امروز شنبه, ۹ آبان , ۱۴۰۵ ساعت ۱۹:۰۱:۳۲
علی باذل در گفت‌وگو با صبا؛

 برای بچه‌های نسل یوتیوب نمی‌توان با فرمول دهه ۶۰ برنامه ساخت/ عبور از انحصارهای AI در «کیمدی‌شو»

تصور کنید؛ در روزگاری که یک کودک ده ساله، با یک اشاره به دنیای بی‌انتهای تکنولوژی وصل می‌شود، چطور می‌توان او را نشاند و برایش از فوتبال گفت؟ علی باذل و تیمش، دقیقاً وسط این میدان مین ایستاده‌اند.

به گزارش خبرنگار صبا، همه چیز از یک «نه» بزرگ شروع شد؛ نه به الگوهای تکراری، نه به دکورهای مقوایی قدیمی و نه به این تصور که بچه‌های امروز را می‌شود با همان فرمول‌های دهه شصت و هفتاد پای صفحه نمایش نگه داشت. تصور کنید؛ در روزگاری که یک کودک ده ساله، با یک اشاره به دنیای بی‌انتهای تکنولوژی وصل می‌شود، چطور می‌توان او را نشاند و برایش از فوتبال گفت؟ علی باذل و تیمش، دقیقاً وسط این میدان مین ایستاده‌اند، آن‌ها می‌خواستند برنامه‌ای بسازند که بازی نوستالژی «کیمدی» را به اتاق بچه‌ها ببرد، اما بدون هیچ نقشه راه و حتی نمونه خارجی موفقی و این باعث شد که آن‌ها سراغ هوش مصنوعی بروند. در این گفتگو، علی باذل، تهیه‌کننده «کیمدی‌شو»از مسیرِ ناهموارِ خلقِ این دنیای رنگی می‌گوید؛ که در ادامه می‌خوانید.

چه جرقه‌ای باعث شد ایده «کیمدی‌شو» شکل بگیرد؟ با توجه به اینکه فضای برنامه‌سازی برای کودکان با محوریت فوتبال در ایران چندان تجربه‌شده نیست، چالش اصلی شما در شروع کار چه بود؟

پیشنهاد اصلی از سمت برند «کیمدی» مطرح شد. آن‌ها به دنبال تولید محتوایی در حوزه فوتبال بودند که مختص کودکان باشد. چالش بزرگ ما این بود که برخلاف بسیاری از برنامه‌های موفق که در ایران با الگوبرداری و بومی‌سازی نمونه‌های خارجی ساخته می‌شوند، ما برای این فرمت هیچ الگوی مشابهی در خارج از ایران پیدا نکردیم. بنابراین، باید فرمول اختصاصی خودمان را پیدا می‌کردیم؛ فرمولی که هم با اهداف برند همخوانی داشته باشد و هم برای نسل جدید کودکان جذاب و تماشایی باشد.

برای رسیدن به این ساختار، اولین گام‌های اجرایی شما چه بود؟

در اولین قدم، با محمد بحرانی که دوست قدیمی من است و سابقه همکاری طولانی‌مدتی در پلتفرم‌هایی مثل فیلیمو با هم داریم، جلسات مشورتی برگزار کردیم. خیلی زود به این نتیجه رسیدیم که ما صرفاً به یک «کارگردان» نیاز نداریم، بلکه باید به دنبال یک «برنامه‌ساز» باشیم. تفاوت در این است که برنامه‌ساز فراتر از کارگردان عمل می‌کند؛ او در ایده‌پردازی، اجرا و حل چالش‌های اجرایی، هم‌فکر و شریک است.

چه ویژگی‌های خاصی در میلاد رحیمی دیدید که باعث شد فکر کنید او همان فردِ ایده‌آل برای این جایگاه است؟

من و محمد بحرانی تجربه مشابهی از توانمندی‌های میلاد رحیمی داشتیم. او یک پکیج کامل است؛ هم کارگردان است، هم بازیگر و هم تسلط بالایی بر فضای تبلیغات دارد. این ترکیبِ مهارت‌ها در کنارِ «برنامه‌ساز» بودن، دقیقاً همان چیزی بود که ما برای تبدیل ایده‌های انتزاعی‌مان به یک برنامه جذاب نیاز داشتیم. نکته ظریف و مهم دیگر این بود که میلاد خودش فرزندی در همان رده سنی هدف ما دارد. این موضوع باعث شد او درک بسیار دقیق‌تری از سلیقه، نیازها و نحوه ارتباط‌گیری با کودکان داشته باشد که در فرآیند تولید برایمان بسیار راه‌گشا بود.

صحبت از محمد بحرانی شد؛ جدای از سابقه دوستی، چه معیارهای تخصصی باعث شد او را برای اجرای این برنامه انتخاب کنید؟

برای انتخاب مجری، دو فاکتور حیاتی وجود دارد که از هر چیزی مهم‌تر است. اول «توانایی و تسلط بر فنون اجرا» و دوم «تخصص و دانش در موضوع برنامه». خب محمد بحرانی در اجرا، فردی فوق‌العاده خلاق و بااستعداد است که توانایی‌اش را بارها ثابت کرده و در حوزه فوتبال هم یک صاحب‌نظر تمام‌عیار است. در کنار این دو ویژگی فنی، اخلاق حرفه‌ای و سابقه همکاری موفق با من و میلاد رحیمی باعث شد تا محمد بحرانی برای ما بهترین و بی‌رقیب‌ترین گزینه باشد.


به نظر می‌رسد برای طراحی و اجرای هر بخش از برنامه از همفکری و خرد جمعی استفاده کرده‌اید. نقشِ هر یک از اعضای تیم در شکل‌گیری نهایی «کیمدی‌شو» چقدر پررنگ بوده است؟

دقیقاً همین‌طور است. یک پروژه زمانی موفق می‌شود که هر فردی در هر سمتی، با خلاقیتِ شخصی خودش چیزی به آن اضافه کند. اگر قرار بود این برنامه صرفاً بر اساس ایده‌های من یا صرفاً ایده‌های میلاد رحیمی جلو برود، نتیجه قطعاً خروجیِ فعلی نبود. تک‌تک دوستانی که در این مسیر کنار ما بودند، در حوزه‌های تخصصی خود ارزش افزوده‌ای ایجاد کردند. این موضوع درباره محمد بحرانی بسیار ملموس‌تر است؛ او فراتر از توانمندی در اجرا و دانش فوتبالی، با خلاقیت ذاتی‌اش در تک‌تک مراحل تولید، پیشنهادات سازنده‌ای ارائه می‌داد که پروژه را ارتقا می‌داد.

موضوع چالش‌برانگیزِ این روزها، «برنامه‌سازی برای کودک و نوجوان» است. ما در گذشته الگوهای موفقی مثل کارهای خانم برومند یا آثار آقای طهماسب و جبلی را داشتیم، اما به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر یک «گسست نسلی» ایجاد شده است. تحلیل شما چیست؟

دقیقاً دست روی نقطه اصلی گذاشتید. ما در گذشته با برنامه‌هایی مثل «کلاه قرمزی»، «زی‌زی گولو» یا کارهای عمو پورنگ و فیتیله‌ای‌ها، دوران طلایی داشتیم که نسل ما با آن‌ها بزرگ شد. اما مشکل اینجاست که آن مدل برنامه‌سازی دیگر برای نسل امروز جوابگو نیست. بچه‌های این نسل، «بچه‌های یوتیوب» هستند؛ آن‌ها به دنیایی از محتوا در اینترنت دسترسی دارند. آن‌ها با آن دکورهای ساده یا فرمت‌های قدیمیِ تلویزیونی، دیگر سرگرم نمی‌شوند. بچه امروز تعارف ندارد؛ اگر برنامه‌ای او را در همان ثانیه‌های اول جذب نکند، کنترل را زمین می‌گذارد یا سراغ گوشی و تبلتش می‌رود. چالش اصلی ما هم همین بود.

چطور مخاطبی که به محتوای جهانی دسترسی دارد را پای «کیمدی‌شو» بنشانیم؟ برای عبور از این گسست و جذب مخاطبِ مدرن، چه استراتژی‌ای در پیش گرفتید؟ 

ما از دیتاهای برند «کیمدی» استفاده کردیم. تحلیلِ رفتارِ طیف وسیعِ مخاطبانِ این برند و بازخوردهایی که از آن‌ها می‌گرفتیم، به ما نشان داد که برای جذب این نسل، باید به سراغ المان‌های «اکتیو»، «خوش‌آب‌ورنگ» و «سرشار از جادو و فانتزی» برویم. اگر «کیمدی‌شو» را دیده باشید، تمام این شاخص‌ها در طراحی دکور، نورپردازی و فرمت برنامه رعایت شده است. علاوه بر این، ما برای اولین بار در ایران از «هوش مصنوعی» در برنامه‌سازی کمک گرفتیم تا بتوانیم آن فضای فانتزیِ مورد نیاز نسل جدید را خلق کنیم. این رویکردِ فنی و هنری باعث شد مخاطب با برنامه ارتباط برقرار کند و خوشبختانه بازخوردهای فعلی بسیار مثبت است.

خیلی‌ها از جایگزینیِ تکنولوژی با برنامه‌سازان ابراز نگرانی می‌کردند، اما به نظر می‌رسد نگاه شما متفاوت است. در «کیمدی‌شو» چطور از این پتانسیل استفاده کردید؟

دقیقاً نگاه ما همین بود؛ هوش مصنوعی را به‌عنوان ابزار مکمل استفاده کردیم، نه جایگزین. مثلاً در طراحی صحنه و دکور از AI کمک گرفتیم؛ اما نه اینکه کل طراحی را بسپاریم به هوش مصنوعی. ما همچنان همان ساختار حرفه‌ای دکورسازی و طراحی صحنه را با تیم انسانی جلو بردیم، اما با AI توانستیم ایده‌ها را بهتر کنیم و به خروجی کامل‌تری برسیم. در بخش‌های دیگر هم همین‌طور بود؛ در تدوین، در وله‌ها، آیتم‌ها و بخش‌های مختلف برنامه، AI نقش تکمیل‌کننده داشت، نه اینکه صفر تا صد کار را تحویل بگیرد.

پس در واقع می‌شود گفت «استفاده هوشمندانه» از AI داشتید؛ یعنی می‌توانستید همه چیز را بسپارید به هوش مصنوعی، اما این کار را نکردید، درست است؟

موضوع اصلاً «اخلاق حرفه‌ای» یا این چیزها نیست؛ بحث فنی و اجرایی است. شما اگر یک پروژه را کامل به AI بدهید، وقتی می‌خواهید آن را با بخش‌های واقعی (رئال) تلفیق کنید، کار سخت‌تر هم می‌شود. اتفاقاً همین تلفیق، پیچیده‌تر است. چون دارید از دو بُعد استفاده می‌کنید. یک بخش هوش مصنوعی و یک بخش هوش انسانی. مثلاً ما در برنامه «اتاق مسی» و «اتاق رونالدو» را داریم؛ این‌ها AI نیستند و بازیگر داشتیم، فیلم‌برداری انجام دادیم و بعد آن را به شکل موردنظر درآوردیم. یعنی حتی در این بخش‌ها هم قرار نبود AI جای بازیگر را بگیرد یا حذفش کند.

با توجه به اینکه ابزارهای هوش مصنوعی در ایران به راحتی در دسترس نیست و معمولاً هم با هزینه‌های ارزی، اینترنت و محدودیت‌ها همراه است، از نظر اقتصادی این تجربه برایتان به‌صرفه بود یا نه؟

با لطف دوستان متخصصی که در این زمینه با پروژه همکاری کردند، هزینه‌ها کاملاً معقول شد. حتی هزینه تمام‌شده برنامه از خیلی از رئالیتی‌شوها و گیم‌شوها هم کمتر درآمد؛ با وجود اینکه از هوش مصنوعی هم استفاده کرده بودیم. واقعیت این است که AI الزاماً ابزار گرانی نیست؛ اگر بدانید چطور از آن استفاده کنید، اصلاً هزینه عجیب‌وغریبی ایجاد نمی‌کند.

یعنی می‌توان گفت تا حدی حتی مقرون‌به‌صرفه هم بود؟

بله، می‌تواند خیلی هم مقرون‌به‌صرفه باشد. ولی همه چیز بستگی به تیم متخصصی دارد که این ابزار را می‌شناسد و بلد است درست از آن استفاده کند.

در ایران هنوز نمونه‌های زیادی نداریم که برنامه‌سازی یا حتی سینما به شکل جدی از AI استفاده کرده باشد. از نظر شما چقدر ظرفیت رشد و توسعه در این حوزه وجود دارد و چرا کمتر سراغش رفته‌ایم؟

تازه اول راه است؛ عملاً شروع شده. خود من بعد از این تجربه، می‌توانم چهار یا پنج ایده دیگر برای قالب‌های مختلف داشته باشم؛ از تاک‌شو گرفته تا حوزه سینما و قالب‌های دیگر. به نظر من این مسیر روزبه‌روز بهتر می‌شود. فقط یک نکته مهم وجود دارد. شما «عامل انسانی» را نمی‌توانید حذف کنید و صرفاً روی هوش مصنوعی حساب باز کنید. شما همچنان به یک تیم برنامه‌سازی خلاق، اتاق فکر، تیم نویسندگی قوی و این موارد نیاز دارید، همه چیز را نمی‌توان بر دوش هوش مصنوعی گذاشت.

در واقع تأکید شما بر «تخصص انسانی» است؛ اینکه هوش مصنوعی باید در خدمتِ کارگردان، طراح صحنه، تدوین‌گر و… باشد، نه جایگزین آن‌ها. به نظر شما چطور می‌توان این تعادل را برقرار کرد؟

دقیقاً. نکته همین‌جاست؛ یک مرز باریک بین افراط و تفریط وجود دارد. نباید آنقدر غرق در هوش مصنوعی شد که خروجی «گل‌درشت» و پس‌زننده شود، و نباید آنقدر هم از تکنولوژی دوری کرد که ایده‌های ناب را از دست داد. اگر کسی بتواند این تعادل را در برنامه‌سازی برقرار کند، تا مدت‌ها می‌تواند برنامه‌هایی بسازد که برای مخاطب جذاب و تازه باشد.

با توجه به سابقه شما در ساخت برنامه «یازده» که آن هم در حوزه فوتبال بود، تجربیات آن دوره چقدر در دیدگاه امروزتان تأثیر داشته است؟

تجربه «یازده» برای من بسیار آموزنده بود. ما در آن پروژه با دو مانع بزرگ مواجه شدیم؛ اول اینکه ساترا اجازه پخش صحنه‌های فوتبال داخلی را به ما نمی‌داد، چون حق پخش تصاویر در انحصار صداوسیما بود و حتی با پرداخت هزینه هم این اجازه صادر نمی‌شد. اگر آن زمان هوش مصنوعی وجود داشت، من می‌توانستم کارهای بسیار بهتری انجام دهم. اتفاقاً یکی از نقاط قوت AI این است که می‌تواند بسیاری از انحصارها و محدودیت‌های سنتی را دور بزند.

در «کیمدی‌شو» ما شاهد حضور دو کودک (دختر و پسر) هستیم که تسلط‌شان بر فوتبال واقعاً غافلگیرکننده است؛ انگار از کارشناسان حرفه‌ای هم مسلط‌ترند. فرآیند انتخاب این بچه‌ها چطور بود؟

پروسه انتخاب بازیگران بسیار دشوار بود. ما هم فراخوان دادیم و هم از آموزشگاه‌های بازیگری کمک گرفتیم. از تعداد بی‌شماری دختر و پسر تست گرفتیم، چون فقط مهارت بازیگری ملاک نبود؛ آن‌ها باید «واقعاً» فوتبالی می‌بودند. ما نمی‌خواستیم طرفداری‌شان از مسی و رونالدو ساختگی باشد. بازیگر پسر ما تجربه کار در فیلم، سریال و تئاتر را داشت و خوشبختانه یک طرفدار واقعی و دوآتشه مسی و بارسلونا بود. در مقابل، بازیگر دختر ما هیچ تجربه تصویری قبلی نداشت، اما خودش فوتبالیست بود و در آن سن به‌طور جدی فوتبال بازی می‌کرد و به همان اندازه، طرفدار واقعی و متعصب رونالدو بود. همین «واقعی بودنِ» علاقه آن‌ها، به برنامه روح داده است.

«کیمدی‌شو» در ریتم و زمان‌بندی هم در قالب برنامه‌ریزی مشخصی عمل کرده. چقدر روی این موضوع حساس بودید؟

خیلی زیاد. ما آگاهانه فکر کردیم که زمان برنامه باید طوری باشد که بچه‌ها خسته نشوند. برنامه باید ترکیبی از آموزش، سرگرمی و روایت باشد که مخاطب کودک در همان بازه زمانی کوتاه، هم لذت ببرد و هم چیزی یاد بگیرد. ما می‌دانستیم اگر زمان را رعایت نکنیم، کودک به‌راحتی برنامه را رها می‌کند.

آیا برنامه‌ای برای ساخت فصل دوم «کیمدی‌شو» دارید؟
بله، در حال بررسی هستیم و ان‌شاءالله این اتفاق می‌افتد.

guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی

آخرین اخبار

پربازدیدها