شیرین و با دغدغه‌های کودکانه | مجموعه رسانه ای صبا
امروز چهارشنبه, ۲۳ اردیبهشت , ۱۴۰۵ ساعت ۱۱:۳۴:۳۸
نگاهی به کتاب «جوجه تیغی» سایمون هود

شیرین و با دغدغه‌های کودکانه

علی روستائی* | کتاب «جوجه تیغی» [نوشته سایمون هود با ترجمه نگاه سهرابی - نشر مینو] را خواندم. دغدغه‌هایش از جنس دغدغه‌های کودکان است. با ما آشنا است. دنیایمان را می‌شناسد. در آن زیسته است. زبان شیرینی دارد و مترجم با توانایی بسیار متن را آهنگین و با قافیه کرده است


نمی‌توان با کودکان آشنا نبود و برای آنها نوشت. نمی‌توان دنیای ساده و در عین حال پیچیده آنها را نشناخت و برای آنها نوشت. باید با آنها باشی، باید دنیا را از دریچه نگاه کنجکاو بی‌گناه آنها ببینی. باید بدانی حسرت داشتن یک عروسک چقدر جدی است. باید بدانی هر آنچه آنها برایش گریه می‌کنند و از نگاه ما «بهانه» نامیده می‌شود، تمنا است. خواستنی است از عمق جان. من نمی‌گویم کودک درونت باید فعال باشد، نه. این خیلی کم است. باید کودک باشی. باید دنیایت دنیای آنها باشد تا بتوانی درک‌شان کنی و برایشان بنویسی.
کتاب «جوجه تیغی»  [نوشته سایمون هود با ترجمه نگاه سهرابی – نشر مینو] را خواندم. نویسنده آن را می‌شناسم و مترجم آن، خویشاوند من است. دغدغه‌هایش از جنس دغدغه‌های ما کودکان است. با ما آشنا است. دنیایمان را می‌شناسد. در آن زیسته است. این کتاب به نوعی آموزشی است. اما آموزش آن غیرمستقیم است. زبان شیرینی دارد. مترجم با توانایی بسیار متن را آهنگین و با قافیه کرده است و با این کار گیرایی و جذابیت آن را برای بچه ها دوچندان کرده است. مغز ما کلام موزون را بسیار راحت‌تر به حافظه می‌سپارد، این کمک می‌کند که هنگام رجوع به آنها، راحت‌تر بیابیم‌شان و در دسترس‌تر باشند. البته ذکر این موضوع را هم لازم می دانم که اهمیت نقش مترجم در تبدیل یک اثر به لحاظ زبانی تنها نیست. بلکه مترجم باید با حفظ امانت‌داری اثر را به نوعی بومی سازی هم بکند. بیشتر توضیح می دهم. ترجمه فقط برگرداندن زبانی یک اثر نیست. در واقع مترجم خوب کسی است که با حفظ امانت داری اثر آنرا، اگر شعر باشد بازسرایی و اگر نثر، دوباره خلق می‌کند.
و اما بومی‌سازی که گفتم. البته این نظر شخصی من است و ممکن است هر کسی موافق آن نباشد. مثلا همین نوع ترجمه موزون و آهنگین خانم سهرابی، علاوه بر خلاقیت، نوعی بومی سازی است. ذائقه ما ایرانی‌ها از دیرباز به طعم شعر و وزن آغشته است. ما عاشق وزن و ریتم هستیم. آنچه در کلام موزون می‌آید را به منزله پنداری درست، می‌پذیریم. چون اغلب بزرگان و حکیمان ما و عرفای ما، شاعر بودند و کلام‌شان موزون بوده. این علاقه سینه به سینه و نسل به نسل به ما منتقل شده و ما را مجذوب خود کرده. بنابراین این کار «نگاه سهرابی» تبدیل طعم یک اثر با حفظ امانت‌داری به سلیقه و ذائقه کودک ایرانی، کار در خور توجه و قابل ستایشی است که من آن را می پسندم. لحن کلام در ترجمه این اثر رنگ ملایمی از طنز هم دارد که برای کودکان جذاب است. علاوه بر این کلام نویسنده در عین ترجمه ی موزون نیز به خوبی حفظ شده و به مخاطب خود انتقال یافته که این امر کمتر در آثار موزون و قافیه مند در برگردانی زبانی به زبان دیگر اتفاق می‌افتد. همچنین در کلام اثر طعمی از مهربانی نیز در آن دیده می‌شود که ناخودآگاه آدم را به یاد قصه‌های زیبای مادربزرگ‌ها و خود آنها می‌اندازد.

اما خود قصه کتاب. ماجرا، قصه یک جوجه تیغی مادر است که می‌خواهد رد شدن از خیابان را به پسرکش یاد بدهد. نحوه گذر کردن از خیابان، ایمنی به وسیله رعایت قوانین و همچنین ابزار آن مثل؛ کلاه ایمنی و جلیقه. و همچنین مهمتر از اینها آموزش شهامت. شهامتی که بر پایه احتیاط و قانونمندی استوار است. تا بتواند مهمتر و جذاب تر از اینها، از خیابان گذر کند و به دنیایی دیگر پا بگذارد. تا ببیند، تجربه کند و بیاندیشد. همچنین قصه علاوه بر اینکه کودک را با ویژگی‌های یک خارپشت آشنا می‌کند و این حیوان را به او می‌شناسند به رابطه مادر و فرزندی و وظایف والدین نیز اشاره دارد و ایضا به این نکته که فرزندان را برای شناختن و تجربه کردن یاری دهیم تا به طریقی درست ایمن تفحص کنند، نه اینکه به دلیل خطرات راه مانع‌شان شویم و سد راهشان شویم. قصه را به عنوان یک کودک، پسندیدم و همپای پرسناژهای آن حرکت کردم، دیدم و آموختم. امیدوارم تلاش‌هایی نظیر این بیشتر اتفاق بیفتد اگر بر این اعتقادیم که فردای جهان در دستان کودکان است، تا جهان آنها به مراتب سپیدتر از جهان تاریک ما شود.

 

*شاعر، نویسنده و روزنامه نگار تخصصی حوزه کودک و نوجوان

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها

آخرین اخبار

پربازدیدها