
به گزارش خبرنگار سینما صبا، هر سال حضور رسمی سینمای ایران در جشنواره کن و بازار فیلم این جشنواره، دستاوردهایی برای سینمای وطنی داشت که از چشم منتقدان و مخالفان حضور پنهان میماند یا سعی میشد این دستاوردها ندید گرفته شود.
بعد از دوران کرونایی که ایران به شکل مجازی در پنلها و بازار فستیوالهای غربی حاضر بود، در پی اتفاقات رخ داده، به شکل نیمهرسمی اعلام شد که سینمای ایران جایگاهی برای حضور در جشنواره برلین ندارد. اما درباره جشنواره فیلم کن، چنین چیزی به طور رسمی به مقامات فرهنگی کشور اعلام نشد.
اما پرسش این است که آبا اساسا دغدغهای در این زمینه وجود دارد و اقدامی بابت رفع مشکل در خصوص حضور کاروان سینمای ایران در فستیوال کن و بازار این جشنواره صورت گرفته است؟
آیا در روزهایی که دفاتر مختلف دولتی و خصوصی و حتی پلتفرمهای داخلی میتوانستند از این میدان، بهرههای مختلفی ببرند، غیبت ایران را میشود حسابشده دانست؟
هفتاد و ششمین جشنواره بینالمللی فیلم کن به روزهای پایانی خود رسید و جز چند حرکت زیرزمینی و یک حضور نصفه و نیمه، نامی از سینمای ایران در این رویداد قدیمی نبود و پرچم ایران در این جشنواره به اهتزاز درنیامد. آیا این «حضور نداشتن»، یک پیروزی استراتژیک است؟
آنچه مسلم است ایران به طور رسمی از حضور در کن محروم نشده است که اگر هم چنین باشد و اعلام نشده باشد، ضعف دستگاه دیپلماسی کشور در برقراری ارتباط با محافل اروپایی را میرساند.
قطعا حضور نداشتن در محافل جهانی را نمیتوان بر اساس یک رویکرد ارزیابی کرد چرا که قطعا ایران در فستیوال مسکو یا فستیوالهای شرقی در چین و شرق آسیا حضور رسمی خواهد داشت.

حضور فیلم «آیههای زمینی» با عوامل و بازیگرانش در این رویداد (به ویژه بازیگر برنده سیمرغ فیلم) نشان میدهد که رویکرد کن، حذف سینمای ایران نبوده است و شاید اتخاذ یک روش برای حضور رسمی کشور میتوانست دستاوردهای بیشتری برای سینمای ما در عرصه بینالملل داشته باشد و این موضوعی است که دفتر جشنوارهها و همکاریهای بینالملل سازمان سینمایی و نیز بخش بینالملل بنیاد سینمایی فارابی و مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی بیشتر از هر تشکل دیگری به آن واقف هستند چرا که بارها در محافل مختلف بر این صحه گذاشتهاند که «سینمای ایران مهمترین دستاورد فرهنگی جمهوری اسلامی در خارج از مرزهاست و بسیاری از ملتها و جوامع، ایران را با سینمای ما میشناسند.»، ضمن آن که «ارتباط با کشورهای همسو» را نمیتوان ارتباط فرهنگی با همه دنیا نام گذاشت.
نکته قابلتامل و البته تاسفبرانگیز، این است که مخالفان «داخلی و خارجی» حضور «کاروان سینمای ایران» در فستیوالهای غربی در یک نقطه به هم رسیدهاند و دودش به چشم سینمای ایران رفته است. همه آنهایی که میگفتند «حضور نداشتن سینمای ایران در فستیوالهای خارجی تفاوتی با حضور داشتن کاروان رسمی ندارد» و «این حضورها ریخت و پاش صرف است» قطعا میبینند که این روزها «غیبت نمایندگان رسمی ایران» به «مجال خودنمایی» چه کسانی بدل شده است.