
ناصر ارباب /صبا، تعزیه و نمایشهای آیینی سنتی، قرنها بخشی از فرهنگ نمایشی ایران را شکل دادهاند؛ آثاری که با وجود تغییرات اجتماعی و محدودیتهایی که در دورههای مختلف تجربه کردهاند، همچنان به حیات خود ادامه دادهاند. داوود فتحعلیبیگی، پژوهشگر و فعال حوزه نمایشهای آیینی و سنتی، در گفتوگو با صبا معتقد است ماندگاری تعزیه تنها به دلیل وجه مذهبی آن نیست، بلکه جذابیتهای هنری و ویژگیهای نمایشی آن نیز در استمرار این هنر نقش داشته است.
ماندگاری تعزیه؛ از باور تا جذابیت هنری
فتحعلیبیگی درباره جایگاه نمایشهای آیینی سنتی در تاریخ تئاتر ایران گفت: «علت زنده بودنش، جذاب بودنش است. با وجود اینکه بعد از قاجار، حکومتها سعی کردند تعزیه رو جلوشو بگیرن یا مثلاً کمرنگش کنن، اینها به علت جاذبههایی که داشته، که یک بخشش اعتقادی بوده و یک بخشش جاذبههای هنری بوده، ماندگار شده است. اگر جاذبه نداشت که نمیماند.»
او درباره نگاه صرفاً مذهبی به تعزیه توضیح داد: «بعضیها تعزیه را فقط یه مراسم مذهبی میبینن، اما تعزیه هم آیین نمایشی است، هم نمایش آیینی. یعنی آیینی است که جلوههای نمایشی داره، چون خود آن هر آیینی هم جلوههای بیرونی دارد.»
تعزیه؛ از عاشورا تا روایتهای نمایشی دیگر
این هنرمند درباره گستره موضوعی تعزیه ادامه داد: «آن بخشی که مربوط به فرهنگ عاشورا است هم آیینی است و هم نمایشی، اما از یه مقطعی به بعد یک قصصی هست که ویژگیهای آیینی نداره؛ داستان یوسف و زلیخا دیگر ویژگیهای آیینی ندارد، اما اینها در قالب آثار شبیهخوانی نسخهشان نوشته شده و قابل اجراست.»
ضرورت شناخت قراردادهای نمایش آیینی برای اجرای امروز
فتحعلیبیگی درباره اینکه کارگردانان جوان برای پرداختن به موضوع عاشورا باید به تاریخ نگاه کنند یا دغدغههای انسان امروز، گفت: «نمایش آیینی مبتنی بر قرارداد است. هر کارگردانی هم بخواهد نمایش آیینی کار کند، باید آن قراردادها را بلد باشد و بر اساس آن قراردادها کار کند.»
او ادامه داد: «برعکس در نمایش معاصر یا نمایش به شیوه اروپایی دستش باز است که بخواد هر کاری انجام دهد، ولی در اجرای نمایشی شبیهخوانی اینجا قرداد و قاعدههایی وجود دارد که باید در اجرا رعایت بشود و الا شکل نمیگیرد.»

چرا تعزیه در جریان اصلی تئاتر دیده نشده است؟
این پژوهشگر نمایشهای سنتی درباره دلیل کمرنگ بودن حضور تعزیه در جریان اصلی تئاتر ایران گفت: «این رو باید از چند جهت نگاه کنید و پیگیر شوید. یکی اینکه چرا دانشکدههای تئاتر این مقوله را به رسمیت نمیشناسند و رشتهای به نام نمایشهای ایرانی تا حالا راهاندازی نشده است.یک بخشش هم این است که جامعه به ظاهر روشنفکری بیشتر به عنوان یک هنر عوام به تعزیه نگاه کرده است، به همین علت بهایی بهش نداده است.»
فتحعلیبیگی با اشاره به نقش زندهیاد بهرام بیضایی در استفاده از سنتهای نمایشی ایران گفت: «یکی از تنها کسانی که عمرش را صرف کرد و ثابت کرد که میشود از شیوه اجرایی نقالی و تعزیه و تخت حوضی آثاری را برای نمایش امروز ساخت، زندهیاد بهرام بیضایی بود.»
توصیه به نسل جدید؛ شناخت سنت پیش از خلق اثر تازه
فتحعلیبیگی در پایان درباره مسیر جوانانی که میخواهند در این حوزه فعالیت کنند، تأکید کرد: «جوانانی که نسبت به فرهنگ و هنر ایرانی علاقه دارند و میخواهند نمایش ایرانی کار کنند، باید این چند تا شکل باقیمانده از نمایش ایرانی را خوب بشناسند؛ نقالی را خوب بشناسد، آداب نگارش و اجرایش را بداند، تخت حوضی و تعزیه را خوب بشناسد. وقتی گونههای نمایش ایرانی را شناخت، حالا میرسد به آثار آقای بیضایی که از این ساختارها الگو گرفته است و یک متون جدیدی خلق کرده است. بعد از آن میرسیم به اینکه مطالعه کند و بداند چگونه میشود از سنتهای نمایشی ایرانی برای تئاتر امروز استفاده کرد. این راهی است که زندهیاد بهرام بیضایی رفته است.»