
ناصر ارباب/صبا، نمایش «اتاق رختکن شماره ۱۶» به نویسندگی سهند خیرآبادی و با بازی و کارگردانی امیر کربلاییزاده، پس از اجرای نخست خود در عمارت هما، بار دیگر روی صحنه رفته است. این نمایش که در قالب یک اثر تکبازیگر اجرا میشود، از ۲۳ مردادماه در پردیس تئاتر شهرزاد میزبان مخاطبان شده است.
کربلاییزاده در گفتوگو با صبا، درباره دلیل اجرای مجدد این اثر معتقد است اجرای نخست نتوانسته تمام ظرفیتهای موردنظر او را محقق کند. او در اینباره گفت: «بار اولی که نمایش اجرا شد احساس کردم جان کلام گفته نشد. از یک طرف با حادثه فوت برادرم مواجه شدم و چند روزی نتوانستم اجرا بروم و از طرف دیگر شرایط اجرایی که در سالن قبلی میخواستم، به وجود نیامده بود. این بار در شهرزاد احساس کردم با توجه به امکانات و تیم مدیریتی جدیدی که آمده، شرایط موردنظر برای اجرا فراهم است و تصمیم گرفتم دوباره نمایش را روی صحنه ببرم.»
«رختکن شماره ۱۶» استندآپ کمدی نیست
این بازیگر درباره تفاوت میان «اتاق رختکن شماره ۱۶» و استندآپ کمدی نیز توضیح داد و گفت: «در استندآپ کمدی یک هنرمند کمدین داریم که بدون دکور، لباس، افکت و حتی امکانات اضافه، با متن و ساختار شوخینویسی و ارتباط با مخاطب خودش ارتباط برقرار میکند.»
کربلاییزاده با تأکید بر تفاوت این شیوه با مونولوگ تئاتری اظهار کرد: «میزانسن به معنای آنچه ما در یک مونولوگ تئاتر میبینیم، در استندآپ وجود ندارد. در استندآپ خلق موقعیت در یک فضای کوچک توسط یک هنرمند کمدی اتفاق میافتد، اما در مونولوگ ما یک کاراکتر خلق کردهایم که زندگی و دنیای خودش را دارد و ما از دریچه دیوار چهارم وارد دنیای آن کاراکتر میشویم.»
او درباره تغییرات اجرای جدید نیز بیان کرد: «اجرای اول ۸۵ دقیقه بود، اما با توجه به اینکه تماشاگر امروز کارهای جمعوجورتر را، مخصوصاً وقتی مونولوگ باشد، بیشتر دوست دارد، تصمیم گرفتم زمان نمایش را کاهش بدهم. از طرفی دوست داشتم ریتم و تمپوی کار سریعتر باشد.»
به گفته او، واکنش مخاطبان نیز نشان داده که این تغییر برای تماشاگران قابل قبول بوده است: «در اجرای اول تماشاگران میگفتند متوجه ۸۵ دقیقه کار نشدیم. الان هم که نمایش ۶۵ دقیقه شده، خیلیها میآیند و میگویند چرا زود تمام شد؛ تازه داشتیم با این کاراکتر همراه میشدیم و دوست داشتیم بخشهای دیگری از زندگی و اتفاقات بعدی او را ببینیم.»
«شوخی جنسی در تمام دنیا بخشی از کمدی است»
کربلاییزاده در ادامه درباره شوخیهای جنسی در کمدی و نحوه استفاده از این نوع شوخیها در آثار نمایشی و فضای مجازی گفت: «شوخیهای جنسی در تمام دنیا طرفدار دارند. شما فیلمهایی را میبینید که شوخی جنسی دارند، چون این شوخیها در میان مردم خیلی به شکل مستقیم بیان نمیشوند و وقتی در یک اثر هنری دیده میشوند، هنرمند به بخش عریان ذهن مخاطب دست میگذارد.»
او البته بر اهمیت توجه به رده سنی مخاطب تأکید کرد و افزود: «منظورم تماشاگری است که شرایط سنی لازم را دارد. در تمام دنیا هم از ردهبندیهای مثبت ۱۵ و مثبت ۱۸ استفاده میکنند تا مخاطب هدف بداند چه اثری را انتخاب میکند.»
این بازیگر با اشاره به تفاوتهای فرهنگی در نحوه مواجهه با چنین شوخیهایی اظهار کرد: «در کشور ما گاهی حواس بعضی از کمدینها به عرف جامعه نیست. شاید مخاطب وقتی به تئاتر میرود، خودش انتخاب کرده باشد که آن اثر را ببیند، اما وقتی همین محتوا در فضای مجازی منتشر میشود، شاید جامعه هنوز آمادگی پذیرش شوخیهای جنسی با شکلی را که بعضی از کمدینها ارائه میکنند، نداشته باشد.»

«شوخی اروتیک مستقیم زدن، امروز هنر نیست»
کربلاییزاده معتقد است کمدی هوشمندانه باید به جای بیان مستقیم، بخشی از معنا را به مخاطب واگذار کند. او گفت: «به نظر میرسد یک رنسانس باید اتفاق بیفتد و چند سال زمان نیاز است تا آدمها انتخاب کنند که چه نوع کمدی را ببینند.»
او با اشاره به نمونههایی از کمدی در جهان ادامه داد: «امروز دنیا هم دارد به سمت استندآپهایی میرود که کمدینهایی مثل جری ساینفلد اجرا میکنند؛ کمدینهایی که شوخیهای اروتیک را کادوپیچ میکنند و هوشمندانه میگویند و اجازه میدهند مخاطب خودش بفهمد منظور چیست. در این حالت تماشاگر بیشتر میخندد، چون احساس میکند خودش چیزی را کشف کرده است؛ انگار یک صندوقچه اسراری است که فقط خودش کلید و رمز آن را داشته. این برای تماشاگر هیجان و جذابیت بیشتری دارد.»
او افزود: «من خودم سر کلاس به بچهها میگویم امروز شوخی اروتیک مستقیم یا جنسی زدن، هنر نیست. اینکه بتوانی با یک شوخی هوشمندانه و کادوپیچشده یک شوخی اروتیک را مطرح کنی، به شکلی که فقط عدهای از تماشاگران آن را بفهمند، برای مخاطب هیجان و جذابیت بیشتری دارد.»
«کامنت خوب یا بد الزاماً به معنای خوب یا بد بودن اثر نیست»
کارگردان «رختکن شماره ۱۶» درباره کامنتهای مخاطبان در صفحات فروش بلیت نیز گفت که نمیتوان صرفاً بر اساس این نظرات درباره کیفیت یک اثر قضاوت کرد.
او گفت: «بعضی از این کامنتها گاهی همراه با غرضورزی و حتی هدایتشده هستند. این برای هنر که همینجوری هم محجوب و مظلوم است، خیلی بد است که بعضی آدمها به صورت سیستماتیک، گروهی یا دستهای تصمیم بگیرند نمایش یا گروهی را خراب کنند و شروع به گذاشتن کامنتهای اینچنینی کنند.برعکسش هم داریم؛ بعضیها به صورت دستهای یا گروهی کامنت میگذارند. اما قاعدتاً تا آدمها خودشان نروند نمایش را نبینند، نمیتوانند سره را از ناسره تشخیص بدهند.»
او ادامه داد: «لزوماً کامنت خوب یا بد به معنای خوب یا بد بودن اثر نیست. مخاطب باید خودش تصمیم بگیرد و سابقه، ریشه و رزومه گروهی را که قرار است کارش را ببیند بررسی کند. اگر آن رزومه خوب باشد، قاعدتاً با کاری مواجه است که آن گروه برای نام و امضای خودش احترام قائل است.»
این بازیگر در پایان این بخش با اشاره به ماهیت هنر گفت: «یک بزرگی همیشه میگوید من راز موفقیت را نمیدانم، اما راز شکست این است که بخواهی همه را راضی نگه داری. به اندازه کسانی که از «رختکن شماره ۱۶» خوششان میآید، کسانی هم هستند که از آن خوششان نمیآید و این ذات هنر است. مهم این است که بتوانی برای مخاطب هدفت یک لحظه فراموشنشدنی و جذاب به وجود بیاوری.»
«پنج یا شش سال دیگر سالنهای تئاتر ۱۰ برابر پرتر میشوند»
کربلاییزاده در بخش پایانی صحبتهای خود درباره آینده تئاتر در مواجهه با فناوری و هوش مصنوعی ابراز خوشبینی کرد و گفت: «نمایش از پس اتفاقات، بحرانها و همه مصائب روزگار، از ۲۵۰۰ سال قبل از میلاد مسیح تا امروز گذشته و نهتنها چیزی باعث نابودی آن نشده، بلکه این اتفاقات باعث غنای آن شده است. من همچنان معتقدم پنج یا شش سال دیگر سالنهای نمایش ۱۰ برابر پرتر و سالنهای اجرای خوانندهها هم ۱۰ برابر پرتر میشوند.»
به اعتقاد این کارگردان، گسترش هوش مصنوعی در نهایت نیاز انسان به تجربه زنده و مواجهه مستقیم با هنرمند را بیشتر خواهد کرد. او گفت: «آدمها تا ته هوش مصنوعی میروند. با هوش مصنوعی میتوانید فیلمساز شوید، آهنگهای مختلف تولید کنید و صداهای مختلف خوانندهها را بازسازی کنید؛ کما اینکه همین حالا هم چنین اتفاقاتی وجود دارد.»
کربلاییزاده ادامه داد: «اما آدمها به یک جایی میرسند که اجرای زنده میخواهند. دوست دارند نفس خواننده را احساس کنند، بعد با او عکس بگیرند و او را ببینند. این ارزش هنر تئاتر را بیشتر میکند؛ چون اسمش هنر تئاتر است و بر اساس انسان تعریف میشود.»
او در توضیح تفاوت سینما و تئاتر نیز گفت: «من همیشه میگویم فراموش نکنیم چرا میگوییم صنعت سینما؛ چون سینما بر اساس دوربین تعریف میشود. اگر دوربین نباشد، هرکسی را هم که بیاورید چیزی نیست که آن را ثبت کند، اما در تئاتر اگر بازیگر نباشد، هرچقدر تماشاگر و امکانات داشته باشید، کسی نیست که آن را اجرا کند.»
کربلاییزاده در پایان با تأکید بر ضرورت حمایت از تئاتر خاطرنشان کرد: «امیدوارم به جایی برسیم که تئاتر جزو سوبسید دولت قرار بگیرد؛ دولتها بیایند و بگویند این حمایت فقط برای استفاده از تئاتر و هنر است.»
او پیشنهاد داد: «مثل کالابرگ، یک کالابرگ هنری یا فرهنگی داشته باشیم که مردم با آن بتوانند به موزه، تئاتر یا کنسرت بروند. واقعاً آرزو دارم روزی هر خانواده یک کالابرگ فرهنگی داشته باشد تا بدون دغدغه اینکه چقدر باید هزینه کند، بتواند از هنرمندان خودش استفاده کند.»