
قربان نجفی از قدیمیهای سینماست که چند فیلم دفاع مقدسی هم در
کارنامهاش دارد و دهسالی بود که در سینما دیده نمیشد. او بعد از این غیبت
طولانی، نقشی را در «تنگه ابوقریب» ایفا کرده است که این هنرپیشه را بیشتر در لانگشات
قرار میدهد. گفتوگو با قربان نجفی، بازیگر نقش فرمانده گردان در «تنگه ابوقریب»
را درادامه میخوانید.
آقای نجفی برای اولین سوال اجازه بدهید اشاره
کنم به این که شما مدتی از سینما دور بودید، دلیل این دوری طولانیمدت چه بود؟
من ترجیح دادم که بیشتر تئاتر و رادیو کار کنم. وقتی
تولیدات و بودجه برای سینما کم میشود، سرمایهگذارهای شخصی هم ریسک نمیکنند و به
همینخاطر بودجهها، دولتی میشود و آنها هم سراغ کسانیکه گیشه را تضمین کنند،
میروند. به همین دلیل، من ترجیح دادم که به قصه بپردازم تا اینکه کسی برای چهره
من به سینما بیاید. من این مسئله را نمیپسندم، بنابراین نقشههایی که به من
پیشنهاد میشود جذاب نیست و من ترجیح میدهم که بازی نکنم.
چطور شد که بعد ازمدت زیادی با ژانر دفاع مقدس
به کار برگشتید؟
من بازیگر هستم و هر فیلمی که فیلمنامهاش خوب باشد و با
عوامل به تفاهم برسیم، بازی میکنم چون وظیفه دارم که بهعنوان یک بازیگر آن
کاراکتر را بازی کنم. من بسیاری از شخصیتها را ازجمله مثبت و منفی در کارنامه
کاریام دارم.
شما براساس چه ملاکهایی نقشها را در فیلم
انتخاب میکنید؟
اولین ملاکم، عوامل و گروه فیلم است و من بیشتر ترجیح میدهم
با دوستان کار کنم. دومین ملاک خود فیلمنامه و بعد بازیگران است. من کار را به
احترام سابقه خوب آقای توکلی و رفاقت با سعید ملکان، چشمبسته قبول کردم.
گذشته از علاقه و احترام کلی شما به سینمای
بهرام توکلی، آیا با طراحی شخصیتتان در «تنگه ابوقریب» موافق بودید؟
من در فیلم، نقش فرمانده گردان را داشتم، کسیکه فرمانده
عملیات بود اما من خیلی از نقش خودم راضی نبودم و مشکل از تفاوت دیدگاه بود. بهرام
توکلی، کارگردان کار، عقیده داشت این کاراکتری که من بازی میکنم، چون انسان بزرگی
است، وقتی کار میکند یا فرمان میدهد نباید خیلی دیده شود و باید بیشتر از دور در فیلم دیده شود. این
موضوع، ازنظر من خیلی پذیرفتنی نبود، چون من اعتقاد دارم که اینگونه آدمها بزرگ
و کوچک میشوند و بیننده تصور نمیکند که آنچه انتهای کادر است اتفاق مهمی است.
نمیتوانستید نظر خودتان را روی نقش اعمال
کنید؟
من نظرم را گفتم اما زمانی میشود نظر خود را اعمال کرد که
کاراکتر، مقابل دوربین باشد اما وقتی مقابل دوربین نیست، جایی هم برای نظر دادن
وجود ندارد.
بازیگری هم بود که بتوانید بگویید مقابل شما بازی
داشت؟
پارتنرهای من همه از دوستان ما مثل مهدی پاکدل، علی
سلیمانی، حمیدرضا آذرنگ و دوستان دیگر بودند که قبلا با هم کار کرده بودیم.
از بین فیلمهایی که درطول بازیگری با موضوع
دفاع مقدس و پیش از فیلم «تنگه ابوقریب» بازی کردید، کدام را دوست دارید و کدام
نقش برایتان جذابتر بود؟
فیلم «مزرعه پدری» قصه ویژه و خوبی داشت و نقش من هم بسیار
ویژه بود. اما در آن فیلم بهدلیل وجود یکسری مشکلات فنی، از نقش من در قصه کم شد
و در انتها، کاراکتر خیلی قابلفهم نبود.
پس از مدتزمانی طولانی که در این عرصه فعالیت
میکنید، فکر میکنید سینمای دفاع مقدس ما چه روندی را طی کرده و آیا این روندها،
مثبت بودهاند یا منفی؟
از نظر من، خیلی تغییری نکرده است و حتی در بعضی جاها
تغییرات منفی هم داشته، اینکه فقط تکنیک را بالا ببریم متضمن بالا رفتن کیفیت این
فیلمها نیست بلکه باید واقعبینانه به جهان خودمان، سینما و قصهها نگاه کنیم. من
تصور میکنم که سینما، نیاز به خانهتکانی دارد و اگر این اتفاق نیفتد، با رکود
شدید مواجه میشویم، البته تلاشهایی میشود که سینما را قصهمحور کنند. حضور
نیروهای جدید خوب است، اما کافی نیست و باید یک اتفاق سیستماتیک بیفتند تا سینما
جان تازهای بگیرد.
یگانه عرب