
ناصر ارباب/ صبا، به مناسبت شروع رویداد آیینی «خیمه هنر» در تئاتر شهر، ارمغان بهداروند یادداشتی اختصاصی برای خبرگزاری صبا نوشته است. در این یادداشت که با عنوان «نسخه علاجبخش هنر» منتشر شده، بهداروند با نگاهی به جایگاه هنر در شرایط بحرانی جامعه، بر ظرفیت هنرهای نمایشی، آیینهای جمعی و روایتهای فرهنگی برای ایجاد همدلی، کاهش فاصلهها و بازسازی امید اجتماعی تأکید کرده است. در متن این یادداشت آمده است:
نسخه علاجبخش هنر
جامعه، به هیئت انسان، از مصائب فراگیری همچون شیوع بیماری، نزول بلایای طبیعی، بحران نابرابریها و وقوع جنگ زخم میخورد و در وضعیت مستقر فرو میرود. بیماری دیرعلاجی که با اندک نامراقبتی و بیمبالاتی ریشه میدواند و بر روح و روان جمعیت مغلوب حاکم میشود. درمان این زخم بیش و پیش از هر گزارهای به شرح احساسات و طرح روایاتی نیازمند است که جمع جبری آن به تولید امید و ترویج همدلی ختم شود. هنر به مثابه نسخهای درمانگر، محرک و محقق آگاهی و آرامش است. پدیدهای که فراتر از مرزهای زبانی و حصرهای قومیتی و فواصل عقیدتی، جهانی مشترک خلق میکند که جمعیتش در سایه گفتوگو و بر پایه مراقبت از خود و دیگری دوران نقاهت خویش را پشت سر میگذارد. ابراز درد و اظهار رنج اگر چه وقوع نشاط فردی و جمعی را به تاخیر میاندازد اما زمینهساز تداوم گفتوگوها و همبودگیهای موثر خواهد بود. مرور یک اثر نمایشی، مواجهه دیداری و شنیداری با آثار سینمایی، تجسمی و موسیقایی، نقش غیرقابلانکاری در تقلیل تضادها، تقرب افکار و تعامل عقاید دارد و آگاهانه آن چه از آن به عنوان سکوت اجتماعی یاد میشود را به همصدایی و تابآوری بدل میکند. هنر، با شیوهها و شگردهای خلاقه خویش، شنوایی متصدیان و بینایی مخاطبان خود را تقویت کرده و به مدد وجوه مدارا و مروت، به تصحیح الگوهای اجتماعی گام برداشته و اتفاقآفرین میشود.
در بسیاری از جوامعی که در شرایطی پرشباهت به این روزگار به سر بردهاند، هنر خود را موظف و متعهد به بازسازی سرمایههای اجتماعی و ترمیم ترکخوردگیهای روانی جامعه دانسته است. برگزاری هدفمند رویدادهای هنری، کارگاههای مشارکتی، تئاترهای اجتماعی و موسیقی محلی، حس تعلق به جامعه و تعلق سرزمینی را تقویت میکند. مجال شنیدهشدن صداهای غایب، توجه به دغدغههای غیررسمی و مواجهه با مطالبات نادیده گرفته شده مقصد مطلوبی است که موجب جلب اعتماد عمومی و حذف سوءتفاهمهای حاکم بر وضعیت جامعه و مقوم مدیریت درمان اجتماعی میشود. هنر مهندس خلق این موقعیت و معمار تبدیل تفاوتها به تفاهمهاست.
از این رو شناخت هنر و درک التیامبخشیهای هنر در بحرانهای اجتماعی میتواند از فضیلتهای متصدیانی محسوب شود که با پیشآگاهی و عاقبتاندیشی، مشارکت و موافقت اعضای جامعه را منجی بیبدیل عبور از آزردگیها و افسردگیهای اجتماعی میدانند.
غلبه بر موانع درمانی جامعه، القای اثربخشی حضور همگانی در عصر پس از جنگ و تامین فضای طرح دیگر قرائتها از موقعیت، ارزشافزوده برگزاری رویدادهای هنری در شرایط حال حاضر روزگار ماست. بهرهگیری از آیینهای جمعی همچون مناسبات ملی و مذهبی که در زیرساخت باورها و اعتقادات مردم نهادینه شدهاند، گزاره مغتنمی است که میتواند به مثابه پلی رابطهآفرین در نظمآفرینی افکار و هدایت روحی جامعه ایفای نقش نماید.
بازشناسی رویدادها و شخصیتهای تاریخی و مذهبی و مفهومآفرینیهای معاصر از آنها به احیا و ابقای اصول اخلاقی و الگوهای اجتماعی ختم خواهد شد. قدرالسهم هنر در خلق چنین جامعهای فراتر از تصور غالب است و اگر قرار به تغییری در وضعیت مستقر اجتماعی است به ناگزیر باید از توان تربیتی و تبحر درمانی هنر سود برد.
ظرفیت متفاوت هنر و استعداد متمایز هنرمندان به گواه ادوار تاریخی تجربهشده خواهد توانست در پرستاری جامعه و علاج ابتلائات بحران، سربلندتر از هر گزاره دیگری میدانداری کند. قطعا آن چه در این میانه بیشتر به چشم میآید و بیشتر شنیده میشود، حضور مردم و صدای جامعه است.
رویداد آیینی خیمه هنر نیز در چنین افقی قابل ارزیابی است؛ تلاشی برای بهرهگیری از ظرفیت هنرهای نمایشی و آیینهای مذهبی در بازسازی گفتوگوی اجتماعی، تقویت همدلی و احیای سرمایه فرهنگی جامعه در روزگاری که بیش از هر زمان دیگری به روایتهای مشترک و امیدآفرین نیاز دارد.