
یادداشت مهمان/صبا،محمد ناصری راد مستندساز، در یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری صبا به بررسی و تحلیل چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران پرداخته است.در این یادداشت آمده است:
امسال جشنواره فیلم کوتاه تهران، پیش از آنکه مجموعهای از فیلمها، سالنهای نمایش و برنامههای تخصصی باشد، فرصتی برای شکلگیری یک تجربه جمعی بود؛ تجربهای که در آن سینما از محدوده پرده فراتر میرود و در گفتوگوها، دیدارها، تبادل نظرها، دوستیهای تازه و حتی اختلاف سلیقهها ادامه پیدا میکند. اهمیت یک جشنواره را نمیتوان تنها با تعداد فیلمهای پذیرفتهشده، شمار نمایشها یا میزان استقبال از سالنها سنجید. بخش مهمی از ارزش آن در فضایی شکل میگیرد که به وجود میآورد؛ فضایی که فیلمسازان، منتقدان، علاقهمندان، دانشجویان و مخاطبان عمومی را کنار یکدیگر قرار میدهد و امکان مواجهه مستقیم آنان را با تجربهها و نگاههای متفاوت فراهم میکند. آنهم در شرایطی که جامعه ملتهب شرایط تحمیلی یک جنگ بود و جشنواره می رفت تا قسمتی از تاب آوری یک جامعه باشد.
چهلوسومین جشنواره بینالمللی فیلم کوتاه تهران نیز از این منظر، فرصتی برای تجربه دوباره همین شور و پویایی بود. حضور علاقهمندان، تنوع آثار، گفتوگوهای پیرامون فیلمها و رفتوآمد میان برنامههای مختلف، نشان میداد که جشنواره فقط یک جدول زمانبندیشده از نمایشها نیست؛ بلکه رویدادی است که حیات آن به مشارکت آدمها وابسته است. در چنین فضایی، هر فیلم میتواند آغازگر بحثی تازه باشد، هر نشست امکان آشنایی با دیدگاهی متفاوت را فراهم کند و هر ملاقات، دریچهای به همکاری یا تجربهای جدید بگشاید.
شور جشنواره را باید در همین جریان پیوسته جستوجو کرد. شور و حال یک رویداد فرهنگی الزاماً به معنای هیجان زودگذر یا ازدحام در سالنها نیست. این شور زمانی معنا پیدا میکند که مخاطب برای دیدن فیلمی متفاوت وقت بگذارد، فیلمساز پس از نمایش اثرش با پرسشهای جدی روبهرو شود، دانشجویی تجربهای تازه کشف کند و علاقهمندی که با یک سلیقه مشخص وارد جشنواره شده است، با فیلمی مواجه شود که نگاهش را به موضوعی آشنا تغییر میدهد. جشنواره در چنین لحظاتی از یک برنامه رسمی به تجربهای زنده و انسانی تبدیل میشود. تجربه ای که به اذعان بسیاری از جوانان امسال شاهدش بودیم.
یکی از ویژگیهای مهم سینمای کوتاه، امکان تجربهگری آن است. فیلم کوتاه معمولاً با امکاناتی محدودتر از سینمای بلند ساخته میشود، اما این محدودیت لزوماً به معنای محدودبودن جهان آن نیست. اتفاقاً گاهی فیلمساز در همین قالب فشرده میتواند به سراغ موقعیتهایی برود که در قالبهای دیگر کمتر مجال بروز پیدا میکنند. او میتواند روایتی نامتعارف را امتحان کند، از زاویهای تازه به یک مسئله اجتماعی بنگرد یا با زبان تصویر، پرسشی را مطرح کند که پاسخ روشن و سادهای ندارد. جشنواره، محل عرضه و مواجهه این تجربههاست؛ جایی که تفاوتها در کنار یکدیگر قرار میگیرند و امکان مقایسه، گفتوگو و یادگیری فراهم میشود. ۱۱ هزار و ۲۱۱ اثر از فیلمسازان ایران و جهان برای حضور در این رویداد سینمایی ثبت و ارسال شده بود. مجموع آثار راهیافته به این پنج بخش ملی به ۱۵۶ فیلم میرسید که طیف متنوعی از روایتهای داستانی، مستند، تجربههای فرمی و آثار اقتباسی را در بر میگرفت. در بخش بینالملل جشنواره، ۳۳ فیلم داستانی، ۱۲ فیلم پویانمایی، ۱۱ فیلم مستند، ۶ فیلم تجربی و ۲۸ اثر در حوزه هوش مصنوعی حضور داشتند. در مجموع، ۹۰ اثر در این پنج دسته از بخش بینالملل به نمایش درآمد. همچنین بخش «وطن به روایت من» با حضور ۳۲ فیلم برگزار شد؛ بخشی که فرصتی برای بازتاب نگاه فیلمسازان به ایران، جامعه و تجربههای زیسته فراهم میکرد.
در این میان، حضور نسل جوان اهمیت ویژهای داشت. برای بسیاری از فیلمسازان جوان، جشنواره فقط محل نمایش یک اثر نیست؛ فرصتی است برای دیدهشدن، ارزیابیشدن و یافتن جایگاه حرفهای خود در جامعه سینمایی. ممکن است یک فیلم در نخستین نمایش عمومیاش با واکنشهایی روبهرو شود که سازنده آن انتظارش را نداشته است. ممکن است گفتوگویی پس از نمایش، ایدهای را در ذهن او شکل دهد یا آشنایی با فیلمسازی دیگر، مسیر تازهای پیش رویش بگذارد. این تجربهها در ظاهر کوچکاند، اما میتوانند در شکلگیری آینده حرفهای یک فیلمساز تأثیرگذار باشند.
البته پویایی جشنواره تنها به فیلمسازان محدود نمیشد. مخاطب نیز در این فضا نقش فعالی داشت. تماشاگر با انتخاب فیلمها، واکنشهای خود و مشارکت در گفتوگوها، به بخشی از حیات رویداد تبدیل میشود. تنوع سلیقهها سبب میشود یک اثر برای گروهی تأثیرگذار و برای گروهی دیگر پرسشبرانگیز باشد. همین تفاوتهاست که امکان گفتوگوی فرهنگی را به وجود میآورد. جشنوارهای که در آن همه آثار و همه دیدگاهها به یک شکل دریافت نشوند، فرصت مناسبی برای مواجهه با تکثر سلیقهها فراهم میکند؛ تکثری که برای رشد سینما ضروری است.ازدحام حضور در سالن و هسته های شکل گیری بحث بعد از هر اکران فضای امسال جشنواره را در شرایط کنونی کشور ، بسیار متفاوت نشان می داد.
بااینحال، حفظ این شور و تبدیل آن به دستاوردی ماندگار، نیازمند توجه به مرحله پس از جشنواره است. اگر ارتباط میان فیلمسازان با پایان نمایشها قطع شود، اگر نشستها به برنامههایی بدون پیگیری تبدیل شوند و اگر استعدادهای تازهشناختهشده امکان ادامه مسیر نداشته باشند، بخشی از ظرفیت رویداد از دست خواهد رفت. جشنواره زمانی میتواند به یک نهاد فرهنگی اثرگذار تبدیل شود که انرژی ایجادشده در روزهای برگزاری را به برنامههای آموزشی، حمایت از تولید، شبکهسازی حرفهای، توزیع آثار و ارتباط با مخاطبان پیوند دهد.
از این رو، سنجش موفقیت جشنواره باید دو سطح را در بر بگیرد: نخست، کیفیت تجربهای که در روزهای برگزاری برای مخاطبان و شرکتکنندگان ایجاد میشود؛ دوم، میزان اثری که این تجربه در ماههای بعد بر مسیر فیلمسازی، همکاریهای حرفهای و گسترش مخاطبان سینمای کوتاه میگذارد. آمار حضور مخاطبان، تعداد فیلمها و نشستها مهم است، اما در کنار آن باید پرسید چه همکاریهایی شکل گرفته، چه استعدادهایی امکان معرفی پیدا کردهاند و چه برنامههایی برای استمرار ارتباطها طراحی شده است.
چهلوسومین جشنواره فیلم کوتاه تهران را میتوان فرصتی برای مشاهده همین ظرفیت دانست: ظرفیت سینمای کوتاه برای ایجاد شور جمعی، برقراری ارتباط میان آدمها و گشودن مسیرهایی تازه برای تجربه و یادگیری. ارزش جشنواره تنها در روزهایی که چراغ سالنها روشن است خلاصه نمیشود؛ در انگیزهای نیز هست که پس از خاموششدن همان چراغها باقی میماند. اگر فیلمسازی با امید و ایدهای تازه جشنواره را ترک کند، اگر مخاطبی با نگاهی متفاوت به زندگی روزمره بازگردد و اگر گفتوگویی آغازشده در این رویداد ادامه پیدا کند، جشنواره توانسته است از یک تقویم فرهنگی فراتر برود و به بخشی از زندگی سینمایی جامعه تبدیل شود.