
سمیه خاتونی/صبا، ماجرای «غذای نیمروز» از جشنواره فیلم فجر آغاز شد؛ جایی که خبر رسید فیلم مجید مجیدی به دلیل نقصهای فنی به بخش مسابقه نرسیده است. خبری تأسفبار که گمانههایی را درباره آمادگی فیلم و احتمال تمایل نداشتن سازندهاش به حضور در جشنواره فجر به دنبال داشت. فارغ از صحت این گمانهها، پرسش مهم این بود که چرا چنین اتفاقی باید به ابهام و حاشیه میان یک فیلمساز و مهمترین رویداد سینمایی کشور منجر شود؟
حالا «غذای نیمروز» در بوسان جایزه بهترین فیلم را گرفته است؛ اتفاقی که نشان میدهد مسیر جهانی سینما همیشه از جشنوارههای داخلی نمیگذرد. فیلمی که در یک رویداد ملی به نمایش درنیامد، در عرصهای بینالمللی فرصت دیدهشدن پیدا کرد.
جایزهای فراتر از یک تندیس
اهمیت حضور مجیدی در بوسان فقط به دریافت جایزه محدود نمیشود. سخنان او پس از این موفقیت، درباره تحریمها، محدودیتهای دارویی، حمله به مناطق مسکونی و کودکان میناب، بُعد دیگری به این حضور بخشید. او از تریبون یک جشنواره بینالمللی برای بیان دغدغههایی استفاده کرد که در زندگی مردم، معنایی فراتر از خبر و آمار دارند.
شاید همینجا بود که بغض بسیاری از ما شکست؛ نه از این انتظار که همه هنرمندان باید موضعی یکسان داشته باشند، بلکه از نیاز به شنیدن صدایی که بتواند در مقیاسی جهانی از رنج مردم ایران بگوید.
نمیتوان درباره سکوت یا موضعگیری هنرمندان حکمی یکسان صادر کرد؛ اما نمیتوان نادیده گرفت که سخنان یک چهره شناختهشده سینمای ایران در یک رویداد جهانی، ظرفیت تبدیلشدن به صدایی فراتر از مرزهای ملی را دارد. سینما، وقتی با مسئولیت انسانی همراه میشود، میتواند از محدوده پرده نمایش عبور کند و به تریبونی برای دفاع از جان انسانها، امنیت کودکان و صلح تبدیل شود.
از «بچههای آسمان» تا «غذای نیمروز»
مجید مجیدی سالها پیش با «بچههای آسمان» به سینمای جهان معرفی شده بود؛ فیلمی که به جمع نامزدهای نهایی اسکار بهترین فیلم غیرانگلیسیزبان راه یافت، اما جایزه را به «زندگی زیباست» روبرتو بنینی واگذار کرد. اکنون موفقیت «غذای نیمروز» در بوسان بار دیگر توجهها را به سینمای فیلمسازی جلب کرده است که آثارش امکان گفتوگو با مخاطبان فراتر از مرزهای ایران را فراهم میکنند.
در کنار این موفقیت، حضور فیلمهای ایرانی در رقابتهای بینالمللی نیز یادآور ظرفیت سینمای ایران برای روایت تجربهها و واقعیتهای جامعه است؛ ظرفیتی که نباید صرفاً با تعداد جوایز سنجیده شود، بلکه امکان شنیدهشدن صداهای متفاوت را نیز در بر میگیرد.

تبریک به مجیدی، پیش از تماشای فیلم
ما هنوز «غذای نیمروز» را ندیدهایم و نمیتوانیم درباره کیفیت هنری آن داوری کنیم. جایزه نیز جای نقد فیلم را نمیگیرد. بااینحال، میتوانیم به موفقیت یک فیلمساز ایرانی تبریک بگوییم؛ بهویژه وقتی از فرصت حضور جهانی برای طرح دغدغههای انسانی استفاده میکند.
از فجر تا بوسان، آنچه اهمیت دارد فقط مسیر پرحاشیه یک فیلم نیست؛ بلکه این واقعیت است که سینمای ایران همچنان میتواند در جهان دیده شود و صدایش را به گوش مخاطبانی برساند که شاید از واقعیت زندگی مردم ایران فاصله داشته باشند.
به مجید مجیدی تبریک میگوییم؛ برای جایزهای که گرفته و برای فرصتی که فراهم کرده است تا سینما، فراتر از رقابت و افتخار، به زبان رنج انسانها و مطالبه صلح تبدیل شود.