دانشجویی، نه از نوع تجربهگرا و پیشرویش، بلکه در اندازههای یک کار ضعیف و تجربههای نخست یک گروه پایین میآورد که گویی در نگارش آن از کتابهای در ستایش دیوانگی اثر اراسموس، که خطابهای است از زبان دیوانهای در ستایش از خود و تاریخ جنون اثر میشل فوکو که رفتار با دیوانگان را طی قرون به تصویر کشیده، استفاده شده است. اما نمایشنامه نتوانسته اطلاعات فلسفی و تاریخی را به گونهای دراماتیک به تماشاگران عرضه نماید.
از سوی دیگر نبود عناصر مرسوم دراماتیک نظیر تعلیق، روابط علی، کشمکش و منطق نمایشی، مانع از این میشود که نمایشنامه، بار دراماتیک قویای به اجرا بیفزاید و باعث شود که تماشاگران در سردرگمی میان چند شخصیت آویزان و معلق شوند. شخصیتهایی که بدون دلیل حرف میزنند، بدون منطق عاشق میشوند و بدون این که علت دراماتیک آن مشخص شود، دیوانه خطاب شده و در نهایت همه از کادر درمان گرفته تا بیماران، با هم همسو شده و دیوانه تلقی شوند.
در نهایت میتوان گفت نمایش «شماره ۶» بدون یک دراماتورژی قوی و با یک کارگردانی نامناسب، به اثری ضعیف و فاقد عناصر دراماتیک تبدیل شده و انتظارات تماشاگران از نمایشهای بخش بینالمللی جشنواره تئاتر فجر را برآورده نمیکند.
سحر ناسوتی