«آرزوهای کوچک»؛ بازگشت حسین پارسایی به اصالت تئاتر در روزگار اجراهای پرهزینه | مجموعه رسانه ای صبا
امروز سه‌شنبه, ۲۱ مهر , ۱۴۰۵ ساعت ۰۹:۵۸:۴۰

«آرزوهای کوچک»؛ بازگشت حسین پارسایی به اصالت تئاتر در روزگار اجراهای پرهزینه

در روزگاری که بخش قابل‌توجهی از توجهات در تئاتر ایران به اجراهای پرزرق‌وبرق، چهره‌های شناخته‌شده و بلیت‌های گران‌قیمت معطوف شده است، خبر اجرای نمایش موزیکال «آرزوهای کوچک» در تالار وحدت قابل‌تأمل است.

یادداشت مهمان/ صبا، علی نعیمی فعال رسانه نوشت: در روزگاری که بخش قابل‌توجهی از توجهات در تئاتر ایران به اجراهای پرزرق‌وبرق، چهره‌های شناخته‌شده و بلیت‌های گران‌قیمت معطوف شده است، خبر اجرای نمایش موزیکال «آرزوهای کوچک» در تالار وحدت، چند ویژگی قابل‌تأمل دارد؛ ویژگی‌هایی که این اثر را حتی پیش از آغاز اجرا، به یکی از تجربه‌های کنجکاوی‌برانگیز فصل تئاتر تبدیل می‌کند. نمایشی با حضور سیامک صفری و غزل شاکری، به نویسندگی محمدرضا کوهستانی و کارگردانی حسین پارسایی، می‌تواند فراتر از یک اجرای معمولی، پرسشی مهم را درباره نسبت تئاتر با مخاطب و مسئولیت اجتماعی هنر مطرح کند.
ترکیب بازیگران، نام‌های آشنا در گروه اجرایی، موضوع انسانی نمایش و مهم‌تر از همه، اختصاص درآمدهای آن به امور نیکوکاری مرتبط با کودکان، مجموعه‌ای از نشانه‌ها را کنار هم قرار می‌دهد که می‌توان از خلال آن‌ها درباره کارکرد اجتماعی تئاتر و نسبت آن با مخاطب امروز سخن گفت.

نخستین ویژگی «آرزوهای کوچک»، پیوند خوردن اجرای یک اثر نمایشی با مسئولیت اجتماعی است. این نمایش با حمایت دیجی‌کالا مهر روی صحنه می‌رود و بنا بر اعلام گروه، تمامی درآمدهای آن صرف امور نیکوکاری مربوط به کودکان خواهد شد. چنین رویکردی، اگر در اجرا نیز با شفافیت و پایبندی به همین هدف همراه باشد، می‌تواند نمونه‌ای معنادار از همکاری میان هنر و فعالیت‌های خیرخواهانه باشد. تئاتر در این شکل از برگزاری، فقط محصولی برای مصرف فرهنگی نیست؛ بلکه زمینه‌ای فراهم می‌کند تا تماشاگر، در کنار تجربه یک اثر هنری، در اقدامی اجتماعی نیز مشارکت داشته باشد.

انتخاب قصه کودکان بی‌خانمان که همچنان به فردا امید دارند، در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. عنوان «آرزوهای کوچک» از جهانی حرف می‌زند که در آن، خواسته‌هایی ساده ممکن است برای گروهی از کودکان به آرزوهایی دور از دسترس تبدیل شده باشند. البته ارزش هنری یک نمایش را نمی‌توان صرفاً با نیت خیرخواهانه آن سنجید و پرداختن به موضوعی انسانی نیز به‌تنهایی ضامن کیفیت یک اثر نیست؛ اما همراه شدن این مضمون با سازوکاری که درآمد اجرا را به حمایت از کودکان اختصاص می‌دهد، میان موضوع نمایش و شیوه عرضه آن ارتباطی قابل‌توجه ایجاد می‌کند. این همان نقطه‌ای است که هنر می‌تواند از محدوده سالن فراتر برود و به زندگی واقعی پیوند بخورد.

ویژگی دیگر این اجرا را باید در شرایط اقتصادی و الگوی قیمت‌گذاری بخشی از تئاتر امروز جست‌وجو کرد. در سال‌های اخیر، گسترش اجراهای پرهزینه و افزایش قیمت بلیت بعضی نمایش‌ها، دسترسی بخش‌هایی از جامعه به تماشای تئاتر را دشوارتر کرده است. در چنین شرایطی، هر تلاشی برای فراهم کردن امکان حضور مخاطبان با هزینه‌ای مناسب‌تر، اهمیت پیدا می‌کند. تئاتر هنری زنده و وابسته به ارتباط مستقیم بازیگر و تماشاگر است؛ ارتباطی که هرچه امکان تجربه آن برای طیف گسترده‌تری از مردم فراهم باشد، می‌تواند به پویایی بیشتر این هنر کمک کند.

البته هنوز نمی‌توان صرفاً بر اساس خبر اجرای «آرزوهای کوچک» درباره قیمت نهایی بلیت‌ها یا میزان استقبال عمومی نتیجه قطعی گرفت. بااین‌حال، اگر سیاست اجرایی این اثر بر دسترس‌پذیری بیشتر و دوری از قیمت‌گذاری‌های بازدارنده استوار باشد، می‌تواند نمونه‌ای قابل‌توجه از توجه به مخاطب باشد؛ مخاطبی که نباید برای تماشای یک نمایش، ناچار به عبور از مانع هزینه‌های سنگین شود. اصالت تئاتر الزاماً در ساده بودن دکور، محدود بودن امکانات یا ارزان بودن تولید خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در حفظ پیوند میان اثر، هنرمند و تماشاگر معنا پیدا می‌کند. هنر نمایش زمانی می‌تواند جایگاه اجتماعی خود را حفظ کند که امکان تماشای آن به امتیازی محدود برای گروهی خاص تبدیل نشود.

در کنار این ملاحظات، ترکیب بازیگران «آرزوهای کوچک» یکی از دلایل اصلی توجه به این پروژه است. غزل شاکری که تجربه حضور در سینما، تلویزیون، شبکه نمایش خانگی و تئاتر را دارد، در این نمایش نقش «خانوم» را بازی می‌کند. حضور او می‌تواند به شکل‌گیری یکی از محورهای جذاب اجرایی اثر کمک کند؛ به‌ویژه آنکه تئاتر، برخلاف تصویر ضبط‌شده، امکان مواجهه بی‌واسطه با بازیگر و جزئیات اجرای زنده را فراهم می‌آورد.
اما شاید یکی از کنجکاوی‌برانگیزترین اتفاق‌های این اجرا، بازگشت سیامک صفری به صحنه تئاتر پس از سه سال دوری باشد. صفری از بازیگرانی است که نامش با تجربه‌های جدی و متفاوت تئاتری گره خورده و حضور دوباره‌اش روی صحنه، برای علاقه‌مندان این هنر اتفاقی قابل‌توجه محسوب می‌شود. او در «آرزوهای کوچک» نقش «بابا» را ایفا می‌کند. در کنار او، رایان سرلک نیز در نقش «خوشگله» حضور دارد. کنار هم قرار گرفتن بازیگرانی با تجربه‌ها و نسل‌های متفاوت، این امکان را به وجود می‌آورد که مخاطب با ترکیبی متنوع از شیوه‌های بازی و ظرفیت‌های اجرایی روبه‌رو شود؛ ترکیبی که نتیجه نهایی آن را باید در خود نمایش و روی صحنه دید.

در بخش کارگردانی نیز نام حسین پارسایی به چشم می‌خورد؛ کارگردانی که کارنامه‌اش در تولید و اجرای آثار نمایشی، از جمله پروژه‌های بزرگ و پرمخاطب، قابل بررسی است. تجربه او در مدیریت اجراهایی با ابعاد اجرایی گسترده، می‌تواند در شکل‌گیری یک نمایش موزیکال نقش تعیین‌کننده‌ای داشته باشد؛ گونه‌ای که هماهنگی میان بازی، موسیقی، حرکت و طراحی صحنه در آن اهمیت ویژه‌ای دارد. در سوی دیگر، نام محمدرضا کوهستانی به‌عنوان نویسنده اثر قرار دارد؛ نویسنده و نمایشنامه‌نویسی که در فضای تئاتر ایران شناخته شده است و حضورش می‌تواند یکی دیگر از دلایل توجه به این پروژه باشد. جمع شدن این تجربه‌ها در یک گروه، انتظاری طبیعی برای تماشای نتیجه کار ایجاد می‌کند؛ هرچند ارزش نهایی اثر، در نهایت به کیفیت متن و اجرای آن وابسته خواهد بود.

«آرزوهای کوچک» از همین حالا چند پرسش مهم را پیش روی تماشاگر قرار می‌دهد: آیا می‌توان نمایشی موزیکال و برخوردار از گروهی شناخته‌شده را به تجربه‌ای اجتماعی و در دسترس تبدیل کرد؟ آیا حمایت از کودکان می‌تواند از سطح یک شعار تبلیغاتی فراتر برود و در ساختار اجرای یک اثر هنری معنا پیدا کند؟ و آیا تئاتر می‌تواند بار دیگر مخاطبانی را جذب کند که به دلایل اقتصادی، از سالن‌ها فاصله گرفته‌اند؟

پاسخ این پرسش‌ها را باید پس از آغاز اجرا و مواجهه با خود اثر جست‌وجو کرد. بااین‌حال، کنار هم قرار گرفتن موضوعی انسانی، هدفی خیرخواهانه، حضور بازیگران شناخته‌شده و تجربه گروه اجرایی، «آرزوهای کوچک» را به نمایشی تبدیل می‌کند که تماشای آن از پیش جذاب به نظر می‌رسد. شاید اهمیت این اجرا، فراتر از موفقیت یا ناکامی یک تولید مشخص، در یادآوری این نکته باشد که تئاتر پیش از آنکه به رقابت بر سر جلوه‌های پرهزینه و قیمت‌های بالاتر تبدیل شود، هنری برای ارتباط، اندیشیدن و شریک شدن در تجربه انسانی بوده است.

اکنون باید منتظر ماند و دید «آرزوهای کوچک» در تالار وحدت چگونه این ظرفیت‌ها را به تجربه‌ای زنده بدل می‌کند. برای علاقه‌مندان تئاتر، بازگشت سیامک صفری، حضور غزل شاکری و رایان سرلک و همکاری حسین پارسایی با محمدرضا کوهستانی، به‌تنهایی دلایل کافی برای کنجکاوی‌اند، اما آنچه می‌تواند این کنجکاوی را به خاطره‌ای ماندگار تبدیل کند، کیفیت اجرا و توانایی آن در پیوند دادن هنر با زندگی است. شاید از دل همین تجربه، بار دیگر فرصتی فراهم شود تا تئاتر نه فقط به‌عنوان کالایی برای خریدن، بلکه به‌عنوان هنری برای دیدن، فهمیدن و سهیم شدن در رنج و امید دیگران به جایگاه اصیل خود نزدیک شود.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها