خلافکارهای دوست‌داشتنی و بحران معنا در سریال «کنکل» | مجموعه رسانه ای صبا
امروز پنجشنبه, ۲۳ مهر , ۱۴۰۵ ساعت ۰۲:۳۱:۳۲
«کنکل»زیر ذره‌بین منتقدان صبا؛

خلافکارهای دوست‌داشتنی و بحران معنا در سریال «کنکل»

سریال «کنکل» به کارگردانی رامتین لوافی‌پور، با روایت سرقت گروهی و ترکیب مؤلفه‌های جنایی، کمدی و ابزورد، سه خوانش متفاوت را پیش روی منتقدان قرار داده است؛ حسام فروزان بر شخصیت‌پردازی و جذابیت‌های ژانری اثر تأکید دارد، فرزانه متین از سردرگمی ژانری و ضعف منطق روایی آن انتقاد می‌کند و مصطفی مرشدلو، در عین توجه به امتیازهای فرمی، فقدان پیوندی معنادار میان روایت و جهان اجتماعی مخاطب را مسئله اصلی سریال می‌داند.

زهرا طاهریان/صبا، سریال «کنکل» به کارگردانی رامتین لوافی‌پور از همان ابتدا با ترکیبی از بازیگران شناخته‌شده و روایتی متفاوت از یک سرقت گروهی، توجه مخاطبان را به خود جلب کرد؛ با این حال، واکنش‌ها به این سریال یکدست نیست. فرزانه متین، مصطفی مرشدلو و حسام فروزان در گفت‌وگوهایی جداگانه، هرکدام از زاویه‌ای متفاوت به «کنکل» نگاه کرده‌اند؛ از نقاط قوت آن در فرم، بازی‌ها و ساختار روایی گرفته تا انتقاد از شخصیت‌پردازی، جهان اثر، انگیزه‌های شخصیت‌ها، منطق سرقت و حتی هویت ژانری سریال. مجموعه این دیدگاه‌ها نشان می‌دهد «کنکل» اگرچه در برخی وجوه توانسته تجربه‌ای متفاوت ارائه دهد، در عبور از جذابیت‌های ظاهری و رسیدن به انسجام روایی و معنایی، همچنان با نقدهای جدی مواجه است.

حسام فروزان: «کنکل» خلافکارهای دوست‌داشتنی خلق کرده است

 حسام فروزان با اشاره به تلفیق ژانرهای جنایی، کمدی و ابزورد در سریال «کنکل» به کارگردانی رامتین لوافی‌پور، شخصیت‌پردازی متفاوت، بازی‌های قابل‌توجه و روایت غیرقابل‌پیش‌بینی را از نقاط قوت این مجموعه دانست و تأکید کرد که موفقیت نهایی آن به چگونگی جمع‌بندی روایت و سرانجام شخصیت‌ها وابسته است.

بازی با ژانر و غافلگیری مخاطب

حسام فروزان، منتقد سینما، در ارزیابی سریال «کنکل» ساخته رامتین لوافی‌پور، تلفیق ژانری را یکی از ویژگی‌های اصلی این مجموعه دانست. به گفته او، سریال در ابتدا مخاطب را با یک درام جنایی ـ پلیسی مواجه می‌کند، اما به‌تدریج مؤلفه‌های کمدی و ابزورد نیز وارد روایت می‌شوند و این رفت‌وآمد میان ژانرها تا قسمت‌های بعدی ادامه پیدا می‌کند.

فروزان با اشاره به شباهت‌هایی میان طرح سرقت گروهی در «کنکل» و فیلم «یازده یار اوشن»، ریتم مناسب، موسیقی جذاب و صحنه‌های تعقیب‌وگریز را از دیگر امتیازهای اثر برشمرد. از نظر او، سریال با استفاده از طنزی زیرپوستی و غافلگیری‌های روایی، بارها پیش‌بینی مخاطب را برهم می‌زند و اجازه نمی‌دهد داستان به مسیری کاملاً قابل‌حدس تبدیل شود.

ضدقهرمان‌هایی که مخاطب با آن‌ها همراه می‌شود

این منتقد، شخصیت‌پردازی را از مهم‌ترین نقاط قوت «کنکل» دانست و گفت برخلاف الگوی متعارف آثار پلیسی، در این سریال با قهرمانانی کاملاً مثبت یا ضدقهرمانانی یکسره منفی روبه‌رو نیستیم؛ بلکه گروهی از آدم‌های معمولی در موقعیتی خلافکارانه قرار گرفته‌اند که تماشاگر می‌تواند با آن‌ها همدلی کند و حتی امیدوار باشد نقشه‌شان موفق شود.

به اعتقاد فروزان، شخصیت‌های سریال به‌واسطه ویژگی‌های فردی و بازی بازیگران، هویت متمایزی پیدا کرده‌اند. او بازی صابر ابر در نقش ابی جندقی را به‌دلیل لحن خاص، رفتارهای پیش‌بینی‌ناپذیر و توجه او به مسائل حاشیه‌ای، متفاوت ارزیابی کرد. همچنین پدرام شریفی با لحن و شوخ‌طبعی تلخ شخصیتش، در شکل‌گیری فضای کمیک اثر نقش دارد؛ درحالی‌که حضور ستاره پسیانی در کنار مهدی پاکدل و هانیه توسلی به حفظ تعادل میان وجوه کمیک و جدی روایت کمک می‌کند.

رفاقت در دل یک ماجرای جنایی

فروزان معتقد است «کنکل» صرفاً درباره سرقت و تعقیب پلیسی نیست، بلکه رفاقت، صمیمیت و همراهی شخصیت‌ها نیز در مرکز توجه قرار دارد. از نظر او، کل‌کل‌های فوتبالی و شوخی‌های میان شخصیت‌ها، حتی در موقعیت‌های بحرانی، فضایی ابزورد می‌سازند که سریال را از یک روایت جنایی متعارف متمایز می‌کند.

او جسارت لوافی‌پور در تجربه‌کردن روایت و شخصیت‌های متفاوت را برای نخستین تجربه سریالی این فیلم‌ساز قابل‌توجه دانست و «کنکل» را تلاشی برای پیشنهاد شکل تازه‌ای از درام در شبکه نمایش خانگی ارزیابی کرد.

بااین‌حال، فروزان در کنار این امتیازها بر یک شرط اساسی تأکید دارد: سریال باید بتواند عناصر جذاب خود را به نتیجه‌ای منسجم و رضایت‌بخش برساند. به اعتقاد او، اگر پایان‌بندی نتواند شخصیت‌ها و خطوط روایی را به جمع‌بندی مناسبی برساند، بخشی از ارزش‌های فرمی و روایی مجموعه از دست خواهد رفت.

فرزانه متین: «کنکل» در هویت ژانری سرگردان است

فرزانه متین با انتقاد از هویت ژانری، شخصیت‌پردازی و منطق روایی سریال «کنکل»، این اثر را یک شبه‌تریلر ضعیف دانست و معتقد است رامتین لوافی‌پور در این مجموعه، برخلاف تجربه سینمایی پیشین خود «هت‌تریک»، نتوانسته از ظرفیت بازیگران و موقعیت داستانی برای خلق روایتی منسجم و باورپذیر استفاده کند.

نه جنایی منسجم، نه معمایی و نه کمدی

فرزانه متین، منتقد سینما، مهم‌ترین ضعف «کنکل» را سردرگمی در انتخاب و اجرای ژانر دانست. از نگاه او، سریال نه قواعد ژانر جنایی را به‌درستی رعایت می‌کند، نه به ساختاری معمایی دست می‌یابد و نه در شکل‌دادن به کمدی موفق است. او حاصل این ترکیب را «شبه‌تریلری بسیار ضعیف» می‌داند که رگه‌های طنز آن، به‌جای تقویت روایت، مانع از حرکت منسجم داستان می‌شوند.

متین معتقد است شوخی‌ها و کل‌کل‌های فوتبالی در «کنکل» گاه چنان گسترش پیدا می‌کنند که پیرنگ اصلی، یعنی طراحی و اجرای سرقت، زیر سایه خرده‌روایت‌ها قرار می‌گیرد. به اعتقاد او، پرداختن مکرر به فوتبال در موقعیت‌هایی که باید تنش و پیچیدگی نقشه سرقت در مرکز توجه باشد، از انسجام روایت می‌کاهد.

فاصله گرفتن از تجربه «هت‌تریک»

این منتقد با مقایسه «کنکل» و فیلم سینمایی «هت‌تریک» ساخته پیشین لوافی‌پور، تأکید کرد که به‌جز حضور کل‌کل‌های فوتبالی، اشتراک تعیین‌کننده‌ای میان دو اثر نمی‌بیند. او «هت‌تریک» را از نظر شکل و شمایل روایی، انسجام فیلم‌نامه و کیفیت بازی‌ها اثری منسجم‌تر ارزیابی کرد و معتقد است «کنکل» نسبت به تجربه قبلی کارگردان چندین پله عقب‌تر است.

از نظر متین، استفاده از بازیگران شناخته‌شده یکی از عوامل اصلی جذب مخاطب به «کنکل» بوده است؛ اما حضور چهره‌های مطرح به‌تنهایی نتوانسته ضعف‌های ساختاری سریال را جبران کند.

بازیگران مطرح در غیاب شخصیت‌پردازی

متین شخصیت‌پردازی را یکی از جدی‌ترین کاستی‌های «کنکل» می‌داند. به اعتقاد او، شخصیت‌ها بیش از آنکه از فردیت، پیچیدگی و هویت روانی مشخصی برخوردار باشند، نماینده تیپ‌هایی آشنا هستند و در مواردی حالتی مقوایی پیدا می‌کنند.

او معتقد است این ضعف باعث شده بازیگرانی مانند صابر ابر، پدرام شریفی، ستاره پسیانی و هانیه توسلی نتوانند با تکیه بر توانایی‌های خود به شخصیت‌هایی ماندگار و باورپذیر برسند. در نتیجه، شخصیت‌ها بیشتر در خدمت پیشبرد حداقلی روایت قرار گرفته‌اند و روابط میان آن‌ها نیز از ظرفیت لازم برای ایجاد جذابیت دراماتیک برخوردار نیست.

کارخانه‌ای دور از منطق واقعیت

بخش دیگری از انتقاد متین به منطق سرقت و بازنمایی محیط کارخانه بازمی‌گردد. به گفته او، سریال در ارائه اطلاعات روشن درباره مواد اولیه‌ای که به سرقت می‌روند، تعلل می‌کند و در عین حال، محیط کارخانه را فضایی کم‌نظارت و فاقد سازوکارهای قابل‌باور کنترل و امنیت نشان می‌دهد.

رفت‌وآمد آسان کارکنان، نبود نظارت مؤثر بر حضور و فعالیت آن‌ها و تکرار سرقت‌ها بدون واکنش متناسب، از جمله مواردی است که به باور این منتقد، باورپذیری موقعیت اصلی داستان را تضعیف می‌کند. او معتقد است حتی اگر هدف سریال حرکت به سمت کمدی باشد، این انتخاب نمی‌تواند جایگزین منطق درونی روایت شود.

متین همچنین حواشی مربوط به توقف و ازسرگیری انتشار سریال را از عوامل افزایش کنجکاوی مخاطبان می‌داند، اما تأکید می‌کند که بخشی از جذابیت فعلی «کنکل» را باید به شهرت بازیگران و حواشی انتشار آن نسبت داد، نه لزوماً کیفیت هنری مجموعه.

مصطفی مرشدلو: «کنکل» خلاق است، اما به خلق معنا نمی‌رسد

مصطفی مرشدلو با تفکیک وجوه فرمی و محتوایی سریال «کنکل»، فیلم‌برداری، میزانسن، طراحی شخصیت‌ها و ساختار خرده‌روایت‌ها را از امتیازهای اثر دانست؛ بااین‌حال، معتقد است مجموعه در توضیح انگیزه سرقت، ترسیم نسبت شخصیت‌ها با جامعه و خلق معنایی مرتبط با زیست مخاطب ناکام می‌ماند.

سرقت به‌مثابه روایتی آشنا در تاریخ سینما

مصطفی مرشدلو، منتقد سینما، «کنکل» را در امتداد سنت آثاری ارزیابی کرد که در آن‌ها سرقت از ثروتمندان یا صاحبان قدرت، زمینه‌ای برای همراهی مخاطب با شخصیت‌های خلافکار فراهم می‌کند. او با اشاره به نمونه‌هایی چون رابین هود و زورو در روایت‌های کلاسیک و آثاری مانند «سرقت پول» در نمونه‌های معاصر، معتقد است «کنکل» نیز از همین الگو بهره می‌گیرد.

در این سریال، گروهی از کارگران کارخانه با مشارکت یکدیگر دست به سرقت مواد اولیه می‌زنند؛ اقدامی که بنا بر روایت، با مشکلات مالی، بهبود شرایط زندگی یا حمایت از دیگر کارگران ارتباط پیدا می‌کند. بااین‌حال، از نظر مرشدلو، استفاده از چنین مضمونی زمانی به نتیجه می‌رسد که اثر بتواند انگیزه شخصیت‌ها و نسبت عمل آن‌ها با شرایط اجتماعی را روشن کند.

خرده‌روایت‌ها و شخصیت‌هایی با فردیت متمایز

مرشدلو ساختار روایی و ارتباط خرده‌روایت‌ها با خط اصلی داستان را از نقاط قوت «کنکل» می‌داند. به اعتقاد او، این خرده‌روایت‌ها به شکل‌گیری تعلیق کمک می‌کنند و مخاطب را در قسمت‌های مختلف با موقعیت‌های تازه‌ای روبه‌رو می‌سازند.

او همچنین شخصیت‌پردازی سریال را قابل‌توجه ارزیابی می‌کند و معتقد است تفاوت‌های رفتاری و ادراکی شخصیت‌ها، حتی در موقعیت‌های مشابه، به روایت انسجام می‌بخشد. برای نمونه، ابی و نامدار با وجود شوخ‌طبعی و کل‌کل‌های فوتبالی، در بزنگاه‌ها واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند که از تفاوت‌های ذهنی و شخصیتی آن‌ها ناشی می‌شود.

از نظر این منتقد، خطاها و سوتی‌های شخصیت‌ها نیز به ضرباهنگ داستان کمک می‌کند و فضای اثر را از خشکی یک روایت مبتنی بر برنامه‌ریزی سرقت دور نگه می‌دارد.

فیلم‌برداری و میزانسن در خدمت تعلیق

مرشدلو در ارزیابی وجوه فنی و بصری «کنکل»، فیلم‌برداری روی دست و حس اضطرابی را که به مخاطب منتقل می‌کند، متناسب با فضای داستان می‌داند. به اعتقاد او، این شیوه فیلم‌برداری با موقعیت‌های پرتنش روایت هماهنگ است و به تقویت ضرباهنگ کمک می‌کند.

او همچنین نورپردازی و طراحی میزانسن را از جنبه‌هایی می‌داند که نشانه‌هایی از اجرای حرفه‌ای در آن‌ها دیده می‌شود. بااین‌حال، از نگاه مرشدلو، این امتیازهای فرمی به‌تنهایی برای تبدیل سریال به اثری برخوردار از عمق محتوایی کافی نیستند.

چرا سرقت شخصیت‌ها توجیه نمی‌شود؟

محور اصلی نقد مرشدلو به فاصله میان جذابیت‌های فرمی و ظرفیت معنایی «کنکل» بازمی‌گردد. او معتقد است سریال در مناسبات فردی شخصیت‌ها متوقف می‌ماند و ارتباط آن‌ها با جامعه و مسائل کلان اجتماعی چندان شکل نمی‌گیرد. از این منظر، اثر به جهانی ذهنی و نسبتاً مستقل از زمان و مکان مشخص تبدیل می‌شود که ارتباط محدودی با تجربه روزمره مخاطب دارد.

این ضعف، به باور مرشدلو، در انگیزه شخصیت‌ها برای سرقت نیز آشکار است. وضعیت مادی و رفاهی بسیاری از آن‌ها در ظاهر چندان نامطلوب نیست و سریال به‌روشنی توضیح نمی‌دهد که هدف نهایی آن‌ها از سرقت چیست یا قرار است این اقدام چه تغییری در زندگی‌شان ایجاد کند.

از سوی دیگر، شخصیت صاحب کارخانه نیز به‌اندازه‌ای پرداخت نمی‌شود که مخاطب بتواند درباره مناسبات اقتصادی و اخلاقی حاکم بر ماجرا داوری کند. در نتیجه، سریال نه دلایل کافی برای همدلی با سارقان ارائه می‌دهد و نه تصویری روشن از شرایطی می‌سازد که سرقت را در جهان داستان توجیه کند.

غلبه فرم بر محتوا

مرشدلو در جمع‌بندی خود تأکید می‌کند که «کنکل» در سطح فرم و زیبایی‌شناسی، نوآوری‌ها و ظرافت‌های قابل‌توجهی دارد، اما این ویژگی‌ها به خلق محتوایی عمیق و معنادار منجر نمی‌شوند. از نظر او، سریال نمی‌تواند میان روایت سرقت، وضعیت اجتماعی شخصیت‌ها و چالش‌های زندگی معاصر ارتباطی مؤثر برقرار کند.

به اعتقاد این منتقد، مسئله اصلی «کنکل» نه فقدان جذابیت‌های روایی، بلکه ناتوانی در تبدیل این جذابیت‌ها به تجربه‌ای معنادار برای مخاطب است؛ شکافی میان فرم و محتوا که مانع از شکل‌گیری پیوندی عمیق میان جهان سریال و زیست‌جهان تماشاگر می‌شود./روزنامه صبا

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها