
به گزارش صبا، روابط عمومی خانه سینما، در ادامه سلسله گفتوگوهای این نهاد با رؤسای صنوف سینمایی، بهرام بداخشانی، رئیس انجمن صنفی مدیران فیلمبرداری، درباره مسائل صنفی، جایگاه خانه سینما و تجربه همکاری با برخی از مهمترین فیلمسازان سینمای ایران گفت. بداخشانی با تأکید بر ضرورت استقلال مالی خانه سینما اظهار کرد: «یکی از مهمترین دغدغههای من درباره صنف مدیران فیلمبرداری، تقویت استقلال آن است. اگر اختصاص دو درصد از فروش فیلمها به خانه سینما محقق میشد، این نهاد میتوانست پشتوانه مالی مناسبی برای اعضا فراهم کند و در روزهای نیاز به حمایت آنان بپردازد. در چنین شرایطی حتی این امکان وجود داشت که صنوف هزینههای مربوط به عضویت اعضا را نیز تقبل کنند.»
وی با بیان اینکه انتظار چندانی از خانه سینما ندارد، افزود: «اینکه مدیرعامل و هیأترئیسه خانه سینما امروز تلاش میکنند این خانه را فعال، پابرجا و مستحکم حفظ کنند، بسیار ارزشمند است. مهمترین خواسته ما از آنان، آگاهیبخشی به صنوف است؛ اینکه اعضا بدانند صنف چه جایگاهی دارد و چه مسئولیتها و کارکردهایی باید داشته باشد.»
بداخشانی در ادامه به اهمیت ارتقای سواد اجتماعی در جامعه اشاره کرد و گفت: «سواد اجتماعی موضوعی نیست که مدرکی برای آن صادر شود، اما ضرورتی است که همه ما به آن نیاز داریم. من به دانشجویانم میگویم به جای تحویل دادن فیلم، به من بگویید چه کتابهایی خواندهاید تا درباره آنها گفتوگو کنیم. معتقدم سینماگر صرفاً با تکنیک تعریف نمیشود؛ تکنیک حاصل کار گروهی است.»
این مدیر فیلمبرداری با تشریح وظایف حرفهای خود گفت: «من تکنسین صرف نیستم. مدیر فیلمبرداری در حقیقت مسئول فنی تصویر است. به عنوان مثال، اگر پرده سبز در صحنهای نصب شود، باید مطمئن شوم که همه چیز در جای درست قرار گرفته است، زیرا در نهایت این تصویر با امضای من ثبت میشود. وظیفه من تحقق بخشیدن به نگاه و اندیشه کارگردان در قالب تصویر است.»
وی افزود: «به همین دلیل، وقتی در صحنه فیلمبرداری گفته میشود “من خوب بودم”، آن را نوعی توهین به کار گروهی میدانم. باید بگوییم پلان خوب بود؛ زیرا موفقیت یک صحنه حاصل تلاش همه عوامل است. اگر هم قرار باشد پلان تکرار شود، باید دلایل آن به روشنی بیان شود.»
بداخشانی با اشاره به همکاری خود با زندهیاد عباس کیارستمی گفت: «در سینما همه چیز به مسائل فنی محدود نمیشود و مدیر فیلمبرداری باید در حوزه مشاوره کارگردانی نیز نقش داشته باشد. این ویژگی را بهخوبی در همکاری با عباس کیارستمی تجربه کردم. او پیش از اجرای هر پلان از من میخواست آنچه قرار است در صحنه رخ دهد را توضیح دهم و درباره آن گفتوگو کنیم.»
وی در بخش دیگری از این گفتوگو درباره آثار مورد علاقه خود اظهار کرد: «فیلمهایی که محوریت آنها زنان بوده است را بیشتر دوست دارم. آثاری مانند من ترانه ۱۵ سال دارم و دیشب باباتو دیدم آیدا به این دلیل برایم اهمیت دارند که از دل جامعه و مسائل واقعی آن بیرون آمدهاند.»
بداخشانی همچنین درباره فیلم دوئل گفت: «این فیلم فراتر از یک اثر جنگی است. احمدرضا درویش تجربه و شناخت عمیقی از جنگ داشت و تلاش کرد تصویری واقعی از آن ارائه دهد. او معتقد بود سالها فیلمهای شعاری درباره جنگ ساخته شده و باید واقعیت جنگ را به تصویر کشید. به همین دلیل، دوئل همچنان یکی از شاخصترین نمونههای سینمای جنگی ایران محسوب میشود و میتواند برای نسلهای آینده تصویری روشن از کیفیت بصری و فضای جنگ در سینمای ایران ارائه کند.»
رئیس انجمن صنفی مدیران فیلمبرداری در ادامه با اشاره به برخی تجربههای حرفهای خود گفت: «فیلم هیوا ساخته زندهیاد رسول ملاقلیپور اثری شگفتانگیز است؛ فیلمی که گذشته را به زمان حال پیوند میزند و تأثیر عاطفی عمیقی بر مخاطب میگذارد.»
وی همچنین درباره همکاری با زندهیاد داریوش مهرجویی اظهار کرد: «مهرجویی به من میگفت تو فقط فیلمبردار نیستی، بلکه چشم من هم هستی؛ بنابراین باید آنچه را میبینی با من در میان بگذاری. او از توانایی تکتک عوامل استفاده میکرد و به ظرفیتهای آنان میدان میداد.»
بداخشانی در پایان خاطرنشان کرد: «مهرجویی واقعاً در صحنه فیلم زندگی میکرد. معمولاً گوشهای مینشست و روند کار را دنبال میکرد. جالب اینکه هیچگاه واژه “کات” را به کار نمیبرد و به جای آن میگفت “بس”، چون معتقد بود کلمه “کات” معنای پایان و قطع شدن دارد.»