سیاه یا سفید؟ مسئله این است | مجموعه رسانه ای صبا
امروز یکشنبه, ۳۱ خرداد , ۱۴۰۵ ساعت ۲۱:۰۸:۳۳
نگاهی به نمایش «دوازده سی و شش» اجرا شده در جشنواره هم‌آغاز

سیاه یا سفید؟ مسئله این است

نمایش «دوازده سی و شش» در یک صحنه کاملا سفید، مکانی که قلب کارخانه‌ تولید محصولات سفیدکننده است، شکل می‌گیرد. بحران از اینجا آغاز می‌شود که رئیس کارخانه، پارچه‌ای سفید را به این بخش از کارخانه فرستاده است که لکه‌ای سیاه روی آن قرار دارد...

به گزارش خبرنگار سینما صبا، نمایش «دوازده سی و شش»، کاری از گروه جوان، خلاق و خوش فکر کازرونی است که امید دانشوران آن را نوشته و کارگردانی کرده است. این گروه در شب ششم جشنواره هم آغاز با نمایش دوازده سی و پنج با کارگردانی امیر نصیری به روی صحنه رفته است و در شب هفتم جشنواره هم آغاز نمایش دوازده سی و شش را با اعضای همان گروه اما نوشته و کار یکی دیگر از اعضای خوش فکر و پرانرژی گروه به صحنه برده است.

نمایش «دوازده سی و شش» در یک صحنه کاملا سفید، مکانی که قلب کارخانه‌ تولید محصولات سفیدکننده است، شکل می‌گیرد. همه جا سفید است، از زمین که به قطعات ام دی‌ اف سفید مزین است تا لباس کارکنان و کارآگاه، وسایل کارآگاه مانند چهارپایه تاشویی که مانند کوله پشتی به پشتش آویزان است، سوت و واکمنی که با آن گزارش ضبط می‌کند. دو کمد بزرگ سفیدرنگ در دو طرف انتهای صحنه قرار دارند که روی آن بطری‌هایی سفید حاوی مواد سفیدکننده وجود دارد.

بحران از اینجا آغاز می‌شود که رئیس کارخانه، پارچه‌ای سفید را به این بخش از کارخانه فرستاده است که لکه‌ای سیاه روی آن قرار دارد. این موضوع باعث بازجویی کارآگاه از دو کارمند این بخش می‌شود که یک زن و شوهر هستند. بازجویی درون وانی سفید صورت می‌گیرد و آن دو که به شیوه‌ای عجیب و خلاق دست‌ها و سرشان بسته شده و فقط کف دست‌هایشان دیده می‌شود، ناگزیر به پاسخ‌گویی هستند. این دو ضمن پاسخ دادن مدام با یکدیگر مشاجره دارند و موضوعات خانوادگی را با مسائل کاری در هم می‌آمیزند و در حال رقابتی کاری/خانوادگی/جنسیتی با هم هستند.

کارآگاه نیز که می‌خواهد سر از ماجرای لکه سیاه درآورد مدام آنها را تحت فشار قرار می‌دهد و پس از این که سه تکه پارچه با لکه‌های سیاه روی لبه وان وصل می‌شود در مورد اهمیت عدد سه و این که شکستن سه تکه چوب سخت‌تر است یا در دست گرفتن یک تکه چوب، داد سخن می‌دهد. در اینجا کارمند زن، چندین بار موفق‌تر از مرد عمل می‌کند و موقعیتی کمدی آفریده می‌شود.

پس از آن زمانی که به نظر می‌آید کارمند زن تصمیم دارد، با خوردن ماده سفیدکننده خودکشی نماید، می‌بینیم که آن مایع چیزی شبیه به آب است که رفع عطش می‌نماید و کارآگاه این را از معجزات محصولات کارخانه می‌داند که همزمان با سفیدکنندگی، بی‌خطر بوده و خاصیت آب را نیز دارد.

پس از چندی، صدای زنگی شنیده می‌شود که احتمال دارد به ساعت ناهار اشاره کند. نگرانی این سه فرد برای از دست دادن ناهار و بعد ممنوع شدن آنها از خوردن ناهار پیش از حل پرونده، باعث می‌شود که کارآگاه در جلسه‌ای که درون وان برگزار می‌شود و هر سه سیگار می‌کشند، فکر کند و پس از آن تصمیم بگیرد این کارخانه تبدیل به کارخانه تولید مواد سیاه کننده شود. هر چند که در میانه راه دریافته‌ایم خود رئیس لکه سیاه را روی پارچه ایجاد کرده است. زمانی که تکلیف این مشکل مشخص شد و بحران برطرف شد، صحنه به تمامی سیاه می‌شود، از لباس بازیگران و زمین گرفته تا قفسه‌های انتهای صحنه و بطری‌هایی سیاه که این بار دارای مواد سیاه کننده هستند. در پایان زمانی که این سه نفر موفقیت خود را جشن می‌گیرند، پارچه‌ای سیاه با لکه‌ای سفید دریافت می‌کنند که حلقه بازی به آغاز خود برسد.

این داستان با دیالوگ‌هایی جذاب، بازی‌هایی روان و موقعیت‌های کمدی برای مخاطب تماشایی و دیدنی می‌شود و در عین حال که فضای آن کمدی است، دارای محتوا و پیامی عمیق است: این که بالا دستور می‌دهد چه رنگی غالب باشد و دیگری مغلوب. علاوه بر این به منظور سرگرم کردن کارکنان و مشغول نگاه داشتنشان که به محرومیت از ناهار، منجر شود، می‌توان دائما بحران آفرید و به سادگی، تنها با واژگون کردن موقعیت، آنها را از غذا که نماد زندگی واقعی و حقوق طبیعی آنهاست، محروم نمود.

نمایش در اوج خلاقیت با داستانی که پیچیدگی چندانی ندارد، گره‌افکنی آغازینش را با گره‌گشایی‌ای مرتبط می‌سازد که خود گرهی دیگر است و این ساختار دایره‌وار و بازی سیاه و سفید، می‌تواند تا ابد ادامه پیدا کند.

سحر ناسوتی

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها